بایگانی دسته‌ها: سياره نيبيرو

سياره ايكس يا نيبيرو

سلام

بعضي از دوستان خواسته بودند يك مطلب راجع به سياره نيبيرو بگذارم. اول بايد بگم كه يك مطلب جامع كه حاصل تحقيقات شيرين خانم است در وبلاگ موجود است. ولي در جواب بعضي دوستان كه آيا وجود اين سياره واقعي هست يا نه به نظر من بله واقعي هست به چند دليل. يكي كتببه هاي سومري . ديگري نوشته هاي سومري كه به اين سياره كه هر 3600 سال مدارش كامل ميشود و به زمين نزديك ميشود . ديگري اساطير كل دنيا كه همه آنها در يك چيز مشترك هستند و آنهم طلوع خورشيد از مغرب و توقف خورشيد در آسمان كه طبيعتا زمين كه همينطور نمي ايستد بلكه با آمدن نيبيرو حركت دوراني زمين متوقف ميشود و بعد اين حركت زمين هم كمي تغيير ميكند . اتفاقي كه الان براي بقيه سيارات منظومه شمسي به خاطر آمدن نيبيرو افتاده. ديگري نقشه هايي از هزاران سال پيش است كه نشان ميدهد قطب ها  در جاي امروزي نبوده اند و قطب جنوب خشكي بوده . و دليل ديگر با آب شدن يخهاي قطب وسايل و آثاري پيدا شده كه نشان ميدهد قطب هاي زمين قدمت ميليون ها سال نداره و دلايل ديگر كه در همه تمدنها آمده كه تحقيق بيشتري ميخواهد.

http://kolbrin.com/audios/nibiru/kolbrin-nibiru-300x300.jpg

ولي از آنجايي كه اين چرخه 3600 ساله در حال پايان آمدن است پس بايد اثراتي از آن پديدار شود . يكي از اين پديده ها تغييرات شديد آب و هوايي است . ديگري اينكه اين سياره آنقدر نزديك شده تا ما بتوانيم ببينيم. ولي از آنجايي كه اين سياره ماهيتي مادون قرمز دارد با چشم غير مسلح نميتوان ديد ولي بعضي مواقع به دلايلي كه معلوم نيست اين اتفاق افتاده كه عكسهايي آن را همراه يك مطلب ميگذارم.

گزارش هفتگی
آرش بیک
قسمت : 242 دانستنسها
تاریخ : 26 دسامبر 2007

با درود گزارشی راجع به » سیاره ایکس» و چگونگی برخورد با این پدیده را به حضورتان تقدیم می کنم. این گزارش برگرفته شده از مقاله «مارشال مسترز» بوده که براساس آن فیلم کوتاه اینترنتی نیز تهیه شده است. امیدوارم مورد توجه شما قرار گیرد.
«مارشال مسترز» در ابتدا می گوید؛ قرن 21 برای ما پیشرفتهای شگرفی در عالم تکنولوژی به ارمغان آورد که حتی تصورش هم برای انسان ساده نبوده است. امروزه ما به هر نقطه ای که در کره زمین بخواهیم سفر کنیم، از سریعترین وسایل نقلیه می توانیم بهره برده و در عرض چند ساعت هزاران کیلومتر را طی کرده و به مقصد برسیم. امروزه بخاطر پیشرفت های علوم پزشکی عمر انسان طولانی تر شده است وبشر از عمر خود بهره بیشتری می برد، البته این راهم نباید فراموش کنیم که هنوز انسانهائی هستند که از این همه موهبت برخوردار نیستند ولی در مجموع میلیونها انسان از شکوفائی تکنولژی بهره می برند. اما در کنار این همه شادیها و لذتهای زندگی ناگهان متوجه می شویم که تمام این موهبتها و زندگی که بشر در این کره خاکی با زحمت بسیار ساخته است، قرار است بزودی از بین برود. در اینجا این سئوال پیش می آید که چرا، هیچکس راجع به آن صحبت نمی کند، بعنوان مثال چرا سیاستمداران یا دانشمندان و حتی رادیو و تلویزیون راجع به چنین تهدیدی سخن نمی گویند؟ قبل از سال 2000 خبرگزاریها راجع به سونامی، طوفان، سیل، زمین لرزه و گرمای بیش از حد زمین گاه و بیگاه صحبت می کردند، زیرا اصولاً این بلایای طبیعی بخشی از حیات بشر در این کره خاکی را تشکیل میدهد، تا آنکه طوفان و گردباد عظیم «کاترینا» توجه مردم نسبت به این قضیه رابیشتر جلب کرد، تقریباً بعد از حادثه «کاترینا» ، خبرگزاریها با لحن جدی تر و مدام راجع به سوپر سونامی، طوفانهای مهیب، سیل های ویرانگر، سوپر زمین لرزه و موج گرمای کشنده بحث ها کرده و می کنند. چگونه است که شیوه مطرح کردن آنان نسبت به این گونه مسائل ناگهان تغییرپیدا کرده است. آیا این شیوه مطرح کردن هشدارها برای آن است که مردم جهان را برای وقایع به مراتب بزرگتری آماده کنند؟ تقریباً بعد از هر زمین لرزه ای که در این چند سال اخیر در گوشه و کنار جهان اتفاق افتاده است، بلافاصله گزارش وقوع سونامی یا عدم وقوع آن گزارش شده است. ضمناً خشکسالی نیز در چند نقطه کره زمین بیداد می کند و به تدریج به چرخه غذای انسان لطمه وارد می کند، همزمان نقاطی وجود دارد که از ریزش بیش از حد باران رنج می برد. آتش سوزی جنگلها در چند سال گذشته به رکورد جدیدی رسیده است، بطوریکه عکسهای ماهواره ای از جو کره زمین دود حاصل از آتش سوزیها را که چند ایالت را پوشانده است نشان می دهد. برای آمریکائی ها ، ماههای اگوست و سپتامبر، معمولاً مصادف بود با برگشتن از سفرهای تفریحی و مهیا شدن برای فرستادن بچه ها به مدرسه، در حالیکه در دو سال گذشته اغلب خانواده ها خود را برای دور بودن از طوفانها و سیل های مهیب مهیا می کنند وبخش متأثر کننده ماجرا در اینجاست که بعد از وقوع هر فاجعه ای، بدلیل وسعت ویرانی ها دولتها قادر به کمک رساندن به موقع به مردم خود نیستند. نمونه بارز آن، طوفان «کاترینا»، در این میان و بحبوحه این همه حوادث و فجایع خصوصا آخرین آن زمین لرزه مهیب هائیتی ، متاسفانه تعدادی دانشمند و محقق که یا نمی خواهند مردم را نگران کنند و یا آنکه در پی حفظ منافع شرکتهای چند ملیتی هستند می گویند همه چیز تحت کنترل و هیچ جای نگرانی هم نیست در حقیقت این افراد می خواهند آنچه را که ما می بینیم و حس می کنیم، جملگی باور نداشته باشیم و از آن براحتی بگذریم. آیا براستی این همه حوادث غیر مترقبه می تواند بخشی از چرخه طبیعی زمین باشد؟ آیا این احتمال وجود دارد که علت اصلی این حوادث را میبایست در ورای فضای کره زمین جستجو کنیم و یا حداقل امکان آن را بدهیم که چنین تحولات سریعی می تواند منشاء فرا زمینی هم داشته باشد؟ اگر به تاریخ حیات انسان در کره زمین نگاهی بیاندازیم به مقاطعی برخورد می کنیم که در اوج آرامش و ثبات بشکلی ناگهانی حوادثی در شکل عظیم و فاجعه بار مکرراً اتفاق افتاده است و حتی برای اثبات چنین فرضیه ای دلایل علمی بی شماری نیز موجود است که بعنوان مثال لایه های زمین یا یخهای قطبی و اگر بخاهیم به نوشته ها و الواح پیشینیان نگاهی بیاندازیم، بر اساس پیش بینی تمدن «مایا ، مصریان وحتی قوم هوپی » حوادث فاجعه بار گذشته در سال 2012 تکرار خواهد شد.

http://ufolove.files.wordpress.com/2010/08/andy_loyd_nibiru_path.jpg?w=300


تهیه کننده این مطلب «مارشال مسترز» ادامه داده و می گوید؛ آیا شروع چنین تغییر و تحولاتی آنهم به این سرعت و به این وسعت به دلیل بازگشت » کره ایکس» یا «نیبیرو» به منظومه شمسی نمی تواند باشد؟ دلایل بی شماری موجود است. او اضافه کرده و میگوید،این هم طبیعی است که هر انسانی با عقل سلیم بپرسد، دلیل وجودی چنین فرضیه ای چیست؟ باید در جواب گفت، البته اگر متون سنگی و کتیبه های سومری را افسانه بنامیم اولین باری که ستاره شناسان در جستجوی » سیاره ایکس» بودند، زمانی بود که متوجه انحراف جزئی در سیاره کیوان ، شدند. «ویلیام هرشر» دانشمند و ستاره شناس انگلیسی که زاده آلمان بود در سال «1781″ به این تغییرات پی برد و مدتی بعد در سال 1900 ستاره شناس و ریاضی دان ارزنده انگلیسی به نام «جان کلچتورس» موفق به شناسائی سیاره پلوتون شد ، اکثر ستاره شناسان در آن زمان تصور کردند که بالاخره » کره ایکس» را شناسائی کرده اند، اما بعد از آنکه دانشمندان و ستاره شناسان با دقت بیشتر و ریاضی دقیق تری به موضوع توجه کردند به این نتیجه رسیدند که حجم کوچک پلوتو نمی تواند جاذبه اش باعث انحراف سیارات کیوان، اورانوس و نپتون باشد و خیلی زود دریافتند که حجم » سیاره ایکس» باید بمراتب بزرگتر از پلوتون و در حد سیارات بزرگ منظومه شمسی مانند ژوپیتر و نپتون و کیوان باشد .

NibiruField.jpg Nibirudragon cropcircle image by roadrunner_876

در واقع سازمان فضائی ناسا در سال 1982 در کنفرانس سالانه اش رسماً اعلام کرد که وجود انحراف جزئی در سیارات کیوان اورانوس و نپتون نشان دهنده تأثیر یک سیاره حجیم (4 تا 8 برابر کره زمین) در اطراف منظومه شمسی و یا آنکه حتی در خود منظومه شمسی می باشد. جالب توجه است که بعد از این کنفرانس مقامات ناسا برای مدت طولانی هیچگونه اطلاعات جدیدی را در اختیار رسانه های گروهی و مردم نگذاشتند، در این میان فقط مجله نیو یورک دیلی نیوز اعلام کرد، که تلسکوپ هابل توسط دوربین وابسته به اشعه مادون قرمز منظومه کوچکی را شناسائی کرده است که خورشید آن درخشش چندانی ندارد و به همین دلیل ستاره شناسان آن را «خورشید تاریک» نامیدند. حال اگر فرضیه «خورشید تاریک» واقعی باشد، ما در پنج سال آینده، هنگامیکه به آسمان خیره شویم شاهد دو خورشید خواهیم بود، خصوصاً هنگام غروب می توانیم وجود دو خورشید در آسمان را براحتی تشخیص دهیم.
در سال 1992در مجله یاد شده گزارش دیگری از ناسا بچاپ رسید که از مسافت » کره ایکس» تا خورشید منظومه شمسی اطلاعات جالبی را بدست میدهد، در این گزارش آمده بود که در سال 1984، فاصله «خورشید تاریک» تا خورشید ما 50 بیلیون مایل محاسبه شده است اما در سال 1992 از فاصله 7 بیلیونی خبر دادند، به این معنی که ستاره تاریک در هفت بیلیونی خورشید ما قرار گرفته است و همچنان در حال نزدیک شدن به خورشید ما نیز می باشد.
پایدار باشید.

Planet X
Marshall Masters
Katrina
Nibiru
John Calchaturs
William Hersher
Brown Dwarft (کوتوله قهوه ای)

و اين هم عكسهايي از نيبيرو

China, on Aug 16, 2003

Russia, on Jan 5, 2004

China, on Sep 1, 2003

Lake Erie, on August 21, 2003

Chili, on Jan 14, 2004

New Jersey, on Nov 25, 2003


Virginia, on Jan 14, 2004

New York, on Aug 15, 2003

Italy, on Aug 16, 2003

Maryland, on Sep 30, 2003

Italy, on Dec 27, 2003

Wisconsin, on Sep 11, 2003

worldwide, on Aug 10, 2003

Slovenia, August 10
It’s me again, Borut from 46:15N 14:34E. I took these images with digital camea GP 3.1 M Pixel cam.
Borut
China, August 10
Vancouver, August 8

Here is a good one from Katkam Aug 8. Interesting also how the sunlight is reflecting off to the far edge of the bay, rather then towards the camera.
Steve
California, August 4
I have a few pics from the sun I took in San Onofre Ca. on the 4th of August, around 19:30 hours.


Ohio, on October 12, 2003

###############################################

California, on Sep 19, 2003

http://www.zetatalk.com/teams/rogue/nancy583.jpg

Italy, on Nov 10, 2003

##########################################

Planet X was captured on March 27, 2009 on SOHO. It appeared briefly as the Winged Globe of legend. The 3:18 image captured the Winged Globe, the prior and later images did not have this rare capture. Per Skymap, only the planet Mercury should be in the four o’clock position on that day, to the right of the Sun. Per the Zetas, this is where Planet X can currently be seen, to the right of the Sun.



Second Sun sightings are exploding. From a North Carolina sunrise on April 27, 2010;
to a Arkansas late dawn at 9:12 am on April 30, 2010 casting a dual reflection on the water;
to light orbs around the Sun at sunset in the Philippines on April 30, 2010.
عكس ها زياد ولي جالب هستند. چيزي كه جالب هست نزديك شدن اين سياره غول پيكر است كه سرنوشت زمين را هر 3600 سال يكبار عوض ميكند .
در آخر هم يك عكس كامل از نيبيرو كه امين عزيز فرستاد.

ستاره طارق چیست

ستاره طارق چیست؟

آیا ستاره طارق یکی از پنج صیحه یا ندای ذکر شده در آخر الزمان است؟

ظهور ستاره طارق بر چه دلالت دارد و چه تاثیراتی دارد؟

آیا طارق پیش از این نیز ظاهر شده؟

هنگام طلوع ستاره طارق چکار باید کرد؟

آیا می توان تاریخ ظهور طارق را با توجه به پیشرفتهای علمی و فضایی پیشگویی نمود؟

Normal 0 false false false MicrosoftInternetExplorer4

همانطور که در مقالات قبل ذکر شد، در سال ظهور و یا سال قبل از آن پنج صیحه یا ندا شنیده می شود . یکی از این صیحه ها که در شب بیست و سوم ماه مبارک رمضان است صیحه جبرئیل امین است که به نام قائم آل محمد ندا می دهد و یک ندا از شیطان که در روز جمعه بعد از زوال خورشید است . سه صیحه یا ندای دیگر مربوط به سه واقعه یا به عبارت بهتر بلای طبیعی است که در دو تا از آنها در مشرق و دیگری در مغرب روی می دهد. در مقالات مربوط به آتشی از مشرق و آتشی از مغرب این دو صیحه شرح داده شد. بر اساس روایات واقعه دیگری غیر از آنچه ذکر شد در نزدیکی ظهور در مشرق زمین اتفاق می افتد.

در احادیث و روایات عصر ظهور ،دیده شدن ستاره ای دنباله دار در آسمان ، مکرر ذکر شده . ظهور این ستاره دنباله دار در ادیان دیگر نیز آمده و نشانه ای برای آخر الزمان است.

در روایات اسلامی نیز چندین بار از این دنباله دار سخن رفته و پیامبر اسلامی صلی الله علیه و اله و سلم نیز مفصل در باره آن در حدیثی طولانی و مفصل توصیاتی را نموده اند که نشان می دهد موضوع از اهمیتی خاص برخوردار است .

عن نعيم بن حماد في كتابه الفتن رقم638 جاء فيها قال » ص » إذا كانت صيحة في رمضان فإنه يكون معمعة في شوال قلنا وما الصيحة يا رسول الله قال هدة في النصف من رمضان ليلة جمعة فتكون هدة توقظ النائم وتقعد القائم وتخرج العواتق من خدورهن في ليلة جمعة في سنة كثيرة الزلازل فإذا صليتم الفجر من يوم الجمعة فادخلوا بيوتكم وأغلقوا أبوابكم وسدوا آذانكم فإذا أحسستم بالصيحة فخروا لله سجدا وقولوا سبحان القدوس سبحان القدوس ربنا القدوس فإنه من فعل ذلك نجا ومن لم يفعل ذلك هلك.

از نعیم بن حماد در کتاب «الفتن » آمده است :

پیامبر (صلی­ الله­ علیه­ وآله) فرمود: هر گاه در ماه رمضان صدای صیحه بلند شد پس در شوال جنگ آغاز می گردد.  گفتیم: ای رسول خدا، صدای بلند چیست؟ فرمود: صدای شدید فرو افتادن چیزی است در ماه رمضان، در شب جمعه ای ، در سالی پر از زلزله ها که خوابیده را بیدار می کند، ایستاده را می نشاند و دختران جوان را از سراپرده هایشان بیرون می آورد. بنا بر این، هرگاه نماز صبح روز جمعه را خواندید، داخل خانه­ هایتان شوید، درها و روزنه ها را ببندید، خود را بپوشانید و گوشهایتان را بگیرید. هر گاه آن بانگ بلند را احساس کردید، برای خدا به سجده در افتید و بگویید:«سُبحان القدّوس، سُبحان القدّوس، ربّنا القدّوس». زیرا هر کس چنین کند، نجات می یابد و هر کس چنین نکند، نابود می شود.  الفتن، ص ۱۳۶، جزء ۳، ح ۶۱۹ .  ( توضیح اینکه این روایت از ابن مسعود هم نقل شده است)

در روایتی دیگر از امام باقر (علیه السلام) آمده :

هر گاه عبّاسی به خراسان رسد، گیسوی سختی ‏آور در مشرق طلوع می‏کند.نخستین بار که طلوع کرد، برای نابودی قوم نوح بود، هنگامی که خدا غرقشان کرد. در زمان ابراهیم (علیه‏ السّلام)، آن گاه که او را در آتش افکندند و زمانی که خداوند فرعون و همراهانش را نابود ساخت و هنگامی که یحیی پسر زکریّا کشته شد، طلوع کرد. پس هر گاه آن را دیدید، از شرّ فتنه‏ها به خدا پناه برید.طلوع این ستاره پس از گرفتن خورشید و ماه خواهد بود. سپس ]بنی‏ عبّاس[درنگ نمی‏کنند(دوام نمی آورند) [جز زمانی کوتاه]، تا آنکه اَبْقَع در مصر آشکار شود. ( الفتن، ص 148، جزء ۳، ح 607)

Normal 0 false false false MicrosoftInternetExplorer4 در روایتی دیگر آمده است :

از علائم نزدیکی ظهور :… طلوع ستاره درخشان در سمت مشرق که همچون ماه می‌درخشد سپس دو جانب آن خم گردد که نزدیک شود که آن دو جانب به همدیگر متّصل شوند. پدید آمدن سرخی در آسمان که در فضا پراکنده گردد. (علامه حلی:نگاهی بر زندگی دوازده امام. ترجمهٔ محمد محمدی اشتهاردی)


Normal 0 false false false MicrosoftInternetExplorer4 ابو امامه نیز نقل کرده است:

رسول خدا (صلی­ الله­ علیه­ وآله) فرمود: … هر گاه شب نیمۀ رمضان شب جمعه باشد، از آسمان صدایی خواهد بود که بر اثر آن٬ هفتاد هزار نفر بیهوش٬ هفتاد هزار نفر گنگ و هفتاد هزار دوشیزه پرده هاشان شکافته می شود! گفتند: ای رسول خدا، پس چه کسی سالم می ماند؟ فرمود: کسی که در خانه اش بماند و به سجده پناه بَرَد و بلند تکبیر بگوید(عقد الدرر٬ ص ۴۰ـ۱۳۹ ٬ ب ۴ ٬ ف ۳.).

گفتنی است ، حادثۀ یادشده ، در روز جمعه نیمۀ رمضان  سال پیش از ظهور، تقریباً هنگام طلوع خورشید یا کمی پس از آن ، به وقت عربستان سعودی،رخ می دهد. البتّه چنین به نظر می­رسد، اقدامات احتیاطی­ ای که پیامبر اسلام(صلی­ الله­ علیه­ وآله) به آنها اشاره فرموده است، بیشتر متوجّه مردم مشرق زمین، خصوصاً خاورمیانه، می­شود.

شیخ مفید- دانشمند شیعی –  آورده است:

هر گاه ستاره ای سرخ را دیدی که آن را نمی شناسی و در مسیرحرکت ستارگان قرار ندارد و در آسمان از جایی به جایی دیگر می رود و مانند ستون است، در حالی که ستون نیست، پس بی گمان،چنین چیزی نشانۀ جنگ، بلاها، کشته شدن بزرگان، زیادی شرور و اندوه­ها و آشوب در میان مردم است(الاختصاص، ص (162

Normal 0 false false false MicrosoftInternetExplorer4 امام باقر (علیه­ السلام) فرمود:

پیش از این امر (ظهور قائم)، گرفتن ماه پنج روز مانده به پایان ماه رمضان و گرفتن خورشید در پانزدهمین روز آن رخ خواهد داد،و در این هنگام، محاسبه منجّمان بر هم می خورد (الغیبة، ص ۲۸۰، ب ۱۴، ح ۴۶. ).

پیشتر در مقاله آتشی از مشرق ذکر شد که در اثر آتشفشان تامبورا در اندونزی در سال 1815 کسوف روی داد . با توجه به همزمانی ظهور دنباله دار و یا ستاره سرخ رنگ و کسوف خورشید احتمال دارد یکی از دلایل کسوف غیر طبیعی و غیر وقت قرار گرفتن دنباله داری در بین زمین و خورشید باشد.( الله اعلم و اعلی)

همچنین، در خبری دیگر از کعب الأحبار، می خوانیم :

نابودی بنی عبّاس هنگام آشکارشدن ستاره ­ای در دل آسمان و صدای شدید فروافتادن چیزی از آسمان و شکافته­ شدنی است. همۀ اینها در ماه رمضان خواهد بود. سرخی میان پنجم تا بیستم رمضان است و صدای شدید فروافتادن چیزی از آسمان در نیمه تا بیستم ماه می باشد و شکافته­شدن از بیستم تا بیست و چهارم خواهد بود. و ستاره­ای دیده می­شود که مانند ماه نورافشانی می کند و سپس چونان مار در هم می پیچد تا جایی که نزدیک است دو سر آن به هم برسند. و دو لرزش در شبِ پدیدآمدنِ دو فرورفتن خواهد بود، و ستاره ای که شهابی به وسیلۀ او پرتاب می شود و از آسمان فرو می افتد؛ با آن صدایی شدید است تا آنکه در مشرق می افتد و مردم از آن دچار بلایی سخت می شوند. (الفتن، ج ۱، ص۲۳۰، جزء ۳، ح ۶۴۳، مکتبة التوحید، قاهره، چاپ اوّل، ۱۴۱۲ هـ. ق. )

ابن مسعود می گوید:

در ماه صفر نشانه ای خواهد بود  و ستاره ای دنباله دار آشکار می گردد .

الفتن ، ص 148 ،جزء 3، ذیل ح 609

از امام علی علیه­ السلام در بارۀ تفسیر » طارق» (رونده در شب) پرسیده

شد، فرمود:

آن، زیباترین ستاره در آسمان است،

در حالی که مردم نمی شناسندش…(6). بحار الأنوار، ج ۵۵، ص۸۹ ، ب ۹، ح ۴.

باز هم در قرآن کریم می­خوانیم:

منتظر روزی باش که آسمان دودی آشکار را پدید آورد*

این دود که مردم را فرا می­گیرد، عذابی دردناک است*(7). قرآن کریم، سورۀ دخان، آیۀ ١1- ۱٠.

امام باقر (علیه­السلام) فرمود:

پیش از قیام قائم (علیه­السلام) مردم به وسیلۀ آتشی که در آسمان

آشکارمی شود و سرخی ­ای که آن را فرا می گیرد، از گناهانشان بازداشته می شوند(10). الإرشاد، ج ۲، ص ۳۸۷.

Normal 0 false false false MicrosoftInternetExplorer4

بررسی روایات نشان می دهد که طلوع ستاره ای سرخ رنگ و سقوط شهاب سنگ یا ستاره دنباله دار که موجب خسف در زمین نیز می گردد ، از علائمی است که به نزدیکی ظهور دلالت دارد. احتمال دارد این دو یکی باشند و یا دو موضوع جدا از هم که سعی داریم  با توجه به یافته های علمی دانشمندان و سایتهای علمی به آن بپردازیم.

برخورد شهاب سنگی بزرگ به زمین در روایات اخر الزمان ادیان دیگر هم آمده و این فرضیه به حدی قوی است که بر اساس آن فیلمهای متعددی هم ساخته اند و آن را نشانه پایان حیات کنونی بر روی زمین و شروع عصری جدید می دانند و زمان آن را سال  2012 اعلام کرده اند.

در روایات اسلامی و قرآن کریم نیز به صراحت از آخر الزمان و برخورد ستارگان با یکدیگر و تیره شدن خورشید و به هم خوردن نظم سیارات و زلزله های شدید و آتشفشان به عنوان دلایلی برای نزدیکی قیامت یاد شده. اما بر اساس روایات در هنگام ظهور و قبل از ان نیز از برخورد دنباله داری به زمین یاد شده که موجب کشته شدن عده زیادی می گردد ولی پایان جهان نیست و ضمن اینکه تاریخی برای آن تعیین نشده است.

در قرآن کریم سوره ای به نام طارق وجود دارد که به همین دلیل نام مقاله را از نام این سوره گرفته ایم .در این سوره به طارق قسم یاد شده و آن را ستاره ثاقب لقب داده . در تفسیر این سوره آمده است که طارق همان ستاره دنباله داری است که در آخر الزمان به زمین نزدیک می شود و با زمین برخورد می کند. منظور از طارق ، رونده در شب یا کوبنده شب ، که در قرآن کریم به آن قسم یاد شده ستاره درخشانی است که نور آن بسیار  با نفوذ و زیبا می باشد. ثاقب به معنای فرو رونده و نفوذ کننده است. ظهور این ستاره دلیلی بر نزدیک بودن آخر الزمان است و در انتهای سوره نیز به کافران هشدار داده شده . این سوره یکی از معجزات علمی قرآن است .قرنها طول کشید تا اینکه دانشمندان دریابند اولین نشانه های حیات بر روی زمین با سقوط شهاب سنگها ظاهر شد.دانشمندان معتقدند شهاب ها که از فضا می آیند با خود آب و دی اکسید کربن ، منو اکسید کربن و واحدهای آمونیاک و گازهای یونیزه را وارد جو زمین می کنند و در اثر تغییرات جوی بارندگی آغاز می گردد و زمین رویش آغاز می کند و این موضوع به وضوح درآیات 5 تا 7  در باره خلقت انسان و در آیات  11 و 12 به پیدایش حیات در روی زمین و بارش باران از آسمان و شکافته شدن زمین و رویش گیاهان اشاره می کند. در حالیکه تا چند دهه قبل دانشمندان از این راز بی اطلاع بودند. در آخرین آیه این سوره به نزدیکی عذاب کافران و بی اثر بودن کید آنان در مقابل آیات و نشانه های خداوند و مهلتی که به کافران داده شده تاکید می کند .

آیا طارق یکی از پنج صیحه است؟

اگر در متن روایات دقت کنیم می بینیم که به چرخش این ستاره دنباله دار در فواصل معین زمانی اشاره شده و از جمله ، حوادث مقارن با آن ، طوفان و هلاک قوم نوح و سپس هلاک قوم ابراهیم (همانطور که می دانید قوم لوط در زمان حضرت ابراهیم می زیسته و حضرت لوط همان آیین ابراهیمی را در این قوم ترویج می نموده که با افزایش گناهان و اصرار بر آن این قوم در یک صیحه هلاک شده اند ) . و بار دیگر این دنباله دار در زمان حضرت موسی و نابودی قوم فرعون ظاهر شده و آخرین بار طبق این روایت در زمان شهادت حضرت یحیی بوده است. لذا می توان گفت که این ستاره در فواصل زمانی مختلف از نزدیکی زمین عبور و باعث پیدایش حوادثی در زمین می گردد. از جمله آن زلزله ، آتشفشان بارندگی های شدید و سیل که در نهایت منجر به مرگ عده زیادی از مردم خواهد شد و تاکید بر این است که آزمایشی برای مومنان و عذابی برای کافران است و در قرآن از آن با نام صیحه یاد شده و در روایات بالا نیز به آن صیحه اطلاق شده . لذا نتیجه می گیریم که طارق دنباله داری است که طلوع آن عذابی برای کافران و بشارتی برای منتظران و مومنان بوده و  از آن به صیحه تعبیر شده است.


Normal 0 false false false MicrosoftInternetExplorer4 هنگام شنیدن صیحه چکار باید کرد؟

چنانکه از روایات استنباط می شود این صیحه با صیحه جبرئیل امین که در شب 23 ماه مبارک رمضان سال ظهور است فرق دارد و یک هفته قبل از آن می باشد و همان صدای عبور ستاره دنباله دار «طارق» است و یک هفته پس از آن صیحه جبرئیل از آسمان و به دنبال آن ندای شیطان از زمین خواهد بود.

این صیحه همراه با سقوط قسمتی از این ستاره دنباله دار در مشرق زمین می باشد .  زمان سقوط قسمتی از این ستاره در وقت طلوع افتاب در روز جمعه نیمه ماه مبارک رمضان است بطوریکه خواب را بیدار و بیدار را به ترس و وحشت می افکند و زنان را از سراپرده بیرون می آورد و صدای آن به حدی بلند و شدید است که همه مردم آن را می شنوند.

در سقوط بخشی از این ستاره ، عده زیادی کشته می شوند و عده زیادی کر و گنگ و کور می گردند . در روایت وارده از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم ، از ایشان سئوال می شود که در آن زمان ما را به چه امر می فرمایید؟ و حضرت پاسخ می دهند صدقه بدهید و  بر شماست نماز و تسبیح و تکبیر و قرائت قرآن در آن هنگام . سپس سوال می شود چه علامتی برای آن است که ( صیحه) وقت دیگری از سال نباشد ؟ و حضرت می فرمایند اگر نیمه ماه مبارک رمضان گذشت و این اتفاق نیفتاد در آن سال ایمن می باشید.

در روایت دیگری تاکید شده که این واقعه در شب جمعه در سالی که پر از زلزله و سرما هست اتفاق می افتد .

به هنگام طلوع این ستاره و سقوط بخشی از آن در شرق چکار باید کرد؟

در اینجا پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم توصیه می فرمایند که برای ایمنی از این واقعه ، به منزل بروید و تمام درها و پنجره ها را محکم ببندید و لباس ضخیم بپوشید و یا خود را با پارچه یا پوشش ضخیمی بپوشانید و گوشهای خود را محکم بگیرید ( ببندید) و به تسبیح و نماز جماعت و سجده طولانی مشغول گردید.

سوالی که مطرح می شود این است که آیا این نکات اشاره به وقوع جنگ و یا حمله با بمب اتمی ندارد؟

پاسخ این است که خیر زیرا اگر از سلاح اتمی استفاده گردد هیچ یک از امور فوق جان ما را حفظ نخواهد کرد.

سئوال دیگر اینکه آیا ممکن است این صیحه همان صوت جبرئیل علیه السلام باشد؟

در پاسخ باید گفت که خیر ، چگونه است که پیامبر اسلام در هنگامی که جبرئیل ما را به ندایی مهم فرا می خواند توصیه کند که گوش خود را بگیریم و در منزل پنهان شویم . در حالیکه گفته شده ندای جبرئیل امین را همه مردم روی زمین می شنوند ان شاء الله.

در این روایت همچنین آمده : زمانی که احساس کردید صیحه نزدیک می شود سجده کنید و بگویید » سبحان القدوس » و عبارت » احساس کردید » اهمیت زیادی در درک روایت دارد و نشان می دهد که ین صیحه تدریجی حس می شود و شنیده می شود و فورا شنیده نمی شود . به عبارت ، این صوت از مکانی دور شنیده شده و سپس بتدریج بلندتر شده و به ما نزدیک می شود و بطوریکه ما نزدیک شدن آن را حس می کنیم  قبل از آنکه بر ما تاثیر  بگذارد. و لذا برای همین گفته شده هنگامی که » احساس کردید» . اگر صوت ناگهانی بود نیازی به انذار و هشدار نداشت. و لذا صوت جبرئیل امین نمی تواند باشد. هنگامی که جبرئیل علیه السلام ندا می دهد و منظور همان صیحه شب 23 ماه رمضان است ، همه کسانی که خداوند اراده نماید صدای او را در یک زمان خواهند شنید و صدای او تدریجی نخواهد بود.

لذا بدون شک این صوت صدای ستاره دنباله دار » طارق» است و همانطور که گفته شده  بخشی از آن در مشرق سقوط می کند و از نتایجی که به همراه دارد ، آبها را آلوده می سازد و عده زیادی از قحطی و گرسنگی خواهند مرد و صدای آن بسیار شدید است و تدریجی است و ناگهانی نخواهد بود البته برای کسانی که از آن آگاه باشند و در آن زمان بیدار بوده و به نماز صبح مشغول باشند. این صدا موجب ترس شدید در بین مردم خواهد شد و زمین را با امواج الکترو مغناطیسی شدید پر خواهد کرد. امواج صوتی حاصل از عبور این ستاره ما فوق درجه شنیداری انسان است همانند شکسته شدن دیوار صوتی در هنگام عبور هواپیماهای سریع السیر و سوپر سونیک (و یا سقوط بمب و یا موشک و یا صفیر خمپاره برای کسانی که تجربه جبهه را دارند ) .و این امواج برای بدن ضرر دارد و از پوست و گوشت عبور می کند و لذا گفته شده که به داخلی ترین قسمت منزل بروید و گوش خود را بگیرید و با لباسی ضخیم  خود رابپوشانید تا از امواج صوتی آن در امان بمانید . زیرا ممکن است پرده گوش پاره و در اثر شدت امواج دچار خونریزی مغزی گردد.

بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِِ . لَقَدْ جَاءكُمْ رَسُولٌ مِّنْ أَنفُسِكُمْ عَزِيزٌ عَلَيْهِ مَا عَنِتُّمْ حَرِيصٌ عَلَيْكُم بِالْمُؤْمِنِينَ رَؤُوفٌ رَّحِيمٌ. صدق الله العلی العظیم.


Normal 0 false false false MicrosoftInternetExplorer4 ببینید که چقدر پیامبر و ائمه معصومین علیهم السلام نسبت به شیعیانشان مهربان و رئوف بوده و به آنهاعنایت خاص داشته اند.

چرا باید در این حالت سجده کنیم؟

چرا در زمان وقوع زلزله و رعد و برق شدید و گرفتگی خورشید و ماه و یا ترس از وقایع طبیعی هولناک نماز آیات بر ما واجب می شود؟

علت نماز و سجده چیست؟ می فرمایند وقتی صدای صیحه را حس کردید سجده کرده و ذکر » سبحان القدوس سبحان القدوس ربنا القدوس» بگویید. می دانیم که بهترین و زیباترین حالات برای انسان در نزد پروردگار جهانیان سجده است اما سجده چه ارتباطی با عبور ستاره دنباله دار دارد؟

Normal 0 false false false MicrosoftInternetExplorer4 فواید ذکر «سبحان القدوس، سبحان القدوس ربنا القدوس»

در فواید ذکر اسماء الهی و در ذیل ذکر » القدوس» آمده است که کسی که این ذکر را بگوید، در هنگام ادای این ذکر احساس می کند که اعضاء و جوارحش تمایلی به گناه نخواهد داشت و در می یابد که چشمانش از نگاه حرام کراهت دارد و گوشش از شنیدن آنچه مورد غضب خدا است روی می گرداند زیرا در این ذکر  تاثیر آشکار بر جوارح و اعضای انسان دارد و هر کسی که می خواهد از بندگی شیطان و معصیت رها گردد این ذکر را ورد زبان خود سازد و بدین ترتیب خدا وسوسه شیطان را از او دور می گرداند و این ذکر مجرب است.

ذکر » القدوس» 150 بار در هنگام زوال موجب نورانی شدن قلب و ایمن شدن از وسوسه های شیطان می گردد.

حالت سجده بهترین حالت برای برای جلوگیری از بیهوشی و مرگ در موقع خوف شدید می باشد و این امر اثبات شده است. در هنگام خوف شدید تغییراتی در جسم انسان صورت می گیرد مثل عرق کردن و لرزش بدن و تغییراتی نیز در باطن جسم صورت می گیرد که عبارت است از ترشح هورمونهای مختلف و از جمله آدرنالین که موجب بسته شدن رگهای خونی و جریان خون در بدن می شود و خصوصا در مناطق بالاتر بدن مثل سر و موجب می شود خون به مغز نرسد. میزان هورمون بستگی به میزان ترس و خوف دارد و در حالات ترس شدید مانع رسیدن خون به مغز بطور کلی شده که در نتیجه احساس سرگیجه و سپس بیهوشی و در نهایت سکته مغزی و اغماء و مرگ خواهد شد. اگر انسان در این وضعیت در حالت سجده باشد مغز پایین تر از سطح قلب قرار خواهد گرفت و همینطور سایر اعضای بدن در حالت ارتفاع کمتر از قلب قرار گرفته و خون با فشار بیشتر به همه اعضای بدن و از جمله مغز می رسد. و چون سر پایین تر از اعضای بدن قرار دارد خون با فشار به مغز می رسد و مانع از بسته شدن رگهای مغز در اثر تنگی عروق خواهد شد و در نهایت مانع از بیهوشی و اغماء و مرگ مغزی می گردد. و لذا تنها راه مصونیت در حالات ترس شدید سجده است و این نماز و سجده تنها از سنتهای اسلامی و از معجزات پیامبر عظیم الشأن اسلام است. ضمن اینکه یاد خدا و تمرکز بر ذکر  موجب آرامش انسان می گردد » الا بذکر الله تطمئن القلوب» و از ترشح هورمونهای اضافی در بدن جلوگیری می کند و جریان خون را به حالت عادی باز می گرداند. هنگام سجده همچنین بارهای الکترو مغناطیسی جمع شده در بدن دفع می گردد و همانطور که ذکر شد نزدیک شدن ستاره دنباله دار با شدت و سرعتی زیاد، امواج الکترومغناطیس زیادی را تولید می کند که حالت سجده به دفع این امواج به زمین و تخلیه جسم از آن کمک می کند. شدت این امواج به حدی است که همه دستگاههای الکتریکی و کامپیوتری را از کار می اندازد.

در حالت عادی ، روزانه ما مقداری از  این امواج الکترومغناطیس را از محیط دریافت می کنیم که بر سلولهای جسم تاثیر گذاشته و موجب سردرد و بیماریهای دیگر می گردد . تخلیه این امواج از بدن تنها با سجده بر روز زمین ممکن است و آنهم به طریق صحیح و تماس هفت نقطه بدن با زمین . و لذا گفته شده در هنگام صیحه که بیشترین امواج الکترو معناطیس وارد فضا می شود سجده کنید و این سجده باید تا زمان دور شدن این دنباله دار ادامه داشته باشد زیرا تنها راه مصون ماندن از امواج شدید الکترو مغناطیس و دوری از تاثیر منفی آن بر اندامها و جسم انسان است.

نکته دیگر حالت سجده انسان در وضعیت رو به قبله است که در این حالت مدارهای مغناطیسی زمین با جسم هماهنگ شده و احساس آرامش همراه با تنظیم جریان خون در بدن اتفاق می افتد و بر تنظیم ضربان قلب موثر است.

سپس گفته شده ذکر » سبحان القدوس سبحان القدوس ربنا القدوس» را تکرار کنید . تسبیح و ذکر غذای روح و مایه آرامش انسان در هنگام خوف شدید است . تسبیح غذا و دوای مومن است و تنها غذای جسم در هنگام سجده و نماز است کما اینکه گفته شده غذای فرشتگان در آسمانهاست. تسبیح موجب تقویت جسم است کما اینکه پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و اله و سلم به حضرت فاطمه علیها السلام هنگامی که از ضعف جسمی و  خستگی در انجام امور منزل شکایت کردند ، خضرت فرمودند بهترین خدمتکار و کمک برای تو را معرفی کنم ؟ وقتی به رختخواب می روی 33 بار سبحان الله و 33  بار الحمد لله و 34 بار الله اکبر بگو .

علماء اتفاق نظر دارند بر اینکه تسبیح موجب تقویت جسم و تقویت قدرت تحمل جسم هنگام خوف و حوادث شدید می باشد. حتی در ماه مبارک رمضان نیز وقتی ضعف روزه بر جسم مستولی می شود، ذکر و یاد خدا و نماز و تلاوت قرآن نشاط خاصی به انسان می دهد.

در روایتی دیگر از پیامبر اسلام صلی الله علیه واله و سلم داریم که می فرمایند در سه سال قحطی و گرسنگی هنگام خروج دجال، طعام و غذای شما تسبیح و تقدیس است و این مومنان را کفایت می کند از غذا و آب و در آن روز تکبیر و تسبیح و تحمید بجای غذا خواهد بود.

اما اینکه تاکید شده بر اینکه نماز صبح را در مسجد جماعت بخوانند در این روز ، علت آن مصون ماندن از وسوسه های شیطان است زیرا در جماعت، انسان اعتماد به نفس بیشتری داشته و شیطان بر او مسلط نمی شود و در حالات ترس و خوف شدید شیطان بر انسان مسلط می گردد و لذا گفته شده نماز را به جماعت در مسجد برگزار کنید و همین اتحاد در جماعت، ایمان را در دلها محکم کرده و اعتماد به نفس داده و از شدت خوف و ترس انسان می کاهد. و درنهایت چنانچه عمر انسان به اخر رسیده باشد بهترین حالت لقاء پرورگار ، سجده است و در ادعیه امده است که خدایا مرگ ما را در نماز و سجده قرار بده و سجده برترین و زیباترین حالت عبودیت انسان و خضوع و خشوع او در درگاه حق است.

و لذا می بینیم که در روایت تاکید شده که اگر هر کسی این کارها را در موقع شنیدن صیحه انجام بدهد مصون می ماند و در غیر این صورت هلاک خواهد شد.

با توجه به اینکه نحوه مصون ماندن از ستاره «طارق » تنها در روایات و احادیث اسلامی و شیعی آمده است ، احتمال زیادی دارد که این واقعه عظیم و صیحه شدید بسیاری از کافران را نابود گرداند و یا دچار عوارض بعدی گردند همانطور که در روایت شریف ذکر شده.

در حدیثی دیگر از معصوم آمده که فرمودند در آخرالزمان دو سوم مردم روی زمین از بین می روند و تنها یک سوم باقی می مانند و عرض شد تکلیف مسلمانان چه می شود؟ فرمودند آیا دوست ندارید یک سوم باقیمانده باشید؟

این روایات و احادیث نشان می دهد که اطلاع و آگاهی مسلمانان و اشتیاق شیعیان منتظر ، از این احادیث و روایات و به خاطر سپردن آن و عمل به آن مانع از تلفات زیاد در بین آنها شده و آنها را از بلاها و فتنه های آخر الزمان مصون نگه می دارد.

شاید این سئوال برای شما پیش بیاید که آیا ستاره طارق همان سیاره ایکس یا نیبیرو و یا آپوفیس است که دانشمندان فضا آن را رصد کرده و احتمال برخورد آن را با زمین داده اند؟ و اگر چنین است آیا با محاسبات می توان تاریخ ظهور را تعیین کرد و آیا می توان از برخورد آن به زمین جلوگیری کرد؟

اگر در سوره طارق دقت کنیم می بینیم که خداوند معلومات اندک انسان را با طرح سئوال » و ما ادریک مالطارق» به چالش می کشد و به او می گوید ای انسان تو چه می دانی که طارق چیست؟ یعنی وقتی انسان به موضوعی علم ندارد چگونه می تواند با آن برخورد نماید و لذا انسان نمی تواند با طارق این آیه و نشان الهی مبارزه نماید . در آیات پایانی سوره به صراحت عجز انسان را در مقابله با طارق بیان می کند و می فرماید : کافران می خواهند مکر کنند و ما هم مکر می کنیم و چند صباحی به آنان مهلت داده شده. لذا نتیجه می گیریم که اراده خداوند بر این تعلق دارد که ستاره طارق تا زمان طلوع و ظهور آن همانند ظهور قائم آل محمد عجل الله تعالی فرجه الشریف مخفی و راز باقی بماند و  معلومات کافران هرگز به آن راه نیابد زیرا خداوند طارق و صیحه راعذابی برای کافران قرار داده است. ( والله اعلم واعلی)

همچنین تعیین تاریخ برای ظهور کاملا غلط و مردود است و زمان ظهور را کسی جز خدا نمی داند و فیلمهایی که اخیرا ساخته شده و به پایان دنیا در 2012 و تحدیدا 21 دسامبر اشاره می کند عاری از حقیقت است. در قسمت بعدی مقاله در باره این موضوع و احتمالات مطرح شده توسط غرب ، مطالبی را به آگاهی خوانندگان خواهیم رساند.

پ .ن: البته به نظر من همون نيبيرو خودمان هست فقط خواستم بدونيد در روايات هم از نيبيرو بحث شده پس دروغ نيست.

سياره نيبيرو 3

علت بسیاری از تغییرات دما و اتمسفری چند وقته و همچنین فعالیت اتشفشانی سیاره ای است با اسم

– UB – 3132003

که گویا با وارد شدن ونزدیک شدن به مدار های سیارات دیگر و زمین این جرم اسمانی است که بسیاری از این رخداد ها اتفاق افتادند سیاره ای که در متون کهن به اسم نیبیرو.مردوخ. نمسیس .سیاره خدا .و…نام گزاری شده است


در 31 اکتبر 2003 عکــسی هایی از این سیاره توسط تلسکوپ 48 اینچ پالومار گرفته شد اما فاصله این سیاره آن‌چنان زیاد بود که حرکت آن در پس‌زمینه ستارگان تا سال 2005 که داده‌های مربوط به این شیء دوباره مورد بررسی قرار گرفت مشاهده نشددرژانویه سال 2005 میلادی دانشمندانی
Michael .
E. Brown, Chad Trujillo, David L. Rabinovitz

عکــسها ودادهای مربوط به این اکتشاف را مورد بررسی قرار دادند که موجب کشف قمری برای این سیاره شد این قمر دیسنومیا نام دارد
سیاره اریس یا نیبیرو هر 3600ساله یکبار وارد مدار می شود و باعث تغییرات اب و هوایی فعالیت هایی در سطح پوسته زمین میشود برای مثال میتواند باعث جابجایی در مسیر گلف استریم شود یا به طور کامل پس ازاب شدن یخ های قطب ازبین برود و سپس قسمت اعظم شمال غرب اروپا و شمال تا شرق امریکا یخ بزند
7200 سال پیش همزمان با برهه ای از تاریخ که احتمال می دهیم طوفان نوح در ان زمان رخ داده باشد تغییرات یکباره در سطح زمین ودماباعث میشود سیل و طوفانی عظیم رخ  دهد که به عقیده بسیاری از دیرینه شناسان یکی از علل ان جدا شدن تکه یخی عظیم از قطب جنوب بوده که باعث جزر و مدی عظیم شده است
حدود 3600 ساله پیش هم جرمی که به زمین نزدیک شد همراه بود با مهاجرت بنی اسراییل از مصر به فلسطین وباعث وجود برخی نابسامانی ها و تغییرات در زمین شده است برای مثال امکان دارد که دونیم شدن دریا برای گذشتن قوم موسی از ان اشاره کرد یا امکان دارد که این تاریخ همدوره باشد با تاریخ پیامبران یا اقوامی که در قران عذاب دیده اند نظیر لوط.شعیب.ثمود. عاد .وغیره که دور از ذهن نمی رسد

تغییرات جوی درحال بالارفتن است واین همزمان با ان شده است که سیاره اریس دیگر جای دور دردست ها در کنار پلوتو نیست بلکه به طرف مدار زمین در حرکت است و این اتفاق در سال 2012 تا2014 رخ می دهد
دانشمندان در اینروزها پی برده اند که جرمی بروی منظومه شمسی تاثیر گذشته است به طور مثال می توان به:قمر نپتون تریتون گرمتر شده است (بی بی سی ساینس 25 جولای 199)
پلوتون گرمای بی سابقه ای را تجربه می کند (22اکتبر 2002 اخبار تکنولوزژی دانشگاه ماسا چست)
فعالیت اتشفشانی در قمر مشتری ای او(ایکاروس استرونومی نوامبر 2002)
گرمای مریخ(ای بی سی دسامبر 2002)

و همچنین گرمای زحل در سایت اینتر استارکه توسط چند تن از دانشمندان دانشگاه کالیفرنیا مورد بررسی قرار گرفت که کاملا گرما در جو زحل مشاهده می شد
و بسیاری از نویسندگان کتابها روزنامه ها هنوز نگران بروز تغییرات دما .اتشفشانها.جزر و مد و طوفانها همانند انچه 7200سال پیش یا 3600 سال و شاید دوره ها قبل در اینروزها هستند

nibirunews

در سال 1976، زکاریا سیتچین، با چاپ کتاب خود بنام دوازدهمین سیاره، بحثی جنجال آمیز پیش کشید. در این کتاب و همچنین کتابهای بعدی، سیتچین ، ترجمه های خود از متون قدیمی سومری ها را آورد که داستانی شگفت انگیز در مورد منشا انسانها روی سیاره زمین نقل می کردند- داستانی متفاوت و بسیار جذاب تر از آنچه که تمامی ما تا بحال شنیده ایم
کتیبه های خطوط میخی باستانی که قدمت آنها به شش هزار سال پیش باز می گردد ، قصه ای می گویند . آنها از نژادی از موجودات بنام آنوناکی

Anunnaki
نام می برند. طبق عقیده سومری ها ، آنوناکی ها از سیاره دیگری در منظومه شمسی ما ، بنام نیبرو به روی زمین آمدند. اگر تابحال در این مورد نشنیده اید، علت آن است که علم نجوم ما ، نیبیرو را بعنوان یکی از سیاراتی که دور خورشید می گردند، قبول ندارد. سیتچین مدعی است که نیبیرو وجود دارد، و حضور آن نه تنها برای گذشته نوع بشر ، بلکه برای آینده او هم نقش مهمی دارد

طبق کتابهای سیتچین، مدار نیبیرو به دور خورشید بیضی است، که این مدار، نیبیرو را بسیار دورتر از پلوتو در دورترین نقطه قرار دارد، و نزدیکترین فاصله ای که با خورشید خواهد داشت، منتهی الیه کمربند سیارکها ( آسترویدی) است. ( کمربند سیارکها نواری از فضا را بین مدارهای مریخ و ژوپیتر اشغال می کنند. 3600 سال می کشد تا نیبیرو مدار خود را یک دور کامل بزند حتی منجمین و ستاره شناسان برجسته هم مدت مدیدی این فرضیه را که سیاره ناشناخته ای سیاره ایکــس – ممکن است در آن طرف مدار پلوتو وجود داشته باشد ، مورد مطالعه قرار داده اند. وجود چنین سیاره ای در آنجا می تواند شرحی از بی نظمی هایی را که در مدارهای نپتون و اورانوس وجود دارد بدهد. این جرم غیر قابل رویت به نظر می رسد آنها را به شدت می کشد

این جرم اولین بار در سال 1983 توسط ایراس ( ماهواره ستاره شناسی مادون قرمز) دیده شد. گزارش واشنگتن پست چنین است : یک جرم آسمانی که احتمالاٌ به بزرگی سیاره مشتری است و احتمالاٌ چنان به زمین نزدیک است که قسمتی از منظومه شمسی خواهد بود که تابه حال در سمت صورت فلکی اریون (شکارچی) یافت شده است. این جرم چنان اسرارآمیز است که ستاره شناسان نمی دانند یک سیاره است ، یا یک ستاره دنباله دار غول پیکر ، یا یک شبه ستاره که هرگز آنقدر داغ نبوده که تبدیل به ستاره شود ، یا یک کهکشان دور که بسیار جوان و هنوز در مراحل آغازین شکل دهی اولین ستارگانش است و یا یک کهکشانی که چنان در غبار فرورفته که هیچ نوری از ستارگان آن هرگز از آن عبور نمی کند.

در آغازین سال‌های قرن بیستم میلادی، بسیاری از اخترشناسان بر اندیشه‌ای پافشاری داشتند که بر اساس آن به احتمال فراوان سیاره‌ای هم در ورای نپتون وجود دارد. نپتون بر اساس محاسبات ریاضیدانانی به نام های جان کاک آدامز و اوربن واریر کشف شده بود تا توضیحی بر اختلافات موجود میان مدار محاسبه شده و رصد شده سیارات اورانوس، زهره و مشتری باشد.

پس از کشف نپتون، هنوز هم اختلاف نورهایی در مدار این سیارات دیده می‌شد. دامنه این اختلافات نوری حتی به مدار نپتون نیز رسیده بود. این اطلاعات و ابهامات موجود اخترشناسان را به این فرضیه سوق داد که احتمالا باز هم سیاره دیگری این بار ماورای سیاره تازه کشف شده نپتون وجود دارد. پرسیوال لاول که مدعی است برای نخستین بار، او کانال‌های موجود در سطح مریخ را رصد کرده است این سیاره را سیاره X نام گذاشت. البته وی دو سری تحقیقات مجزا برای کشف دقیق این سیاره انجام داد که اتفاقا هر دوی آنها با ناکامی همراه بود. نخستین سری از این تلاش‌ها در سال 1909 پایان یافت و پس از تجدیدنظرهایی در محاسبات و پیش‌بینی‌هایش درخصوص مکانی که این سیاره باید وجود داشته باشد، دومین سری از تلاش‌هایش را در حد فاصل سال‌های 1913 تا 1915 انجام داد، اما آن نیز بدون نتیجه مشخصی پایان یافت.

پس از کشف پلوتو، محققان و اخترشناسانی که در پروژه این کشف حضور داشتند، تلاش‌های خود را همچنان ادامه دادند. در جریان اکتشافاتی که از سوی شخصی به نام تومبا از کانزاس صورت گرفت، خرده سیاره‌ها، ستارگان متغیر و حتی یک دنباله‌دار کشف شد، اما هیچ خبری از آن سیاره مورد نظر نبود. در دهه‌های 1980 و 1990 روبرت هارینگتون از اخترشناسان رصدخانه نیروی دریایی آمریکا که برای نخستین بار محاسبه کرده بود پلوتو آنقدر کوچک است که نمی‌تواند اختلالی در مدار اورانوس یا نپتون ایجاد کند، رهبری تحقیقاتی گسترده برای تشخیص علت اصلی مدارهای نامنظم سیاره پلوتو را به عهده گرفت. وی این‌گونه محاسبه کرد که حتی در صورت وجود هم، سیاره X باید در فاصله‌ای معادل 3 برابر فاصله خورشید از مدار نپتون قرار داشته باشد و در عین حال سیاره‌ای بشدت خسوف و کــسوفی باشد. مطرح‌شدن این یافته‌ها از سوی محققان و صاحب‌نظران با درک‌های متفاوتی روبه‌رو شد.

برایان مارس دن از دانشگاه هاروارد آمریکا که درخصوص سیاره X تردیدهایی را مطرح کرده است، به این نکته اشاره کرد که این بی‌نظمی‌ها در مدار پلوتو صدها بار محدودتر از آن چیزی است که آدامز و واریر مطرح کرده بودند و براحتی می‌توان گفت تنها خطاهای رصدی هستند و نه چیز دیگر.

اما در سال 1972 دنیای علم شاهد طرح نظریه عجیب و البته بحث‌برانگیز دیگری درخصوص این سیاره بود. در آن سال ژوزف برادی از رصدخانه ملی لاورنس لیورمور به مطالعه دقیق بی‌نظمی‌هایی در دنباله‌دار هالی‌ (Halley) پرداخت. وی مدعی شد این بی‌نظمی‌ها می‌تواند ناشی از وجود سیاره‌ای در حد و اندازه مشتری باشد که در نقطه‌ای از منظومه شمسی فراتر از نپتون قرار داشته و به دور خورشید می‌چرخد. این نظریه به دلیل آن که بسیار جنجال‌برانگیز بود از سوی اخترشناسانی نظیر مارسدن مورد حمله قرار گرفت. وی در پاسخ به این نظریه جنجالی گفت بی‌نظمی‌هایی که در دنباله‌دار هالی‌‌ (Halley) وجود دارد، تصادفی است و ذاتا بدون ترتیب خاصی روی می‌دهد و این عوامل موجب ایجاد تغییرات و نوساناتی در خط سیر حرکتی آن می‌شود.

هارینگتون در سال 1993 از دنیا رفت بدون آن که اثری از سیاره دهم یا همان سیاره
Xپیدا کند. در همان سال اخترشناسی به نام استندیش از اطلاعات ارسالی فضاپیمای کاوشگر وویجر 2 که در سال 1989 پرواز در ارتفاع پایینی بر فراز نپتون داشته است استفاده کرد تا بار دیگر تاثیر جاذبه‌ای اورانوس بر آن را محاسبه کند. زمانی که تراکم این سیاره نیز با استفاده از این داده‌ها و محاسبات دوباره اندازه‌گیری شد، محققان آزمایشگاه پیش رانش جت از برطرف شدن اختلاف محاسبات مربوط به مدار این سیاره خبر دادند تا شاید حداقل بحث بی‌پایه تاثیرگذاری بر مدار نپتون خاتمه یابدالبته این فقط پاره ای از جزییات بوده است بسیاری بر این عقیده هستند که ناسا پی به وجود این سیاره برده است و می خواهد با پنهان نگه داشتن ان از وحشت مردم جلوگیری کند هم اکنون پایگاهی در قطب جنوب مشغول بررسی سیاره نیبیرو هستند .

قضیه مربوط به  حدود 4 ،5 هزار سال پیش است. همانطور که میدانید سومریها یکی از اولین تمدنهای شناخته شده روی زمین هستند که محل زندگیشان  جایی در عراق کنونی بود. انها  تعدادی لوح از خود به جای گذاشتند که خیلی جالبند. اگر شما ترجمه لوح های سنگی را بخوانید  چیزهایی را پیدا میکنید که ادیان امروزی هم به ان اعتقاد دارند. بعضی ها میگویند منشا برخی از عقاید دین های امروزی به نحوی از انجا نشات می گیرد . این سومریها در ستاره شناسی بسیار پیشرفته بودند. بعضیها اعتقاد دارند موجودات غیر زمینی با انها در ارتباط بودند وگرنه نمیتوانستند همچین علمی داشته باشند. خوب از این قضیه هم که بگذریم انها در لوحهای سنگی سیاره های منظومه شمسی رو توصیف کردند. وحتی طرز بوجود امدن کره زمین و خیلی چیزهای دیگر که ستاره شناسان به تازگی انهم با تکنولوژی جدید کشف کردند..


سومریها در مورد یک سیاره توضیح دادند که ما نمیشناسیمش به اسم نیبیرو. که توضیح دادند مدار این سیاره به صورتی هست که هر 3600 سال یک بار از نزدیکی زمین رد میشود و در یکی از لوحها حتی گفتند که چه اتفاقی می افتد روی زمین.. از طرف دیگه مایا ها که انهاهم در ستاره شناسی خیلی پیشرفته بودند و تقویم بدون خطایی در زمان خودشان داشتند اعتقاد دارند که زمان این حادثه به تقویم میلادی ما روز جمعه 21 دسامبر سال 2012 هست.

در این روز سیاره نیبیرو از نزدیک زمین رد میشود اگر با زمین برخورد نکند جاذبه اش باعث میشود حرکت زمین برای مدتی متوقف شود و جای قطبهای زمین عوض شوند که دراین صورت باید انتظار توفانهای سهمگین ، زلزله ، سونامی و تغییرات شدید آب و هوایی را داشته باشیم. مثل زمانی که دایناسور ها منقرض شدند. یا مثل سیبری که قبلا جای گرمی بوده و الان هم فسیل ماموت و گیاهان گرمسیری را  پیدا کرده اند.

بعضی ها فکر میکنند که این مطلب کاملا حقیقت داره و دولتها از اون با خبرند و از چند سال پیش دارن پناهگاهای مدرن زیرزمینی برای این قضیه درست میکنن. ولی این پناهگاهها فقط برای عده معدودی جای داره نه همه مردم. پس این موضوع رو نفی میکنن و میگن حقیقت نداره. چون میترسن وضعیت دنیا به هم بریزه …
ظاهرا چند سال پیش در روزنامه نیویورک تایمز چاپ شد که تلسکوپ IRIS سیاره قرمز رنگ نیبیرو رو دیده. بعد فورا گفتند که این مطلب اشتباه بوده و همچین اتفاقی نیفتاده. بعدش این خبر اومد که یک برخورد غیر طبیعی با سیاره پلوتو بوجود امده و بعد هم یه خبر دیگه بود که دمای یکی از سیارات دور دست بالا رفته و…

نیبیرو و آنوناکی ها

آنوناکی ها

سلام خدمت همه دوستان

متن زیر ترجمه یک مقاله است که چند وقت پیش هنگام تحقیق بر روی آنوناکی ها و نیبیرو یافتم و بالاخره تصمیم گرفتم آن را ترجمه کرده و در وبلاگ قرار بدهم. دوستانی که روی آنوناکی ها و نیبیرو و سیاره ایکس تحقیقات انجام داده اند ُ متوجه می شوند که این متن با همه آنها فرق دارد و قصه ای دیگر را بیان می کند… و بسیار جالب توجه است :

Nibiru and the Anunnaki

نیبیرو و آنوناکی ها

(http://www.cyberspaceorbit.com/dm_report.html)

by

D.M.

همانگونه که حوادث جهان بطور پیوسته آشکار می سازند، بیشتر و بیشتر شاهد زشتی برتری رفتار وحشیانه و تصاحب گرانه هستیم. حکمرانان ملل نیرومند تر خواسته خود را با زور بر ملل ضعیفتر تحمیل می کنند و هرچه بیشتر غیر منطقی و مصر تر می گردند.  کشورها نیروی بی نهایت ستمگرانه خود را دست به مانند نیروی اربابان بر بردگان به کار می گیرند.

تاریخ دوباره تکرار می شود:   روزی روزگاری نژادی برتر از بیگانگان و فضاییان وجود داشتند که مردم دوره باستان زمین آنها را به نام آنوناکی می نامیدند. بنا به دلایل بسیاری ، امروزه از قدرت آنوناکی ها تا حد زیادی کاسته شده است. این نژاد از موجودات عطش فراوانی برای غلبه بر دیگران و به بردگی کشاندن  آنها و گرفتن آنها زیر  سلطه خود دارند.

این گزارش من از داستان نیبیرو و آنوناکی ها ست :

در سالهای اخیر ، نوشته های فرضی و خیالی بسیاری در مورد سیاره ایکس – که به نیبیرو مشهور است – منتشر شده است. بیشتر این نوشته ها بر اساس کتاب زکاریا سیتچین ، به نام سیاره دوازدهم – قرار دارند. سیتچین به مانند داروین و ویلیکووسکی ، از تئوری های مربوطه خود استفاده می کند تا ادعای خود را ثابت نماید. سوالی که مطرح می شود این است : آیا نیبیرو واقعاٌ وجود دارد ؟ جواب به این سوال به طور یقین، بله است.

برخی بر این باورند که آنوناکی های نیبیرو بزودی مجدداٌ به زمین باز می گردند. آنها عقیده دارند که سیاره ایکس در ماه ژوئن یا می سال 2003 مدار 3600 ساله خود به دور خورشید ما را تکمیل می کند. آنها می ترسیدند که نزدیک شدن این سیاره موجب زلزله ها ، امواج خیزان و مدی ، سیل های شدید، قحطی ، بیماری ، انفجارات آتشفشانی  و حوادثی از این قبیل را روی زمین گردد. ترس آنها از این است که نزدیک شدن این سیاره خسارات جانی فراوانی بر اهالی زمین وارد خواهد نمود.

سیاره نیبیرو،  در فرهنگهای مختلف  اسامی بسیار دیگری نیز دارد  از جمله ، سیاره ایکس، سیاره دوازدهم ، ماردوک، پارادیس، مامن آسمانی ، و پادشاهی آسمانها و …. گرچه نیبیرو را سیاره دوازدهم خوانده اند، جالب اینست که این سیاره به منظومه شمسی ما تعلق ندارد. در حقیقت، سیاره ای است از یک منظومه شمسی دیگر که ستاره دیگری ، خورشید آن بوده و خاموش شده است. نیبیرو هرگز از زمین مرئی و قابل رویت نبوده اما ستاره ای که مرکز منظومه شمسی نیبیرو بوده است، از زمین قابل مشاهده بوده است. شکل مدار نیبیرو به آنانوکی ها این مزیت و برتری را بخشیده است که رصد خانه ای متحرک داشته باشند که از آن بتوانند بسیاری از سیارات دیگر نزدیک مدار خود را مشاهده کرده و مورد بررسی و مطالعه قرار بدهند.

انسانهای اولیه در سومر و بابل به ترتیب نام این سیاره ایکس را نیبیرو و ماردوک گذاشته بودند. گفته می شود که مردم بین النحرین فکر می کردند که نیبیرو دوازدهمین سیاه منظومه شمسی ماست و همان بهشتی است که خدواندگاران و خدایان آنها در آن اقامت داشته و از آن می آمدند.

نیبیرین ها ، مردم نیبیرو ، اغلب آنوناکی ، نفلیوم، الوهیوم ( معادل خدایان) ، و ماردوکی ها نامیدهن می شوند. من به آنها با نام آنوناکی اشاره می کنم ، زیرا سومری های آن زمان و برخی نیز در حال حاضر ، این نام را به کار گرفته و می گیرند. کلمه آنوناکی  به معنای : از آسمان بر زمین آمدگان  می باشد. در انجیل عهد عتیق ، این ملاقات کنندگان آسمانی و بهشتی ، آناکیم خوانده شده اند.

نیبیرو ، را نژادی از خزندگان اشغال کرده بودند و حکومت آن در دست کسانی بود از طبقه ممتاز اشرافی ، که به زبان عبری به آنها نفیلیم یعنی کسانی که از آسمانها به زمین آمده اند ، می گفتند. در آن زمان ، آنوناکی ها از نظر تکنولوژی ، نژاد فضایی بسیار پیشرفته ای بودند. در حقیقت تمدن آنها در زمان خود سرآمد دیگر تمدن ها ، و برترین بوده است. آنوناکی ها  خورشید سیاره خود  را زائوس «ZAOS می نامیدند.

آنوناکی ها نژادی جنگجو ، متخاصم و تسخیر کننده هستند.  آنها درنده و تندخو، اهریمنی و شرور، شهوانی ، غیر قابل اطمینان، تشنه به خون، مکار ، حسود و سلطه جو هستند. آنها بر کسانی که غلبه می کنند و تحت فرمان خود در می آورند و کسانی را که به بردگی می گیرند ، می خواهند که از بین دوشیزگان خود افرادی را قربانی کنند .

اگر بدترین صفات و ویژگی هایی را که در شیطان می توانید بدانید ، تصور کنید،  آن وقت به درستی یک آنوناکی را فهمیده و شناخته اید. آنها در امر کنترل فکر و ذهن متخصص هستند. همچنین تقریباٌ خیلی عالی   با سیستم ربا و حرام خواری و همچنین  رشد پول  اقتصاد را کنترل می کنند. آنها مهندسی ژنتیک گسترده ای را به انجام رسانیده و بین دیگر موجودات انجام داده اند، و نژادی  از خزندگان را پدید آوردند که خود آنوناکی ها به آنها دوکاز می گویند.

از دوکاز ها  برای سلطه گری بر و کنترل ساکنان نیبرو و دیگر نژادهای تحت سلطه خود  استفاده می کرده اند. پس ،  دوکازها ، از خزندگان  هستند.  انواع گوناگونی نیز بین این دسته از خزندگان وجود دارد. اربابان آنها ، نخبگان آنوناکی ، خود دوکاز نیستند و  به مانند  هر چیزی که با آنوناکی ها در ارتباط است ، ساختار طبقاتی آنها نامنصفانه و به دور از عدل ، و انعطاف ناپذیر می باشد.

این خزندگان یا دوکازها را اربابانشان یعنی نفیلیم ها یا الوهیم ها برای جنگ به میادین نبرد با دیگر نژادهای فضایی ، بعنوان جاسوس ، بادی گارد (محافظ) و نیروی پلیس بکار می گرفتند. بین خود آنوناکی ها نیز دسته ها و طبقات مختلفی وجود دارد. یکی از دشمنان سرسخت دوکاز ها خود را  پرس-سییرز  «Pers-sires», می نامند ، گروهی از فضاییان که من لغت کرکس را برای آنها بکار می برم، البته نه به این دلیل که شبیه به کرکس هستند، آنطور که بعضی ها مدعی هستند. بلکه در حقیقت آنها اصلاٌ شبیه به هیچ چیزی نیستند. دلایل بسیار و مناسبی وجود دارد که من آنها را کرکس می نامم، و البته در اینجا وارد این بحث نمی شوم.

جالب این است که پرس-سییرز ها فقط دسته ای متفاوت از نژاد آنوناکی ها هستند. ولی ، دوکاز ها ( خزندگان) و پرس سییرز ها ( کرکس ها) همیشه تا به امروز سرسخت ترین و بدترین دشمنان یکدیگر بوده اند. خیلی از آنها در حال حاضر ، در موقعیت های سیاسی ، مالی ، علمی ، مذهبی ، قانونی ، پزشکی ( علی الخصوص در بانکهای خون ) ، سرگرمی ، نظامی ، ارضی و ملکی  ، تجاری و همینطور صنعت رواط جنسی  قرار دارند. بیشتر این فضاییان و بیگانگان خود به طور آگاهانه از منشاٌ فضایی خود خبر ندارند.

آنوناکی ها ، دارای بدن و خون هستند، و موجوداتی دوزیست می باشند با غروری وافر ، تکبر ، و امیال غیر قابل کنترل در برابر بزرگسالان  و کودکان  ( اجباری یا اختیاری) بوده و حرص بسیاری برای غلبه و کنترل بر دیگران دارند. نژاد جنگ دوست آنها عطش دائمی و سیراب نشدنی برای کنترل دیگر موجودات و سلطه بر دیگر نژادها و همینطور هم طبقات پایین تر خود دارند.

آنوناکی ها نظام های جنسی و قالب های ستم پیشه و پیچیده ای را طرح و اجرا کردند. آنها از زنان گریزان و بیزارند. به همین دلیل هم هست که پرستش مادر مقدس مردمان باستان زمین را که بر آنها هنگام فرود بر زمین غلبه کرده بودند، از میان برداشتند. مقاومت بسیاری در برابر حذف پرستش مادر مقدس انجام شد و آنوناکی ها برای فرهنگ های متفاوت با مادران مختلفی جایگزین کردند مانند مادر زمین ، مادر طبیعت، و بعدها تصور مادر مقدس را با نسبت نابجا و به دروغ او با صفات  شهوت ، کینه جویی، و حسادت خراب کردند و خدشه دار نمودند. تعبیر  کالی یکی از این صفات دروغ می باشد.

یک  تصادم بزرگ ،  بر  زمین و دیگر سیارات و اقمار منظومه شمسی ما  شدیدا خسارت وارد کرد. نیبیرو نیز در نتیجه این برخورد  و تصادم آسمانی دچار خسارت و آسیب شد. و به همین دلیل آنوناکی ها در جستجوی مکانی دائمی به زمین آمدند. آنها در جستجوی طلای فیزیکی به زمین نیامدند، آنگونه که سیتچین در فرضیه خود آورده است. عجیب اینکه ، طلا ، یک ماده معدنی طبیعی زمین نبوده است ، بنابراین آنها انتظارش را در زمین نداشته ان. همینطور هم برای این نیامده بودند تا از معادن طلا بهره برداری کنند و از آن به عنوان سپری برای محافظت از نیبیرو در برابر شرایط جوی نابودگر  استفاده کنند ( اگر هم منظورشان این بوده است ، در نجات دادن سیاره خود موفق نشدند زیرا سیاره شان نابود شد . ) در هر صورت، آنوناکی ها از یافتن طلا روی زمین خشنود شدند، زیرا آن را برای پیرایش و تزیینات بکار می بردند. آنها همچنین بردگان بسیاری با خود برای استخراج طلا آوردند، و از آنوناکی های طبقات پایین تر هم بدین منظور استفاده می کردند.

از آنجاییکه خانه آنها ، نیبیرو ، نابود شده بود، نخبگان آنوناکی  و مجموعه ای از حاضران مجبور به   انتقال شدند، در حالیکه تعداد کثیری از آنها در سفینه فضایی بزرگی ( که به مانند یک شهر می ماند، و به دور زمین می گردید) زندگی می کردند. تا آن زمان ، دیگر نژادهای آنوناکی در واقع در جهانهای مختلف تحت سلطه شان ، از جمله ، زمین ، مریخ و بقیه منظومه شمسی ما ، سکنی داده شده بودند.

آنها همچنین در سراسر منظومه های خوشه پروین و اسب بالدار پراکنده شدند. بنابراین مشخص است آنوناکی ها بسیار نیرومند هستند و بسیاری از آنها وحشت دارند. نخبگان و برگزیدگان آنوناکی و آن دسته از آنها که اجازه سفر داشتند، از سفینه اصلی شان  جدا شده و سوار بر فضاپیماهای کوچکتر برای دیدن زمین عازم شدند. آنها همچنین وسایل حمل و نقل طبقه تاجر خود را نیز برای مقاصد تجاری و نظامی به زمین فرستادند.  تجارت بین سیاره ای بردگان متداول و پر منفعت بود. تعجبی ندارد که مردم باستان از خدایانشان که مدعی بودند در آسمان زندگی می کنند، وحشت داشتند.

اکثر زمینی ها اکنون دیگر از نظر ژنتیکی و نمادی بخشی از تمدن فرا-سیاره ای آنوناکی ها هستند. در ادامه ، خواهید دید که به چه علت این را می گویم.

نخبگان آنوناکی نیبیرو  سازندگان ژنتیک و تکوین هستند که می دانند چگونه شکلهای مصنوعی و ساختگی زندگی را خلق کنند. آنها از روی نخوت و تکبر  سعی کردند نقش خدا را بازی کنند. تکنولوژی بسیار بالای آنها و قامت بلند و نیروی بسیار شان باعث شده بود که آنها از نظر  مردمان اولیه شکست ناپذیر تلقی گردند. بنابراین انسانهای اولیه آنها را خدایان نامیده و به پرستش آنها می پرداختند. به آنوناکی ها  گاهی اوقات با عناوین نوردیک (شمالی) یا بلوند ( مو بور) اشاره می شده است.  آنها قد بلند ، تنومند، پر انرژی و ورزشکار ، بوده و معمولاٌ چهره ای زیبا دارند. نماد موقعیت و قدرت آنها صفحه ای بالدار است که نشانگر ستاره خانه آنها ، زائوس ZAOS ی باشد. این برجستگان و نخبگان آنوناکی را بعدها الوهیم و نفلیم نامیدند. این نفلیم های اهریمنی را نباید با الوهیم های مقدس یا خلقت حقیقی و راستین اشتباه کرد.

نخبگان آنوناکی ( نفیلیم) ، مذاهب بسیاری خلق کردند تا بتوان آنها را به مانند خدایان پرستید. و این به آنها حس رضایت بزرگی می داد. آنوناکی ها با خراب کردن هر معنویتی که در مردم زمین می دیدند، مذاهب  را گسترش دادند. آنها مذهب را به مانند وسیله ای نیرومند برای کنترل مردم زمین بکار بردند. مذاهب مختلفی با اصولی که در جهت مخالف یکدیگر قرار داشتند ایجاد نمودند تا بتوانند عدم هماهنگی ، عدم اعتماد، سردرگمی ، جنگ و تکبر را بپرورانند.

آنوناکی ها وقتی که به زمین آمدند ، با خود از جهانهای دیگر موجوداتی آورده و آنها را با موجودات زمین تلفیق و ترکیب کردند. اندکی مدتی پس از ورود، آنها تا آنجا که می توانستند در همه جا پراکنده گشتند و  کنترل قسمتهایی از سیاره را مهندسی ژنتیکی خود در دست گرفتند. آنها با زور مردم را از محل های استقرار خود رانده و به بردگی کامل خود در آوردند. آنها از مردم بومی زمین برای آزمایش کنترل شده پرورش نسل بیولوژیکی استفاده می کردند. امروزه،  فضاییانی هستند که موجودات زمینی را به منظور تولید مثل های غیر جنسی ربوده و حیوانات را نیز ناقص می نمایند. بیشتر این حملات و ربودگی ها را باقی ماندگان آنوناکی انجام می دهند. – من این اصطلاح را برای اشاره به آوناکی هایی را که روزی زمین سرگردانند ، بکار می برم.

همانگونه که قبلاٌ گفته شد ، نخبگان آنوناکی مردم اولیه را که در زمین ساکن بودند، تحت اسارت و بردگی خود در آوردند. برخی مدعی هستند که مسیح دورگه ای بود از نیبیروها که این اشاره با بدجنسی این را می رساند که مسیح یک آنوناکی بوده است. این کاملاٌ غلط است. مسیح در حقیقت ، یک آواتار از نور است که به شکلی زمینی در آمد تا موجودات الهی خفته را در مورد منشا الهی حقیقی شان را  آگاه کرده و آنها را دوباره بیدار نماید.

در سفر پیدایش آیه   6:2-4 ، آنوناکی ها ( که بیشتر عهد عتیق را نگاشته اند) چنین آورده اند :  که فرزندان خدا (آنوناکی های مذکر) دختران انسانها را دیدند که زیبا بودند.  با این گفته ، آنها سعی داشتند نشان بدهند که پسران خداوند با اغوا و فریب به زمین کشانده شده و زنهای زمین آنها را خراب کردند.  در حقیقت ، زنهای زمینی در آن زمان خالص تر و پاکتر از مذکرها بوده و  جنس مذکر آنها را تقدیس می کرد زیرا معنویت هنوز نزدیکی به مادر مقدس را از دست نداده بود.

آنوناکی ها مجبور بودند اینرا وارونه جلوه بدهند به طوری که اینگونه به نظر برسد  زنها جنسی هستند که نباید به آنها اعتماد کرد ، و باید نژاد مذکر بر آنها ستم کند.  عبارت پسران خدا باعث شد با زنها به طور وحشتناکی رفتار شده و مورد ظلم و ستم و بد رفتاری قرار بگیرند و اینگونه مدل زن-بیزاری و زن-گریزانه برای انسانهای زمینی ایجاد شد تا از آن پیروی و تبعیت کنند. این برای آنوناکی ها خیلی حساس و مهم بود تا جنس خدا را از مادر به پدر تغییر دهند.

تعصب و افراز آنوناکی ها سبب شد زنان تحت انقیاد و بردگی مردان در آیند و با آنها در بسیاری از فرهنگ ها از جمله عرب ها ، آسیایی ها ، یهودی ها و جوامع غربی به مانند   «زیر  پا » رفتار گردد. در اشعیا آیه    66:1 چنین آمده است :   پس اینگونه گفت خداوند ، که بهشت تخت پادشاهی من است و زمین زیر پای من قرار دارد.   در ایفیسیان آیه     5:22-24 پل ، که یک آنوناکی بود که به جسم زمینی در آمده بود ، چنین نوشته است :

» زنها خود را به شوهرانتان تسلیم کنید ، همانگونه که شوهرانتان خود را به خداوند تسلیم می کنند. زیرا شوهر   سر  زن خود است ، حتی  همانگونه که مسیح سر  کلیسا است و او ناجی جسم است. بنابراین ، همانگونه که کلیسا به مسیح تعلق دارد، پس بگذارید که زنها نیز در هر چیزی از آن شوهر خود باشند.»

بنابراین  طبق تعلیمات پل ، شوهران تخت سلطنتی و زنها زیر پایی آنها هستند.  در یک ضربت غاصبانه ، پل ، از سوی آنوناکی ها ، تمام زنهای مسیحی را به یک وضعیت پست تر می راند. خیلی از کلیساها تعالیم پل را با تعالیم مسیح برابر دانسته اند. این کفر است.

همانطور که واضح است آنوناکی ها قسمت بیشتر انجیل عهد تعیق را خود نوشته و همچنین آن را تحریف کرده اند ، اجازه بدهید اکنون ببینیم که چگونه در نوشته های موسی را ، که یکی از آتا های حلول یافته از جنس نور بود دست برده اند. در آیه شماره 24:7 مهاجرت بنی اسرائیل ، متنی دیده می شود که می گوید مردم باید به   قربانی خون مطیع و وفادار باشند. همینطور هم در آیات شماره 20 تا 27، موسی تصور می رفت که گفته باشد که مردم باید از  یوشع بن نون اطاعت کنند. دوباره در کتاب دوم تورات آیه   4:30 موسی به طوری فرضی به مردم خود دستور می دهد تا در برابر صدای خداوند در ناآرامی ها و روزهای بعدی مطیع و فرمانبردار باشند.

با اینحال دوباره آنوناکی ها عمداٌ گفته های موسی را در کتاب دوم تورات دست برده اند، جایی که گفته شده است فرد باید از خدا اطاعت کند یا :

همانگونه که ملت هایی که خداوند در برابر دیدگان شما نابود کرد، شما نیز نابود خواهید شد. زیرا شما در برابر صدای ارباب، خدای خود، فرمانبردار نخواهید بود.

اینها نمی تواند کلام حقیقی خداوند عشق باشد. اینها کلمات نمایندگان اصلی اهریمن هستند – یعنی آنوناکی ها. خداوند حقیقی هیچ قوم و ملت یا مردم یا هیچ چیزی را تنبیه نمی کند.

تنها جای دیگری که کلمات مطیع بودن و اطاعت کردن در انجیل عهد عتیق آمده است ، در ساموئیل دو آیه 22:25 است که می گوید  غریبه ها باید خود را به من تسلیم کنند. به محض اینکه می شنوند، باید از من اطاعت کنند.    به وضوح اینها کلمات اربابان بردگان می باشد – آنوناکی ها.

تنها در سه موقعیت است که کلمات اطاعت کردن و مطیع بودن در انجیل دیده می شود ، که به پل –آنوناکی ها – نسبت داده می گردد.

در  دو کوریانتیانس آیه 2:9 پل  پیروانش ( پیروان خود نه پیروان مسیح را) امر می کند تا در همه چیز از او اطاعت کنند.

ایفیسیان آیه 6:5 چنین آمده است : بندگان ، از آنها اطاعت کنید که آنها اربابان شما هستند ، با جسم و  با ترس و انزوا و لرزش دلهایتان ، همانند آنکه در برابر مسیح هستید. … آیا این ترسناک نیست ؟

آخرین جایی که کلمه اطاعت کردن در انجیل مسیحییان دیده می شود در تیتوس آیه  2:9 است که پل می گوید : بندگان را به اطاعت از اربابانشان ترغیب و تشویق کنید، و در هر چیز آنها را خشنود نمایید…

به وضوح پل تعلیمات مسیح را تحریف رکده و در اینکار ، خدای ترس و وحشت را بر سر قدرت بازگردانیده است.

قسمت های اصلی افسانه های  خلقت در سراسر جهان شبیه هستند. چرا اینگونه است ؟ دلیل آن این است که افسانه های گوناگون خلقت را آنوناکی ها  در سفرهای  خود به سراسر جهان ، پراکنده می نمودند.  مذاهب را آنوناکی ها بنا کردند تا بواسطه آن جمعیتها را کنترل کنند و آنها افسانه های خلقت گوناگونی ایجاد کردند. این مذاهب بر اساس عشق نیستند بلکه اساس آنها بر ترس قرار دارد.

آنوناکی ها هر جا که رفتند و تسخیر و تصرف کردند، مردمش را در جوامعی متراکم اسیر می ساختند تا بتوانند هر چه بهتر آنها را وادار به کار کرده و آنها را از نظر جسمی ، احساسی ، فکری ، روحی ، و اقتصادی ،-بمانند بردگان – کنترل کنند. روش آنها در کنترل ، القا کردن ترس و جاهل و نادان نگهداشتن مردم است. این الگوها امروزه هنوز هم وجود دارند. بنابراین ، در یک معنا، انسانها قبلاٌ بردگان آنوناکی ها بودند، و هنوز هم هستند.

آنوناکی ها بودند که آراستن بدن با جواهرات را ارائه دادند. آنها سلیقه های بسیار گرانقیمتی را تقدیم می کردند که مردم را به سوی بردگی اقتصادی براند. آنها بودند که تعدد زوجات و چند همسری ، زنای با محارم ، و میل جنسی به کودکان را که نشانه های خود آنوناکی هاست ، رواج دادند. چنین صفاتی را در فرهنگهای گوناگون ، از جمله تبار پادشاهان باستانی مصر و بزرگان خاندانها در انجیل عهد عتیق  که دنباله روی فرامین آنوناکی ها بودند، مشهود است.

در این عصر پیشرفته تکنولوژی ، ما از خیلی جهات برده هستیم : برده جوامع مدرن، دولتها، نظام های اقتصادی ، مذاهب ، سنن و عقاید و  رسوم و …. . اما از همه مهم تر ما برده این حقیقت مجازی هستیم ، که زیرکی و مکاری و دروغ آن و شبیه سازی و تظاهر و وانمود آن از قلمروهای الهی ، چشمان ما را نابینا ساخته است.

آنوناکی ها برای اولین بار حدود پانصد هزار سال قبل به زمین آمدند. اما پیش از آن خوشه پروین و مریخ و خیلی جهان های دیگر را تصرف کرده بودند.

پس از تلاشهای بسیاری ، اولین موج از مهندسی ژنتیک موفقیت آمیز در زمین حدود سیصد هزار سال قبل روی داد. آنوناکی ها خیلی از نژادهای دیگر را که قبلاٌ فتح کرده بودند  را آورده و در زمین  جای داده بودند. آنها همچنین نزاد خاصی را که نژاد زنان نامیده می شد ربوده و به زمین آوردند. این نژاد از زنان از سو رفتار و ستم های آنوناکی ها رنج بسیاری دید. نژادهای بیگانه گوناگون از جهانهای مختلف به زمین آورده شده تا در خدمت و بردگی نخبگان آنوناکی قرار بگیرند. آنوناکی ها همچنین فضاییان دیگر را نیز از دیگر جهانها ربوده و به عنوان برده با خود بدینجا آوردند. برخی از آنها بخاطر کار سخت ، برخی به عنوان سرباز و غیره  فروخته می شدند.

طی این مهندسی ژنتیکی ، زنها از نظر فیزیکی ، قدرت، و سرعت از مردان ضعیف تر بوده و در درجه پایین تری قرار داشتند. در  مشاغلی که نیرو و سرعت هم  دخالتی ندارد، مانند روحانیت ، قانون، داروسازی ، سیاست، تجارت، علوم ، و … زنها در شرایط بدی هستند و موانع بسیاری بر سر راه آنها قرار دارد. این تاثیر  و نفوذ آنوناکی ها را که از زنها بیزار هستند، نشان می دهد. جدای از مهندسی ژنتیک بر روی انسانها، کارهای مشابهی نیز روی گونه های مختلف از جمله پرندگان، خزندگان، ماهی ها، درندگان و گیاهان صورت گرفته است. آنوناکی ها همچنین وحشی گری و درنده خویی را رواج می دهند. آنها هیولاهایی ساختند که  برخی از آنها افسانه ای هستند، برخی نیمه انسان نیمه حیوان، و بقیه نیمی پرنده یا نیمی ماهی و نیمه دیگر انسان .

داستان سفر پیدایش را تمدن هایی که توسط آنوناکی ها دوباره آغاز شده بودند، را خلق کرده و ثبت نموده اند. سومری ها بین آنها از اولین کسانی بودند که روند ثبت و نگاشتن روی لوح ها را آغاز کردند وتاریخ آنوناکی ها را روی زمین بر طبق آنچه که خود آنوناکی ها دیکته می کردند ، ثبت می نمودند.

تمدن پیشرفته سومری ها طی هزاران هزار سال رشد نکرده بود. در عوض  تقریباٌ بلافاصله  با معرفی نمادهای گوناگون تمدن توسط آنوناکی ها ، مانند سیستم قانونی ، نظم اجتماعی ، مدلهای اقتصادی ، مذاهب،  علوم، ریاضایات ، وزنها و اندازه ها ، نوشتن، ادبیات، آهنگ، هنرهای عملی ، کیهان شناسی ، نقاشی ، مجسمه سازی ، ستاره شناسی ، طالع بینی ، دارو سازی ، پرورش دام، پرورش گیاهان، هومیوپاتی ، مهارت های پخت غذا ، سرگرمی . و غیره  ، لباس تمدن را به تن کرد. سومری ها تمدنی گشتند که دیگر جوامع عقب مانده به آنها غبطه خورده و از آنها می ترسیدند.

حدود سی و پنج هزار سال قبل ، انسان  کرا-ماگنونی زمین را از انسان نیاندرتالی گرفت. نخبگان آنوناکی پس از اینکه استفاده شان از نیاندرتال ها به عنوان نمونه های آزمایش های ژنتیکی شان  تمام شد ، تمام آنها را به قتل رساندند. نتیجه موج دوم مهندسی ژنتیک میمون های عاقل بودند. این موج دوم به میمونهای عاقل اجازه می داد تا با آنوناکی های عادی تلفیق یابند .

با گذشت زمان اوضاع از کنترل خارج شد ، تعداد هیولاها بسیار زیاد شده و نیمه انسان-نیمه حیوانها دیوانه گشتند . در دوران اوچ خوشبختی و سعادت آتلانتیس، سفر فضایی نیز برای طبقات ممتاز فراهم بود. بردگان آتلانتیس  با پیشرفت  بیشتر و بیشتر ، شروع کردند به سرپیچی از خدایانشان – یعنی از نخبگان آنوناکی. این امر موجب نگرانی اربابان آنها شد. بنابراین تصمیم بر  این شد که آتلانتیس را نابود کنند. برخی از نخبگان آنوناکی و برگزیدگانشان در سفینه های عظیم از زمین به سیارات دیگر مانند مریخ و حتی به منظومه های دیگر گریختند. اکثر آنوناکی ها جا ماندند. با ایجاد سیل بر زمین، نخبگان آنوناکی ، آتلانتیس را نابود کرده و به طور کامل از بین بردند، به این امید که تمام بقایای آنوناکی و بقیه ساکنان زمین هم همراه آتلانتیس از بین رفته باشند.

ولی ، برخی از بردگان آنوناکی از طرحهای نخبگان آنوناکی برای از بین بردن آتلانتیس خبردار شده بودند.

برخی از این بردگان توانستند پیش از نابودی آتلانتیس فرار کنند ، و آنها با خود ، دانش، صنایع ، تکنولوژی ، نوشته ها ، سلاحها، و فرهنگ آتلانتیس را به اقصی نقاط زمین بردند.

دلیل دیگری که نخبگان آنوناکی تصمیم گرفتند آتلانتیس را نابود کنند ، این بود که آنها تحت فشار شدیدی از بررسی و تحقیقات آتاس ها ( نجات دهندگان آمیبی از جنس که به مانند گشتهای فضایی می باشند) قرار داشتند. باقی ماندگان آنوناکی که از آتلانتیس گریخته بودند، شروع به ساختن تمدنهایی کردند که ما الان با نامهای آزتک، اینکا ، مایا ها ، و از همه مهمتر مصر باستان، می شناسیم. امروزه نیز آنوناکی های زیادی روی زمین قرار دارند. برخی از آنها از نسل های نجات یافتگان آتلانتیس باشند که قبل از نابودی آن ، فرار کرده بودند.

بعد از نابودی آتلانتیس، سومین موج از مهندسی ژنتیک را طبقه بالا باقی ماندگان آنوناکی در حدود بیست هزار سال قبل صورت گرفت. گروهی از آنوناکی ها  با بکار گیری کار اجباری از انسانهای بسیار و استفاده از تکنولوژی پیشرفته اهرام را ساختند. این مکانها بعنوان مکان فرود و پرواز سفینه های فضایی برای طبقه ممتاز  باقی ماندگان آنوناکی  استفاده می شدند.

مصری های باستان که اهرام بزرگ و ابوالهول را ساختند نیز خود از آنوناکی های نجات یافته از آتلانتیس بودند که نخبگان آنوناکی قصد داشتند هنگام نابودی آتلانتیس ، آنها را هم از بین ببرند. وقتی که  آنوناکی ها بعد از نابودی آتلانتیس به زمین برگشتند، فرهنگ های آنوناکی های بازمانده را دیدند.

فرمانروایان و پادشاهان فرهنگهای گوناگون معمولاٌ توسط نخبگان آنوناکی برگزیده می شدند. وقتی که نخبگان آنوناکی فرار کردند و بازماندگان آنها قدرت را در دست گرفتند، این الگوی تعیین پادشاهی ها را اقتباس کردند. به همین دلیل است که خیلی از فرهنگ ها از جمله چینی ، ژاپنی ، مصری و اروپای غربی از دستور پادشاهانی که به حق الهی داشتند، پیروی می کردند.

هزاران سال قبل ، هنگامی که نخبگان آنوناکی به زمین برگشتند و قصد داشتند تا دوباره تسلط زمین را به دست آورند، از اینکه فرهنگهای شکوفا شده بازماندگان آنوناکی را می دیدند، شگفت زده شدند. این آنها را خیلی نگران کرد زیرا فکر می کردند که کنترل زمین از دست آنها خارج شده و در دست بردگان سابق آنها افتاده است.

نخبگان آنوناکی  در عین نومیدی ، سعی کردند که دوباره کنترل زمین را به دست آورند. آنها این کار را با ایجاد طوفان و سیل عظیمی انجام دادند که بطرز فجیعی تقریباٌ تمام آثار فرهنگ های پیشتر را نابود کرد. تنها بناهایی مانند ابوالهول، اهرام، زیگورات ها ( برجهای بلند)  و … از این سیل در امان ماندند. تقریباٌ تمام دیگر بناهای بزرگ جهان به دستور نخبگان آنوناکی ، یا بعد از آنها ، بازماندگان آنوناکی ساخته شده اند.

نخبگان آنوناکی که دیگر می ترسیدند دوباره بعد از این طوفان و سیل عظیم ، از بازماندگان آنوناکی ها کسانی باز هم مانده باشند که دوباره به سرعت بتوانند آن تمدن را بازسازی کنند، بخصوص در مصر ، آنوناکی ها ریسک خطرناکی را پذیرفتند و قسمتی از زمین را انتخاب کردند که در آن می توانستند فوراٌ  تمدنی را ایجاد کنند که از هر قبیله دیگر در زمین در آن زمان برتر می نمود.  این طرح فوری در سومر به انجام رسید.

سومریه با توجه به وضعیت اضطراری آن زمان ، تقریباٌ بلافاصله رشد و توسعه یافت. قدرت و نفوذ نخبگان آنوناکی که از دست آنها خارج شده و در دستان بازماندگان آتلانتیس قرار گرفته بود ، از بین تمام نقاط زمین ، بیشتر در مصر و آمریکا مستقر بودند. این بازماندگان آنوناکی تمدنهای مصر ، آزتک و مایا و اینکا را رشد و توسعه داده و اگر به حال خود گذاشته می شدند با همان وسایل و ابزار و دانش خود می توانستند سلطه و برتری را بدست آورند. بنابراین نخبگان آنوناکی که تصمیم گرفتند تمدنی عالی و بسیار کامل با زبان نوشتاری و ثبت سوابق در سومر ایجاد کنند، ریسک بالایی را مرتکب شدند.

در این جا بود ، که نیرومند ترین آتاس نور به پیش آمد و تعداد زیادی از نخبگان آنوناکی را دستگیر کرد. خیلی از نخبگان آنوناکی با اینحال از زمین دوباره سوار بر سفینه های خود گریختند و به منظومه های خوشه پروین و اسب بالدار بازگشتند. آن نخبگان آنوناکی که زمانی مغرور و متکبر و نیرومند بودند، حالا چیزی نیستند جز فراریان ترسویی که خود را پنهان می کنند.

داستان سفر پیدایش برای کنترل مردم و وادار کردن آنها به پرستش نخبگان آنوناکی با عنوان خدایان از آسمان استفاده می شد.  داستان سفر پیدایش داستان خلقت الهی حقیقی و راستین نیست.  داستان سفر پیدایش در حقیقت ، در مقایسه با طرح موجودات ، بسیار جدید می نماید، پس چطور می تواند داستان خلقت باشد ؟

آن زمان که نخبگان آنوناکی برای اولین بار کنترل قسمتی از زمین را به دست گرفتند ، گروههای کثیری از نژادهای بیگانگان و فضایی ها و ساکنان زمین در زمین وجود داشتند. نبردهایی بین گروههای مختلف قدرتمند در گرفت اما نخبگان آنوناکی از آنها بسیار قوی تر بودند. لوح های سومری ها  حوادث و رویدادهای به اصطلاح منشا انسان وخلقت را ثبت کرده است که در حقیقت حوادث و رخ دادهای آغاز آخرین تجمع نخبگان آنوناکی بر زمین بوده است. این فاتحان خود لوحه ها را نگاشته اند. بنابراین ، آنچه را که سومری ها در لوحه های خود آورده اند ، توسط به اصطلاح خدایانشان دیکته شده و در جهت منفعت خود آنها بوده است.

عهد عتیق به یهوه  ( نام خدا در میان قوم اسراییل) تقدیم شده است. این منشا مذکر را دارد زیرا آنوناکی ها بی نهایت از پرستش مادر مقدس نگران بوده و می خواستند هیچ نامی از او برده نشود.  انجیل عهد عتیق حضور آنوناکی های بسیاری (خدایان) را روی زمین در زمانهای نخستین تایید می کند. داستان سفر پیدایش در مورد گسترش نژاد بشر از نسلهای آدم و حوا است و قصه نجات و رهایی از طلسم الهی پیش از طوفان است.

در متون سومری ها ، از مردم –شم- سام ( فرزند بزرگ نوح نبی) سخن گفته شده است. شم / سام به معنای سفینه فضایی می باشد. آنوناکی ها مردم شم بودند، و آنها به زمین آمدند و با زمینی های اولیه جفت گیری نمودند. این چیزی است که در داستان پیدایش آمده است.

نخبگان آنوناکی فرهنگ و تمدن جدید و بسیار پیشرفته ای را در بابل آغاز کردند. به مانند همیشه ، آنها تمدنها و فرهنگ ها را نابود کرده و مردم آنها را هرگاه که از کنترل خارج می شدند از بین می بردند و در جای دیگر ، کار را دوباره شروع می کردند.

امروزه، بازماندگان آنوناکی قصد دارند که دوباره شکوه دوران از دست رفته را که زمانی نخبگان آنوناکی قدرت و سلطه کامل بر زمین را داشتند ، دوباره به دست آورند. آنها نقشه دارند تا دوباره جهان را آغاز کنند. بازماندگان آنوناکی ، با کمک انسانها و همینطور هم آنوناکی هایی که به کالبد انسانی در آمده اند ، خطوط راه آهن و انبار مهمات و سنگرهای زیرزمینی بزرگی ساخته اند که بخشی از ساختار شان برای این است که آنها و کادر همراهانشان از فاجعه ای که گمان می کنند نخبگان آنوناکی برای زمین طرح ریزی کرده اند ، در امان بمانند.  آنها نمی توانند در سفینه های خود این سیاره را ترک کنند زیرا پس از اینکه نخبگان آنوناکی با تمام سفینه های بسیار پیشرفته خود از اینجا گریختند، برای این بازماندگان منابع زیادی باقی نمانده است.

بازماندگان آنوناکی فکر می کنند که می توانند افراد خود را انتخاب کنند ( درست همانگونه که اربابان آنها می کردند ) و با آنها در سنگرهای زیر زمین طی زمان فاجعه پناه بگیرند. آنها در نظر دارند که کل پادگانی از بردگان را زیر زمین جمع کنند. این بردگان شامل سربازان، افراد پلیس، آتش نشان ها ، آشپزها، سرگرم کنندگان، متخصصین آرایش و زیبایی، پزشکان، دانشمندان، و غیره می شوند. و در آخر ، آنها را به مانند قبل روی زمین به کار می گیرند. از همه مهمتر اینکه ، آنها نسل جدیدی را برای سکونت در زمین پرورش خواهند داد. جمعیت زمین طوری برنامه ریزی می گردند که این سیناریو زیر زمینی را که در فیلمهایی مانند تصادم عمیق دیده می شود ، بپذیرند. این آنوناکی ها فکر می کنند که اربابانشان، نخبگان آنوناکی به مانند گذشته باز می گردند، و همینطور هم فکر می کنند که با کارهایی که برای تحت نفوذ و کنترل درآوردن زمین کرده اند، موجبات خوشحالی آنها را فراهم خواهند نمود.

اما نقشه بازماندگان آنوناکی خنثی شده است. میل و نقشه اهریمنی آنها برای نابود کردن بیشتر زندگی و تمدن بر سطح زمین با شکست روبرو خواهد شد. و بعد ، آنها انتظار خواهند داشت که تنها اندکی از نجات یافتگان در زمین باقی مانده باشند که آنها را هم براحتی می توانند با سلاحها، تکنولوژی و نیروی نظامی که در پناهگاههای زیرزمینی ایمن طی فاجعه نگهداشته اند، براحتی تحت کنترل در آورند. آنها امیدوارند که اربابانشان دوباره با آنها تمام تمدن ها را بازسازی کرده و کسانی را باقی بگذارند که قصد دارند برده خود کنند.

افراد منتخب برای ادامه کار در تمدنهای جدیدشان انسانها و تجمعاتی هستند که به طرز خاصی دارای ویژگی اطاعت کورکورانه می باشند. آنها فکر می کنند که اربابان آنها یکبار دیگر خدایان اصلی جهان می گردند.

بازماندگان آنوناکی ها حالا در میان ما هستند. آنها اربابان دست نشانده کنونی هستند که جهان را کنترل و تحریف می کنند. در حال حاضر تولید مثل های انسانها، حیوانات و گیاهخان از فعالیتهای عمده این بیگانگان در بین ماست.

این برنامه و طرح شیطانی در نظر عموم مردم شناخته شده نیست و رهبران جهان و نور چشمی های آنها کاملاٌ این مسئله را انکار خواهند نمود. بنابراین ، مدت بسیار بسیار زیادی است که زمین را بردگان اداره می کرده اند.

آنوناکی های روی زمین منتظر نیروی های تقویتی از اربابان خود هستند ، همان نخبگان آنوناکی که به   هنگامی که آتاها  آنها را تعقیب می کردند   آنها به طور موقت مجبور به ترک منظومه شمسی شدند. ولی این نیروهای تقویتی الان به زمین باز نمی گردند زیرا آتاها مانع تمدید قوای آنها شده اند ، و اینگونه است که آنوناکی های روی زمین گیر افتاده اند.

رزمناو های خورشیدی که اخیراٌ شناخته شده اند برخی از تیم و گروه نجات نور هستند. آنها از منشا اریدانیان هایی که قبلاٌ برخی تصور می کردند نیستند. رزمناو های خورشیدی در حالت آماده باش هستند زیرا نور پیش بینی می کند که نخبگان آنوناکی دیگر بار سعی می کنند تا به زمین باز گردند و باعث فاجعه روی زمین گردند و دوباره باقی ماندگان خود روی زمین را آماده سازند. ولی ، اگر هر آنوناکی که سعی کند به زمین بیاید با نیروهای شکست ناپذیر نور مواجه خواهد شد.

بازماندگان آنوناکی ها اکنون از پاکسازی زمین از طرقی مانند گرم شدن کره زمین ، آتشفشانها، آتشها، جنگها و … دچار سر در گمی شده اند. آنها فکر می کنند که اینها علائم بازگشت نخبگان آنوناکی به زمین می باشد.  ولی تدریجاٌ دارند تردید می یابند در این مورد که اربابانشان نمی توانند از سپر و حفاظ ایمنی نور عبور کنند و اینگونه است که بازماندگان آنوناکی تا حدی دچار وحشت شده اند که رهبران جهان اکنون بی منطق گشته اند.

در حال حاضر کسانی هستند که توسط برنامه ریزی بازماندگان آنوناکی ها چیزهایی می گویند به مانند اینکه زمین یک زندان است اما می توان آن را به بهشت تبدیل ساخت. آنوناکی ها در جسم انسان حلول یافته اند. برخی نیز در اثیر هستند. آنوناکی ها نفوذ و تاثیر بسیاری نیز بر جهان اثیری دارند. بسیاری از پیغام هایی که امروزه کانالیزه می گردند پیامهایی فریب دهنده از سوی آنوناکی ها هستند.

نور منتظر این زمان بوده است تا عمل کند. نجات نهایی تمام موجودات ماندنی نور از تمام سطوح و از تمام انواع آگاهی هایی که در این بعد اهریمنی گیر افتاده اند

این روند به خوبی در جریان است.

بزودی چیزی به سراغ ما می آید اما آن نیبیرو نخواهد بود.

http://www.andromeda2012.blogfa.com

آیا نیبیرو در حال نزدیک شدن است ؟


آیا نیبیرو در حال نزدیک شدن است ؟

نیبیرو که به آن دوازدهمین سیاره ، یا سیاره ایکس هم می گویند، گفته می شود که جسمی سرگردان است و به سرعت در حال نزدیک شدن به زمین می باشد ، و می تواند باعث ویرانی سیاره ما گردد.

در سال 1976، زکاریا سیتچین، با چاپ کتاب خود بنام دوازدهمین سیاره، بحثی جنجال آمیز پیش کشید. در این کتاب و همچنین کتابهای بعدی، سیتچین ، ترجمه های خود از متون قدیمی سومری ها را آورد که داستانی شگفت انگیز در مورد منشا انسانها روی سیاره زمین نقل می کردند- داستانی متفاوت و بسیار جذاب تر از آنچه که تمامی ما تا بحال شنیده ایم.

کتیبه های خطوط میخی باستانی که قدمت آنها به شش هزار سال پیش باز می گردد ،  قصه ای می گویند . آنها از نژادی از موجودات بنام آنوناکی Anunnaki نام می برند. طبق عقیده سومری ها  ،  آنوناکی ها از سیاره دیگری در منظومه شمسی ما ، بنام نیبرو به روی زمین آمدند.  اگر تابحال در این مورد نشنیده اید، علت آن است که علم نجوم ما ، نیبیرو را بعنوان یکی از سیاراتی که دور خورشید می گردند، قبول ندارد. سیتچین مدعی است که نیبیرو وجود دارد، و حضور آن نه تنها برای گذشته نوع بشر ، بلکه برای آینده او هم نقش مهمی دارد.

طبق کتابهای سیتچین، مدار نیبیرو به دور خورشید بیضی است، که این مدار، نیبیرو را بسیار دورتر از پلوتو در دورترین نقطه قرار دارد، و  نزدیکترین فاصله ای که با خورشید خواهد داشت، منتهی الیه کمربند سیارکها ( آسترویدی) است. ( کمربند سیارکها نواری از فضا را بین مدارهای مریخ و ژوپیتر اشغال می کنند.  3600 سال می کشد تا نیبیرو  مدار خود را یک دور کامل کند. و آخرین باری که مدارش را کامل کرده است، حدود سال 160 بعد از میلاد مسیح بوده است.

همانطور که الان می توانید تصور کنید، تاثیرات جاذبه ای یک سیاره بزرگ و قابل ملاحظه – وقتی که به قسمت داخلی منظومه شمسی نزدیک می شود، می تواند اثرات ویرانگری بر مدارهای دیگر سیارات داشته باشد .

خوب، بهتر است برای یک کشف بزرگ احتمالی دیگرآماده باشیم، چون اینطور که می گویند، نیبیرو یک بار دیگر دارد به طرف ما می آید، خیلی زود.

مختصر شرح داستانهایی که سیتچین در کتابهای خود می گوید ، چنین است :

حدود450 هزار سال پیش، آلالو، حاکم معزول آنوناکی در نیبیرو، با سفینه ای از آن سیاره گریخت و زمین را پناهگاهی مناسب یافت. او کشف کرد که زمین طلای بسیاری دارد، و این همان چیزی بود که نیبیرو برای محافظت از جو  رو به زوال خود احتیاج داشت.  آنها شروع به استخراج طلای زمین کردند ، و بسیاری جنگها و نبردهای سیاسی بر سر قدرت بین آنوناکی ها در گرفت.  سپس، حدود 300 هزار سال پیش، آنوناکی ها تصمیم گرفتند که  با دستکاری کردن ژنهای میمونهای روی زمین ، نژادی از کارگران ایجاد کنند. نتیجه ، انسانهای هوشمند بودند، یعنی ما. بالاخره، فرمانروایی بر زمین به انسانها سپرده شد و آنوناکی ها زمین را ترک کردند- حداقل برای حال حاضر.  سیتچین تمامی اینها ، و بسیار بیشتر ، را داخل داستانهایی از اولین  کتابهای انجیل و تواریخ تمدنهای باستانی علی الخصوص مصری می کند.  این داستانی حیرت انگیز است. بیشتر تاریخ شناسان، انسان شناسان و باستان شناسان آن را بعنوان یک افسانه سومری در نظر می گیرند. اما کار سیتچین مجموعه ای از هواداران، و محققان سرسخت ایجاد کرده است که داستان را بسیار ارزشمند می دانند. و برخی از آنها ، که عقایدشان بخاطر اینترنت ، دارد همگانی می شود و توجه افراد زیادی را به خود جلب می کند، بر این باورند که بزودی نیبرو دوباره به ما نزدیک می شود،  و زمان تخمینی آن بین سالهای 2003 تا 2013 است.

نیبیرو کجاست و چه زمانی به ما می رسد؟

حتی منجمین و ستاره شناسان برجسته هم مدت مدیدی این فرضیه را که سیاره ناشناخته ای  سیاره ایکس – ممکن است در آن طرف مدار پلوتو وجود داشته باشد ، مورد مطالعه قرار داده اند.  وجود چنین سیاره ای در آنجا می تواند شرحی از بی نظمی هایی را که در مدارهای نپتون و اورانوس وجود دارد بدهد.  این جرم غیر قابل رویت به نظر می رسد آنها را به شدت می کشد. این یافته در نوزدهم ژوئن سال 1982 نشریه نیویورک تایمز گزارش شد :

چیزی در دورترین نقطه منظومه شمسی ما وجود دارد که اورانوس و نپتون را به شدت با خود می کشد. یک نیروی جاذبه قوی که این دو سیاره غول پیکر را دچار آشفتگی می کند ، و باعث ایجاد بی نظمی هایی در مدارهای آنها می شود. این نیرو حاکی از حضوری نامرئی و دور است ، حضور یک جرم  بزرگ» – یا همان سیاره ایکسی که مدتها دنبالش بوده ایم.  ستاره شناسان چنان از وجود این سیاره اطمینان دارند که نام آن را »  سیاره ایکس – دهمین سیاره  »   گذاشته اند.

این جرم اولین بار در سال 1983 توسط ایراس ( ماهواره ستاره شناسی مادون قرمز) دیده شد.  گزارش واشنگتن پست چنین است : یک جرم آسمانی که احتمالاٌ به بزرگی سیاره مشتری است و احتمالاٌ چنان به زمین نزدیک است  که قسمتی از منظومه شمسی خواهد بود که تابحال در سمت صورت فلکی اریون (شکارچی) یافت شده است.  این جرم چنان اسرارآمیز است که ستاره شناسان نمی دانند یک سیاره است ، یا یک ستاره دنباله دار غول پیکر ، یا یک شبه ستاره که هرگز آنقدر داغ نبوده که تبدیل به ستاره شود ، یا یک کهکشان دور که بسیار جوان و هنوز در مراحل آغازین شکل دهی اولین ستارگانش است و یا یک کهکشانی که چنان در غبار فرورفته که هیچ نوری از ستارگان آن هرگز از آن عبور نمی کند.

طرفداران نیبیرو بر این عقیده هستند که تلسکوپ ایراس در حقیقت سیاره سرگردان را رصد کرده است.

http://www.andromeda2012.blogfa.com

عكسهايي از نيبيرو

Nibiru auf seiner Bahn

 

 

 

 

 

 

 

 

 

سياره نيبيرو 2

 

 نیبیرو (قسمت دوم )

 

ریشه لغت نیبیرو

اصطلاح » نی بی رو » از کتیبه های میخی و نوشته های متعلق به ۵۰۰۰ سال پیش گرفته شده است.

معنای آن چنین است : سیاره تقاطعی

و علامتهای آن در خط سومری صلیب و دیسک بالدار می باشند.

 بخشی از یک کتیبه سومری با علامات نیبیرو. علامت صلیب به معنی تقاطع است چرا که نیبیرو سیاره تقاطعی نام دارد.

کتیبه ای دیگر با علامت نیبیرو

 آنو که در مرکب- سفینه خویش پایین می آید سمبل ملل مختلف از زمان باستان تا کنون بوده است. این علائم در آرمهای نیروی هوایی کشورها و حتی اتوبوس رانی و حمل و نقل کشورهای مختلف به وفور دیده می شود.

تصویری بر مزارع گندم از دیسک بالدار

در بازسازی کتیبه شماره V ( پنج) از انومه الیش توسط لندزبرگن Landsbergen  و ویلسون Wilson لغت  ni – bi – ru  به معنی ستاره قطب ترجمه شده است. در پاورقی نویسندگان توضیح می دهند که » منظور از ستاره قطب مردوک است اما هیچ شکی نیست که در دوره های بعدتر نیبیرو به معنی سیاره عطارد یا مشتری است».

اما زکریا Zecharia Sitchin سیچین و بوراک الدم Burak Eldem و اندی بویل  Andy Boyle  و بسیاری دیگر باور دارند که نیبیرو یعنی « آنان که از آسمان به زمین آمدند«.  در  » کتاب گمشده انکی » The Lost  Book of Enki  که ترجمه ای است از خاطرات و گفتگوهای انکی با نویسنده سومری به نام اندوبسار Endubsar مفصلا درمورد نیبیرو صحبت شده است.

 نمونه ای از خط سومری

نمونه ای از یک لوحه سومری

 

 شواهد ستاره شناسی مبنی بر وجود نیبیرو

 

«تامباگ »  پلوتو را درسال ۱۹۳۰ کشف کرد. » کریستی»  از رصدخانه نیروی دریایی آمریکا شارون قمر پلوتو را در سال ۱۹۷۸ کشف کرد. اما خصوصیات رفتاری پلوتو با توجه به فاصله از قمر خود این نظریه را تقویت کرد که حتما باید یک جرم آسمانی بسیار بزرگ دیگر ماورای پلوتو وجود داشته باشد که هنوز کشف نشده است چرا که جاذبه و نیروی پلوتو نمی تواند به تنهایی موجب چرخش غیر عادی و زاویه کج سیارات اورانوس و نپتون بوده باشد. ماهواره IRAS ( ماهوراه ستاره شناسی مادون قرمز) در درجه ۸۳-۸۴ تصاویری را از یک سیاره جدید نشان داد و کشف این سیاره تا جایی قطعی بود که فقط باید نامگذاری می شد. درهمین زمان کلیه اطلاعات در این زمینه مسکوت ماند و دیگر ازآن چیزی شنیده نشد.

 اورانوس واژگون

 در سال ۱۹۹۲ دو دانشمند به نامهای » هرینگتون» و » فون فلندرن» از رصدخانه نیروی دریایی آمریکا جداگانه روی این مبحث تحقیق کردند و گزیده اطلاعاتی را که به دست آورده بودند منتشر نمودند. آنها مطمئن بودند که داده ها حاکی از این بود که حقیقتا سیاره دیگری وجود دارد و آنها نامش را سیاره » مزاحم» گذاشتند. تحقیقات درآسمان نیمکره جنوبی زمین ادامه یافت و هرینگتون از زکریا سیچین- مترجم داستان آفرینش سومری » انومه الیش» دعوت کرد تا نگاهی به حال یافته های آنها بیندازد. سیچین داده های ستاره شناسی مدرن را با داده های ستاره شناسی دوران باستان مطابقت داد.

 

در این مهر آکادی جایگاه سیارگان مشخص شده است

 

انومه الیش - سندی علمی تاریخی است که از نحوه تشکیل منظومه شمسی سخن می گوید. زمانیکه علاوه بر عطارد- زهره- مریخ – مشتری – اورانوس و زحل سیاره دیگری نیز وجود دارد و آن » تیامات» است . تیامات در مدار خود که بین مریخ و مشتری قرار گرفته حرکت می کند و در این زمان زمین هنوز به وجود هم نیامده است…

سیاره ای عظیم و سرگردان به نام نیبیرو در هنگام عبور از کنار منظومه شمسی به دام جاذبه آن افتاده و باعث بر هم خوردن موقعیت سیارات و ماههای آنها می شود. اورانوس را به پهلو می چرخاند و پلوتو را که در اصل قمر زحل بوده از مدارش به بیرون پرتاب می کند. مسیر نیبیرو نیز بر اثر جاذبه سیارات بزرگ بر هم می خورد و قمرهایش به سیاره تیامات برخورد می کنند.

 در برخورد اول تیامات به شدت تکان می خورد. اما در گردش دوم اینبار خود نیبیرو است که با تیامات تصادم می کند. بر اثر این برخورد شدید و فاجعه بار عمر تیامات به سر می رسد. قسمت بزرگتر تیامات به مدار کنونی زمین رانده شده و زمین کنونی را می سازد در حالیکه یکی از قمرهای نیبیرو به سمت زمین جذب شده و به ماه غیر عادی آن تبدیل می شود.

خرده ها و آوار سیاره تیامات کمربند خرده سیاره ای و شهابها و ستارگان دنباله دار منظومه شمسی را می سازند.

شکاف و تو رفتگی عظیم و عمیقی که امروز اقیانوس آرام نام دارد گواه بر تصادم تیامات ( زمین قدیمی) با نیبیرو است.

پس از این برخورد- نیبیرو در مداری بیضی شکل در منظومه شمسی قرار می گیرد و جهت چرخش آن برخلاف سیارات دیگر تنظیم می شود. یعنی وارونه و هر ۳۶۰۰ سال یک بار به دور خورشید می گردد. نیبیرو از سمت کمر بند خرده سیاره ای که بین مریخ و مشتری واقع است وارد منظومه شمسی می شود و در نزدیکترین فاصله با زمین قرار گرفته  سپس از کنار پلوتو از منظومه خارج می گردد.

 عقیده محققان و نویسندگان بسیاری بر این است که درسایه اطلاعات به دست آمده از کاوشگرهای » پایونیر ۱۰ و ۱۱ » و » وویجر ۱ و ۲»  و عکسبرداری های مادون قرمز و همچنین گزارشهای روشن هرینگتون و فون فلندرن بعد از مشورت با زکریا سیچین می توان گفت که جستجو به پایان رسیده و سیاره دهم مدتها پیش کشف شده است.

 

شواهد ژنتیکی مبنی بر حضور آنوناکی بر زمین

 

اطلاعات به دست آمده از حفاریها مکان لابراتوآر آنوناکی را که در آن اولین انسان به وجود آمد در سمت شرق آفریقا بر بالای معادن طلا  در ۲۰۰۰۰۰ سال پیش قرار می دهند.

در لابراتوآر آنوناکی

اینجا دقیقا جایی است که بر طبق نقشه  DNA میتوکندریایی مکان اولین زن هومو ساپینس ( Homo Sapience )شناسایی شده است. ( پروژه در جستجوی حوا ).

 نقطه سفید مکان ظهور اولین DNA  میتوکندریایی است که بعد از آن نسل اندر نسل از مادر به فرزندان منتقل می شود. این ژنوم میتوکندریایی از این زن به تمام انسانهای امروزی منتقل شده است.

 

مهندسان معادن طلا در آفریقا معادن طلایی متعلق به ۰۰۰ ۱۷۰سال پیش یافته اند که دقیقا در همین ناحیه و در کنار لابراتوآر آنوناکی و اولین انسانهای ساخته شده قرار دارند. توصیفات و توضیحات مهندسی ژنتیک پیشرفته همگی در مدارک باستانی سومر و آکاد و آشور آمده است که با یافته های امروز باستان شناسی مطابقت می کند.

 

نقصهای علمی این نظریه و پاسخهای موجود

 

 آنوناکی که از سیاره ای به فاصله چند میلیاردی از خورشید آمده بودند و قاعدتا سیاره ی تاریک و سردی داشتند چطور توانستند روی زمین با جاذبه و اتمسفری متفاوت به راحتی باقی بمانند؟

پاسخی که مدافعان این نظریه می دهند این است که متون باستانی در مورد آنوناکی مرتبا تکرار می کنند که آن سیاره ای » تابناک » و » درخشنده » است. این می تواند اشاره به دمای بالای سیاره و یا دمای بالای هسته درونی آن داشته باشد. همینطور عقیده دیگری در فیزیک هست مبنی بر اینکه جرم آسمانی بزرگی که مدار بیضی و طولانی دارد خواه نا خواه با سرعت بیشتری به دور خودش می گردد و بر اثر سرعت  گردش, میدان مغناطیسی و حرارتی سیاره تقویت شده و مقادیر بالایی از گرما آزاد می کند. بنابراین امکان توسعه حیات بدون نور مستقیم خورشید هست.

 اما طبق همین مدارک باستانی نیبیرو در حال سرد شدن بوده است. طبق گفته های سیچین, آنوناکی به زمین آمدند و مشغول حفاری معادن طلا شدند برای آنکه نیبیرو در حال مرگ بود و اتمسفر آن قادر به حفظ حرارت سیاره نبود. آنها دریافتند که با آزاد کردن مقادیر زیادی از طلا در اتمسفر قادر به افزایش طول عمر نیبیرو خواهند بود.

حال اگر آنوناکی در اتمسفری غیر از زمین تکامل یافته اند و بدون نور خورشید زندگی کرده اند چرا باید کاملا شبیه انسانهای زمینی باشند؟

جواب به زمان تصادم نیبیرو با تیامات بر می گردد. سیچین معتقد است که در زمان تصادم یکی یا هر دو سیاره مستعد حیات بودند و ارگانیسمهای ابتدایی روی یک یا هر دوی آنها در حال ایجاد بوده است. در اثر برخوردی که تیامات را تکه تکه کرد بسیاری از این سلولهای اولیه و یا اسیدهای آمینه  و یا سایر انواع پیچیده تر حیات از نیبیرو به تیامات و یا از تیامات به نیبیرو منتقل می شوند. بنابراین ترکیبات اولیه حیات بین دو سیاره یکسان و یا مشابه بوده اند. سایر محققان مانند » نیل فریر » و » بولی » معتقدند که برای تمدن پیشرفته ای مانند آنوناکی ایجاد نژادی که بسیار شبیه خودش باشد کار ساده ای بوده چرا که آنها درصدی از ژنوم خود را روی ژنوم انسان هومو ارکتوس  Homo Erectus وارد کردند و انسان هومو ساپینس را با ویژگیهای ظاهری شبیه آنوناکی ایجاد نمودند. 

جمجمه انسان هومو ئه رکتوس

 این مسئله با توجه به تکنولوژی آنها قابل درک است چرا که در ۲۰۰ هزار سال پیش بر طبق مدارک ثبت شده  آنوناکی با مخلوط کردن ژنوم حیوانات و انسان هومو ارکتوس انسانهایی ساختند( هومو ساپینس) که هم هوشمند بودند و هم قدرت تولید مثل داشتند.

 جمجمه هومو ساپینس ابتدایی

ژنوم انسان امروزی ۹۸ الی ۹۹ درصد با ژنوم شامپانزه مطابقت دارد و فقط یک یا دو درصد از ژنهای ما هوشمند و متعلق به غیر شامپانزه هستند.

انسانهای هومو ساپینس به مرور زمان و بر اثر اختلاط نژادی با آنوناکی تبدیل به انسان هومو ساپینس ساپینس یعنی انسان اجتماعی و هوشمند شدند.

 جمجمه انسان مدرن

 

 ادامه دارد…

منبع:   http://www.limbolegacy.blogfa.com

سياره نيبيرو 1

…و اما نیبیرو می آید !

 

 

… برای زمین چه نقشه ای دارند …

 

سالهاست که روی مبحث نیبیرو تحقیق می کنم. در ابتدا وجود این ستاره تاریک را باور کردم چرا که اسناد کافی برای اثبات آن بود. بعد از مدتی طبق معمول، بد گمانی به سراغم آمد و مرا واداشت که دوباره و سه باره وجود یا عدم وجود این ستاره را از دید یک مخالف بررسی کنم و سرانجام آن را رد کنم. اما ادامه تحقیقات باز مرا به نقطه اول بازگرداند و دریافتم که چیزی را در این میان از قلم انداخته ام. آیا این سر نخ همان نیبیرو بود که وجودش را انکار می کردم؟ در قبال داشتن مدارک کافی برای اثبات وجود چنین ستاره ای در منظومه شمسی من به انتخاب شخصی خودم نمی خواستم آن را بپذیرم چرا که بسیاری از تئوریهای مرا زیر سوال می برد و توضیح آن را برای عامه مردم مشکل می ساخت. همانطور که می دانید من طرفدار فرمولهای ناقص و خنده دار علمی امروز نیستم که  همه یا ساختگی هستند و یا فقط روی کاغذ کار می کنند. بنابراین بار دیگر به بازجویی از این ستاره پرداختم و اینبار فکر می کنم باید با این حقیقت کنار بیایم که نیبیرو دارد از راه می رسد…اما چرا؟ و از کجا؟ کم کم به آن خواهم پرداخت.

نیبیرو و آنوناکی دو نام به هم چسبیده هستند که یکی بدون دیگری معنا ندارد. حضور آنوناکی( الوهیم)  بر زمین و آثار و دخالتهای آنها در این سیاره غیر قابل چشم پوشی است. پس ستاره ای که خاستگاه این موجودات یا خدایان است نیز از اهمیت فراوانی برخوردار است. مشکل اینجاست که اگر باور کنیم نیبیرو در منظومه ما وجود دارد، لزوما باید قبول کنیم که زمین تا سال ٢٠١٢ یا کاملا نابود می شود و یا اکثریت جمعیت آن کشته خواهند شد. از آنجا که من از مخالفان نظریه پایان دنیا و ظهور کشتی های نجات هستم تصمیم دارم روی صحت یا عدم صحت نیبیرو و تاثیرات آن روی زمین تحقیقات بیشتر و بیشتری انجام دهم. حاصل برخی از این تحقیقات در میان نوشته های آرشیو وبلاگ موجود است و در این مقاله به بازگویی اطلاعات جدیدتری در خصوص این جرم آسمانی می پردازم و دیدگاههای مختلف را در مورد ظهور این ستاره به طور بیطرفانه مورد بررسی قرار می دهم.

اگرچه تا رسیدن به پاسخ نهایی فقط ٣ سال زمان مانده و دیر یا زود مشخص خواهد شد آیا ما در میان قربانیان هستیم یا نجات یافتگان!

======================================

نیبیرو Nibiru طبق داده های کلی ستاره ای تاریک است معروف به دوقلوی خورشید در منظومه شمسی. این ستاره مانند زمین به دور خورشید می چرخد اما در عین حال سیارات و ماههایی دارد که به دور آن گردش می کنند. مدار نیبیرو بسیار دورتر از مدار پلوتو است و در حال چرخش تا ٥٠ میلیارد مایل از خورشید فاصله می گیرد.

هر ٣٦٠٠ سال زمینی یکبار نیبیرو به خورشید بسیار نزدیک می شود و در این حالت مدار چرخش آن از نزدیکی زمین می گذرد. در اثر این نزدیکی اکوسیستم زمین بر هم میریزد. سونامی – طوفانها و گردبادهای غول آسا شکل می گیرند. آتشفشانها فوران می کنند و جای قطبهای مغناطیسی شمال و جنوب عوض می شوند. در نتیجه این تغییرات زلزله ها ی بزرگ رخ می دهند و آب دریاها و اقیانوسها بالا می آیند.

کسانیکه مدافع ظهور نیبیرو هستند همچنین معتقد به جعلی بودن گرم شدن زمین و اثر گاز دی اکسید کربن بر آب و هوا هستند.

بر طبق نظریه ی علمی به نام » گرم شدن جهان» بر اثر اجتماع گازهای گلخانه ای زیست زمین در حال تغییرات عمده است. در حالیکه برخی عقیده دارند  اکوسیستم و طبیعت قادر است تا هر مقدار آلودگی و زباله را دفع و تحمل کند. گازهای گلخانه ای سبب گرم شدن زمین نمی شوند. آب شدن یخهای قطب به دلیل بالا رفتن دمای زمین نیست. سالها پیش گروهی از دانشمندان هواشناسی و زمین شناسی برخلاف توقع دولت آمریکا دست به آزمایشات و تحقیقاتی زدند و پرده از یک دروغ جهانی برداشتند. پدیده ای به نام گرم شدن زمین بر اثر گازهای گلخانه ای یک داستان تخیلی بیشتر نیست. نتایج این تحقیقات به همراه مدارک علمی توسط این افراد در این وب سایت قابل دسترسی است.

www.middlebury.net/op-ed/global-warming-01.html

با دریافتن این حقیقت که چیزی به نام گاز گلخانه ای وجود ندارد و سبب نابودی زمین نیز نمی شود، یک سوال بزرگ شکل میگیرد و آن این است که چرا یخهای قطب در حال آب شدن هستند ؟ و چرا طوفانهای سهمگین و زلزله های شدید بیش از گذشته رخ می دهند؟ چرا فصلها جا به جا می شوند و چرا در تابستان برف می بارد و در زمستان هوا گرم و بهاری می شود؟

دانشمندان باستان در ۳۵۹۷ سال پیش همین تغییرات را گزارش دادند و برای حفظ این اطلاعات آنها را بر سنگها و لوحه های پخته حک کردند. اگرچه بشر امروز استفاده چندانی از این داده های باستانی نمی برد چرا که تکنولوژی به اصطلاح جدید چشم و گوش او را کور کرده است. این اطلاعات هر ۳۶۰۰ سال  یکبار تکرار شده اند.  اسناد به دست آمده از نزدیکی نیبیرو به زمین از ده هزار و هشتصد سال پیش شروع شده اند. زمانیکه که احتمالا اولین بار زمینیان شاهد این ماجرا بوده اند و بعد از هر ۳۶۰۰ سال تکرار شده است. این حادثه فقط مربوط به بین النهرین نبوده و توسط ملل مختلف ثبت شده است مانند مصر و مکزیک و چین و…

توصیف کامل نیبیرو و نحوه حرکت آن و چگونگی تاثیر گذاری آن بر زمین و سایر سیارات منظومه شمسی به طور کامل در کتاب «بازدید از آفرینش»   Genesis Revisited     نوشته زکریا سیچین آورده شده است. در این کتاب زکریا سیچین که از معدود دانشمندان مسلط به زبان سومری است با ترجمه لوحه های سومری داستان آفرینش را از دید دیگری تحت بررسی قرار داده  و آن را بازدیدی از پروژه آفرینش نامیده است.

همین ماجرا با جزئیات بیشتر در کتاب »  اژدها و افعی های  پرنده»             Flying Serpents and Dragons اثر دکتر بولی نیز به زبان ساده تری توضیح داده شده است. مقالات و کتابهای متعددی در این باره وجود دارند که متاسفانه همگی به زبان انگلیسی یا فرانسه هستند و من همواره گزیده هایی از این کتب را در مقالات این وبلاگ ترجمه و مورد استفاده قرار داده ام.

 

همچنان که به سال ۲۰۱۲ نزدیک می شویم نیبیرو به ما نزدیک و نزدیکتر می شود. شاهدان ادعا می کنند که این شبها اگر آسمان صاف باشد حتی می توان این ستاره شوم و مسکن خدایان را  با چشم غیر مسلح دید. طبق گزارشات زیر زمینی, ناسا سالهاست که این ستاره و سیارات اطراف آن را تحت نظر دارد و اخیرا چندین تصویر از ناسا توسط فرد یا افرادی ناشناس به اینترنت فرستاده شده است. علاقمندان می توانند برای دریافت تصاویر بیشتر به من ایمیل بزنند. اما با نزدیک شدن نیبیرو به زمین به زودی این جرم آسمانی در آسمان ما قابل رویت خواهد بود و شکی نیست که تا پیش از آن ناسا با یک تئوری جدید خبر از عبور یک ستاره دنباله دار و یا یک جرم آسمانی بزرگ را خواهد داد که احتمالا سنگی جدا شده از اقمار مشتری است!

دلیل سرپوش گذاری بر روی این مسئله به گمان عده ای از محققان جلوگیری از یک وحشت جهانی است و همچنین پنهان کردن تکنولوژی و علومی فوق پیشرفته دولتها برای سفر به سایر جهانها است. به عقیده مدافعان این نظریه افشا شدن ماجرای آفرینش و چگونگی ارتباط بشر با خدایان نیبیرو, سبب ایجاد پرسشهای فراوانی برای پیروان ادیان مختلف خواهد شد که قرنها توطئه سازی را بر باد خواهد داد و مسلما اتفاقات و حوادثی که در این بازه زمانی رخ داده است قابل توضیح دادن در یک روز و دو روز نخواهد بود. به این ترتیب کل سیستم جهان و قوانینی که جوامع بر پایه آن طراحی شده اند زیر  سوال می رود و انسانها گیج و سرگشته به دنبال خدایی خواهند گشت که هزاران سال از او بی خبر بوده اند. کاملا واضح است  که این شرایط به نفع هیچ کس و هیچ چیز نیست و حقیقت چیزی نیست که بتوان آن را با هیچ زبانی بازگو کرد!

بنابراین اگر می پرسید چرا ناسا و سایر سازمانهای به ظاهر علمی و سیاسی در رابطه با همه این موارد دروغ می گویند جواب در همان پاراگراف بالاست!  چرا من راجع این مسائل حرف می زنم ؟  تصور می کنم که اگر من یک ایرانی مشتاق حقیقت بودم و زبان خارجی بلد نبودم تا کتابهای مختلف را مطالعه کنم و کتابهای مورد نظر به زبان فارسی موجود نبود- دلم می خواست یک نفر پیدا شود و این مسائل را برای من ترجمه کند. حالا این یک نفر خود من هستم احتمالا چون کار بهتری ندارم !

 اما می رسیم به سوال مهمتری…آیا حقیقت نیبیرو به همین جا ختم می شود؟ آیا  ظهور نیبیرو فقط جنبه علمی و ستاره شناسی دارد؟ آیا کافی است بپذیریم که نیبیرو یک ستاره یا سیاره دیگر است که بر روی مداری به دور خورشید می چرخد؟ آیا واقعا این صحیح است یا اینکه این هم خود یک دروغ و توطئه دیگر برای سرپوش گذاشتن روی حقیقتی بسیار بزرگتر و خطرناکتر است که دارد از راه می رسد؟

 اگر وب سایتها و کتابهای زیادی در مورد ۲۰۱۲ و ظهور نیبیرو وجود نداشت شاید من در همین جا قانع می شدم ولی وقتی تعداد بی شماری برنامه تلویزیونی از شبکه های مختلف به زبانهای مختلف در مورد نیبیرو ساخته و پخش می شوند به نظر من مشکوک است. در حالیکه وجود حیات غیر زمینی توسط اکثریت دانشمندان  رد شده است و همگی ارتباط آلمان نازی را با سکنه مریخ رد می کنند چه دلیلی دارد که ناگهان و در چند قدمی سال ۲۰۱۲ همگی بسیج شوند تا ما را با وجود نیبیرو آشنا کنند؟

باید توجه داشت که این یک تاکتیک آشناست. اخبار زیر زمینی معمولا اخباری است که از پشت درهای بسته به بیرون راه می یابد و این اخبار قاعدتا به حقیقت نزدیکتر است از آنچه در روزنامه ها در مورد ستاره شناسی می نویسند. اما حالا اگر همین اخبارزیر زمینی تحت کنترل همان سازمان ناسا باشد در واقع باز این ما هستیم که طعمه شده ایم . از یک سو ناسا وجود نیبیرو را انکار می کند. از سوی دیگر تصاویری از آن ستاره توسط افراد گمنام ناسا به اینترنت راه می یابد تا مدافعان نیبیرو سند قانع کننده تری برای اثبات آن داشته باشند. اما ما از کجا می توانیم فرق نیبیرو را با هر ستاره دیگری بدانیم ؟ این تصاویر می تواند از هر جای دیگری و مربوط به هر سیاره یا ستاره دیگری نیز باشد. اما چون این تصاویر مستقیما از سایت ناسا منتشر نمی شوند بلکه توسط منابع ناشناس در دسترس قرار می گیرند این نظریه قوت میگیرد که واقعا ستاره نیبیرویی وجود دارد که ناسا نمی خواهد مردم از آن مطلع باشند. من نمی گویم که نیبیرو اصلا وجود ندارد اما چه تضمینی هست که این نیبیرو همان چیزی باشد که به ما گفته می شود؟ با افشا کردن اخباری در خصوص این ستاره توجه ما از مسائل مهمتری که در فضا و روی زمین رخ میدهد کاسته شده و باز از دانستن ماجرای حقیقی محروم می مانیم.

اینکه نیبیرو اگر هم ستاره ای باشد چگونه می تواند در منظومه ای که خودش یک ستاره دارد گردش کند ؟ و احتمال اینکه نیبیرو مانند منظومه سایه و موازی در بعد تاریک جهان ما ساکن باشد چقدر است؟ ساکنان این مجموعه ستاره ای از زمین چه می خواهند و مهمتر اینکه دولتمردان زمین با سکنه این ستاره چکار دارند و چه سودی از نزدیک شدن آن به زمین می برند؟ آیا این یک پدیده غیر قابل اجتناب است یا به طور عمدی صورت می گیرد؟  آیا نزدیک شدن نیبیرو با فعال شدن نیروهای ماورایی و جنیان در زمین می تواند ارتباط داشته باشد؟

در ادامه تصاویر متعددی را که ظاهرا نیبیرو را نشان می دهند قرار داده ام.

 در تصویر زیر نیبیرو را به صورت نور کوچکی در کنار خورشید می بینید. گفته می شود که این تصویر ونوس یا ماه نیست بلکه تصویر نیبیرو است.

 

 

 در اینجا به وضوح نیبیرو در کنار خورشید قابل رویت است.

 

 این یکی از تصاویر ناسا است که نیبیرو را در میان سیارات و ماههای خودش نشان می دهد.

 

ر تصویر بالا نیبیرو در ماه می ۲۰۰۲ . بعد از ۷ ماه در ماه سپتامبر ۲۰۰۲  نزدیکتر و بزرگتر شده است.

 یکی دیگر ازتصاویر ناسا

 

  جرم سیاه رنگ یکی از اقماری است که دور نیبیرو  گردش می کند است.

 

ادامه دارد…

منبع  www.limbolegacy.blogfa.com

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: