بایگانی دسته‌ها: سایکیک

جنگ، جاسوسی فراروانی « سایکیک »

جنگ و جاسوسی فراروانی

«دن مري ودر»، ستاره‌ي موسيقي راك، قدرت‌هاي حيرت‌آور سايكيك خود را كشف نمود. «سفرهاي ذهني خروج از جسم» او باعث فاش شدن پايگاه‌هاي شوروي و آمريكا براي تكوين تسليحات مرگبار سايكيك گرديد. اكنون روسيه به دنبال اوست. آمريكا يكي از ژنرال‌هاي سايكيك خود را براي جست‌وجوي او گسيل داشته است. در نظر سوداگران جنگ، او نهايت يك اسلحه‌ي رعب‌آور است، اما اين اسلحه در مخفي‌گاه عجيب و وحشتناك منتظر است و براي آينده‌ي دنيا نقشه مي‌كشد».

اين كلمات قسمتي از تبليغات پشت جلد داستان حيرت‌آوري موسوم به «ستاره‌ي آتش» نوشته‌ي «اينگو سوان» است كه اولين جنگ رواني جهان را تعريف مي‌كند. با اين كه اين اولين داستان كوتاه اوست، اما سوان در بازار ادبيات تازه‌وارد نيست. استعداد اين فرد ابرسايكيك، معمولي نيست و او تاكنون علاوه بر زندگي‌نامه‌ي خود، بيست و چهار كتاب ديگر درباره‌ي موضوعات سايكيك و نيروهاي ماورائي نوشته است. از اين حيث، يقيناً ستاره‌ي آتش داستاني منحصر به فرد است. زيرا اين كتاب را فردي مافوق سايكيك درباره‌ي يك مافوق سايكيك نوشته‌ و به گفته‌ي خود سوان، به همان اندازه كه جذاب است، اخطار هم محسوب مي‌شود.

اينگو سوان از نژاد افراد نادري است كه در پيش از يك مورد، صاحب توانايي‌هاي سايكيك هستند. (به همين دليل به او سوپر يا ابرسايكيك نيز گفته مي‌شود.) او نه تنها از قدرت‌هاي فرارواني (ESP) و PK بهره‌مند است بلكه به علت سابقه‌ي علمي‌اش مي‌تواند با بي‌طرفي درباره‌ي قابليت‌ها و بينش نافذ خود بنويسد و توضيح دهد. در حقيقت اين افكار سوان است كه تا اين اندازه كتاب ستاره‌ي آتش را مسحوركننده ساخته است. تأكيد بر اين موضوع لازم است كه كتاب او يك داستان تخيلي نيست، چرا كه بر اساس تجربيات وي به عنوان يك سايكيك و يك محقق سايكيك، نوشته شده است.

موضوع اصلي اين كتاب جاسوسي سايكيك (فرارواني) است. آيا يك فرد سايكيك تعليم ديده قادر است ذهن خود را صدها مايل دورتر از بدنش متمركز كرده و اسرار پايگاه‌هاي نظامي را ديده و گزارش نمايد؛ يا در ذهن طراحان سوق‌الجيشي دشمن نفوذ كند و يا حتي با نيروي PK بتواند رايانه‌هايشان را دستكاري نمايد؟ به عقيده‌ي سوان، اينها امكانات واضحي هستند. او اشاره مي‌كند كه سال‌ها فراروان‌شناسان از خود سؤال مي‌كردند كه كاربردهاي علمي ESP و PK چه مي‌تواند باشد و به همين دليل نيز فكر اين كه بتوان افراد سايكيك را در عمليات مخفيانه‌ي جاسوسي به كار گرفت، چندان هم بيهوده نيست. در واقع، موضوعي كه چنين با حرارت در كتاب ستاره‌ي آتش بيان شده، بر مبناي پژوهش‌هايي است كه سوان شخصاً در عرض چندين سال در مؤسسه‌ي تحقيقاتي استنفورد با آنها سروكار داشته است.

«سوان» چه نظري درباره‌ي كتاب و پيامش دارد؟

در ماه مي سال 1978، هنگامي كه سوان براي تبليغ ستاره‌ي آتش به لس‌آنجلس آمده بود، با او درباره‌ي كتابش مصاحبه‌اي انجام شد. اينگوسوان كه ظاهري گيرا دارد و غير از اين كه فرد سايكيك و هنرمندي برجسته است، شخصيتي جذاب و صريح و پرحرف نيز هست. در ضمن صراحت لهجه‌ي او نيز در تضاد با صداي آرام و لهجه‌ي غربي‌اش است.

اولين سؤالي كه از او پرسيده شد، سؤالي واضح بود: «چقدر از داستان شما بر اساس تجربيات سايكيك شخص شماست؟»

سوان كه گويا منتظر چنين سؤالي بود پاسخ داد: «تقريباً همه‌ي آن. البته تنها مورد تخيلي آن، طرح اصلي، شخصيت‌ها و شدت نيروهاي سايكيك آن است. اما در اين كتاب هيچ چيز بدون مدرك و فرضيه‌اي علمي بيان نشده است و براي نوشتن آن به خوبي تحقيق شده است».

البته همچنان كه قبلاً اشاره شد، توطئه‌ي ستاره‌ي آتش درباره‌ي جنگ‌افزار سايكيك است. اين كتاب تنها يك شيوه‌ي منحصر به فرد داستاني نيست، چرا كه بسياري از نظريه‌پردازان وقايع آينده گمان مي‌كنند كه جنگ بعدي، جنگي سايكيك خواهد بود و حتي درباره‌ي نقشه‌هاي جنگي يك چنين برخوردي، سناريوهايي نيز ساخته و پرداخته‌اند. آيا مي‌توان با موفقيت، ذهن تحريك شده را همچون اسلحه‌اي به كار گرفت آيا جاسوسي سايكيك مي‌تواند جاي ردا و خنجر جاسوسي «ماتاهاري» گونه را در طي دو جنگ جهاني بگيرد؟ اينها سؤالاتي هستند كه بسياري از نويسندگان علمي ـ تخيلي گذشته و نظريه‌پردازان كنوني وقايع آينده مطرح مي‌كنند. اما اين موضوعات را هيچ يك، به اندازه‌ي سوان در داستان‌هايشان نپرورانده‌اند.

از سوان كه مشتاق صحبت درباره‌ي اين احتمالات بود، سؤال شد: «آيا شخصاً فكر مي‌كنيد كه مبارزات جنگ بعدي در سطوح سايكيك و نظامي صورت پذيرد؟»

سوان توضيح داد: «فكر مي‌كنم هم‌اكنون در مراحل پيشرفته‌ي اين جنگ قرار داديم. روند وقايع در طي سال گذشته و پي بردن به اين كه شوروي (سابق) نيز مشغول چنين پژوهش‌هايي است و اين حقيقت كه ديگر استفاده از بمب‌هاي نوتروني و اتمي در روي زمين ميسر نيست، ما را به اين فكر مي‌اندازد كه به جاي بناها، بدن‌ها، لشكرها و نابودي آنها، ذهن آدمي هدف مطلوب خواهد بود».

كنترل انسان‌ها از طريق كنترل ذهن، اين روزها بسيار مورد تحقيق قرار گرفته و البته اين خود، مرحله‌اي از تسليحات سايكيك است. در حال حاضر حضور افراد استثنايي و سايكيك‌هاي فوق‌العاده قدرتمند، ديگر ضروري است».

تشريح اين احتمالات از سوي سوان بي‌اختيار انسان را در اين انديشه فرو مي‌برد كه آيا آدم‌هاي عادي كوچه و بازار اين اخطارها را نيز علمي ـ تخيلي تلقي خواهند كرد. اما اين تنها سوان نيست كه مي‌پندارد ما به زودي خود را در ميان جنگي سايكيك خواهيم يافت. بلكه ديدگاهي تقريباً مشابه از جانب «دوآن الگين» ارائه شده است. وي كه نظريه‌پرداز وقايع آينده است، يكي از اعضاء انجمن تحقيقاتي استنفورد و از موفق‌ترين افرادي است كه داراي قدرت مشاهده از راه دور هستند. الگين پيشگويي كرده، از آن جا كه به نظر مي‌رسد ما همگي صاحب توانمندي‌هاي فرارواني هستيم، احتمال مي‌رود تا دهه‌ي 1990 جنگ فرارواني داخلي ميان صاحب قدرتان نظامي ـ صنعتي كشورمان و گروهي چريكي از راديكال‌هاي سايكيك روي ‌دهد. اين اشخاص راديكال از ESP براي ايجاد اختلالات ذهني در بين فرماندهان برگزيده‌ي دشمن استفاده خواهند كرد و براي خراب‌كاري در رايانه‌ها، ماهواره‌ها و سيستم سلاح‌ها، نيروهاي سايكوكينتيك را به كار خواهند برد. الگين نيز مانند سوان عقيده دارد كه از ارتش پيشاپيش اقدام به پژوهش‌هاي محرمانه‌ي فراروان‌شناسي كرده است.

البته كه سناريوي الگين به هيچ وجه بدون اعتراض نمانده است و يكي از فراروان‌شناسان بنام كه گزارش الگين را خوانده بود، آن را چرندياتي ناب توصيف كرد. او چنين اشاره كرده كه پديده‌هاي سايكيك بسيار ناپايدار و كنترل‌ناشدني است و اثرات آنها بيش‌تر از آن ضعيف است كه براي اهداف نظامي مورد استفاده قرار گيرد.

با همه‌ي اين احوال، پيشگويي‌هاي الگين با باور كلي داستان ستاره‌ي آتش و نقش احتمالي كه قهرمان سايكيك آن در جنگ بزرگ بعدي خواهد داشت، هماهنگ است. اين كه پيشگويي‌هاي دو متفكر نظريه‌پرداز مستقل در زمينه‌ي سايكيك درباره‌ي آينده‌ي سايكيك بشر به يك نحو متحول شده باشد، نگران‌كننده به نظر مي‌رسد و همان طور كه سوان توضيح داد: «جنگ هسته‌اي ديگري ممكن نيست. قدرت‌هاي جهاني بسيار در موازنه قرار داشته و سيستم‌هاي دفاعي بيش از اندازه خودكار شده‌اند. حمله‌ي هسته‌اي يكي از كشورها باعث نابودي همه چيز خواهد شد، چرا كه اقدامات تلافي‌جويانه در پي خواهد داشت.

از اين رو كاملاً واضح است كه قدرت‌هاي نظامي بايد روش‌هاي جنگي جديدي را ابداع كنند و يكي از اين روش‌ها كنترل ذهن است كه مستقيماً به پديده‌هاي فرارواني ختم مي‌شود».

البته موضع‌گيري سوان بلافاصله باعث مي‌شود از خود بپرسيم كه آيا همان گونه كه الگين مي‌گويد، ارتش آمريكا در پي پژوهش‌هاي فراروان‌شناسي، به ويژه مشاهده‌ از راه دور نيست؟ در طي جنگ جهاني دوم، ارتش آمريكا با دكتر «جي.بي. راين» (بنيانگذار فراروانشناسي نوين) تماس گرفته و از او خواسته بودند تا ببيند آيا مي‌شود سگ‌ها را از نظر رواني طوري تربيت كرد كه بتوانند مكان معادن را شناسايي كنند؛ هزينه‌ي اين كار را نيز محرمانه به او پرداخته بودند. در آن زمان، دكتر راين هنوز گه‌گاه در زمينه‌ي ESP و PK در دانشگاه دوك تحقيقاتي به عمل مي‌آورد.

از سوان سؤال شد: «آيا فكر مي‌كني كه ارتش ما به مشاهده از راه دور علاقه‌مند باشد؟». پاسخ وي قطعي نبود: «در اين زمان، بايد هم بگوييم بله و هم خير. يقيناً افراد بسيار علاقه‌مندي در اين جا و آنجا يافت مي‌شوند. با اين حال اكثر مردم هنوز نمي‌توانند آن را باور كنند. كاري كه مي‌بايست انجام دهيم اين است كه تعداد بيشتري از مردم را وادريم تا تجربه‌ي مشاهده از راه دور را بارها تكرار كنند تا زماني كه به حقيقت دريابند كه در وجود آدمي، اين سطح آگاهي ناشناخته وجود دارد. زماني كه مشاهده از راه دور مسجل گردد، آن وقت توجه ارتش بدان معطوف خواهد شد. اين كه ارتش مايل به دانستن در اين باره نباشد، قابل تصور نيست. منظورم اين است كه چگونه مي‌شود گفت، دانشمندان و فراروان‌شناسان درباره‌ي فراروان‌شناسي تحقيق ‌كنند، اما ارتش در پي آن نباشد؟ پژوهش فراروان‌شناسان به اين علت است كه اين موضوع برايشان واقعيت دارد. اگر ارتش آن را باور كند، به دنبال تحقيقات درباره‌ي آن خواهد بود».

سوان مي‌بايست توانايي بالايي در سايكيك بودن داشته باشد، چرا كه بدون شك او موفق‌ترین مشاهده‌گر كشور بود… به قدري موفق كه حداقل چند تن از دنبال‌كنندگان وقايع سايكيك اظهار داشتند كه خود سوان در جاسوسي‌هاي فرارواني، همانند داستان ستاره‌ي آتش دست داشته است.

«به عقيده‌ي شما كتابتان بيشتر تخيلي است، يا هشداردهنده و پيش‌بيني كننده؟»

پيدا بود كه سوان درباره‌ي اين سؤال بسيار انديشيده بود، لذا چنين استدلال كرد: «ظاهراً اثري تخيلي است، اما كتابي است كه بر اساس تجربيات شخصي نوشته شده و احتمال وقوع حوادث آن زياد است. منظورم اين نيست كه جنگي سايكيك نظير آنچه در كتاب گفته شده رخ خواهد داد. احتمالاً اين گونه نخواهد شد. به عنوان مثال، دن مري ودر كه يك فرد (مافوق) ابرسايكيك است، از نيروهاي فوق‌العاده‌اي به عنوان يك فرد برخوردار است. شواهدي وجود دارد كه در آينده، نيروي مافوق سايكيك متشكل از گروهي افراد سايكيك خواهد بود كه با يكديگر كار مي‌كنند.

ما شواهدي بر تأييد اين فرضيه در دست داريم كه وقتي عده‌اي افراد سايكيك با يكديگر و گروهي به كار مي‌پردازند، مجموع انرژي‌هاي فرارواني آنها و نتايج حاصله، بيش از نتايج كار به صورت فردي است. اگر زماني موفق به يافتن روش تعليم پديده‌هاي فراروان‌شناسي شويم، بايد انتظار داشته باشيم كه يك فرد تعليم‌يافته بتواند كارهاي بزرگي انجام دهد. اما آنچه اميدوار به يافتن آن هستيم يك ابرسايكيك واقعي است كه آن هم گروهي از افرادي است كه با يكديگر كار مي‌كنند.»

براي هر فرد منطق‌گرايي، بعيد به نظر مي‌رسد كه علي‌رغم وجود پديده‌هاي فراروان‌شناسي، اين پديده‌ها آن چنان مهار بشوند كه ارتش بتواند در جنگ آتي، روي استفاده از آنها حساب كند. بسياري از فراروان‌شناسان، هرگز به شواهدي تجربي برنخورده‌اند كه توانمندي‌هاي سايكيك براي منافع عملي مورد استفاده قرار گرفته باشند، مگر در موارد نادر و تحت شرايطي بسيار مناسب. اما يك نظريه‌پرداز، به هيچ وجه نمي‌تواند اين احتمال را رد كند كه روزي ممكن است نيروهاي يك ابرسايكيك به گونه‌اي متحول شود كه از هر آنچه سابقاً ديده شده فراتر رود و يا عده‌اي از محققين آينده بتوانند راهي براي مهار مؤثر پديده‌هاي مافوق طبيعي به دست آورند.

و امروز تنها چيزي كه مي‌توان انجام داد اين است كه منتظر ماند و آينده را ديد و كتاب ستاره‌ي آتش را همانند كتاب‌هاي «ژول ورن» و «جورج اورول» دانست كه تلفيقي غريب و لاينفكي از علم، علوم تخيلي و پيشگويي است.

مطالبي كه در بالا آورده شد مباحثي بودند كه حدود بيست سال پيش به صورت شايعاتي داغ بر سر زبان‌ها بوده و در بسياري از جوامع غربي، علي‌الخصوص جوامع علمي و خبري از آن سخن به ميان مي‌آمده است.

همه‌ي اين مطالب، درباره‌ي ابرسايكيك‌ها، جاسوسي از طريق افراد سايكيك و قابليت‌هاي فرارواني آنها، مشاهده از راه دور، جنگ‌افزارهاي فرارواني و كنترل ذهن به وسيله‌ي پديده‌هاي فراروانشناسي، يقيناً در آن زمان گيج‌كننده به نظر مي‌رسيدند. بدون شك تصور به حقيقت پيوستن نظرياتي كه سوان در گفت‌وگوها و كتابش عنوان مي‌كرده، وحشت‌انگيز بوده‌اند… اما با همه‌ي اين اوصاف، امروزه شواهد محكمي وجود دارد كه نشان مي‌دهند اين پيش‌گويي‌ها از مرز ميان علم واقعي و علم تخيلي فراتر رفته و بسياري از نظريه‌هايي كه روزي خيالي بيش به نظر نمي‌رسيدند، به واقعيت پيوسته‌اند. هم‌اينك اخطاري كه سوان در آن سال‌ها درباره‌ي خطر به كار‌گيري نيروهاي سايكيك مي‌داده به حقيقت پيوسته است.

«صرف بودجه‌هاي كلان، ايجاد آزمايشگاه‌هاي بسيار مجهز، محرمانه شدن تحقيقات، جذب افراد مستعد از سراسر جهان به مراكز تحقيق در كشورهاي مذكور، اشارات كنترل نشده برخي از رهبران سياسي به دانش و ابزار آن، اعترافات برخي از دانشمندان مشهور به واقعيت‌هاي مربوطه، نشانه‌هايي از آنچه در پشت پرده مي‌گذرد، دارد. مثلاً چند سال پيش يكي از دانشمندان برجسته‌ي آمريكايي‌ پس از اختلاف نظرهايي كه با سازمان سيا داشت، در مطبوعات آمريكا اعلام كرد كه سيا بيش از دويست هزار نفر از سوژه‌هاي سايكيك ـ افرادي كه داراي توانايي‌هاي حساس و فوق‌العاده‌ي مغزي و ذهني هستند ـ را در اختيار دارد و در بسياري از عمليات‌هاي سيا در سطح جهان از اين افراد به صورت مشورتي يا اجرايي كمك گرفته است».(1) همه و همه‌ي اين اطلاعات تأكيدي است بر واقع شدن پيشگويي‌هايي كه درباره‌ي آينده‌ي به‌كارگيري نتايج تحقيقات فرارواني شده‌اند كه البته آن پيشگويي‌ها نيز بياني بوده از آنچه كه عيان بوده است.

نويسنده: فريبا – جليليان

منبع: سایت – باشگاه اندیشه – به نقل از فصلنامه علوم باطني،شماره 4،5

پي‌نوشت: برگرفته از مكتوبات محققين مركز مطالعات و تحقيقات انرژي‌زايي ـ روح‌زايي.

اکنون دپارتمانی به نام امنیت فراروانی روسیه وجود داره که رئیس جمهور و غیره را از این جور حمله ها محافظت میکنه. و سلاح هایی دارند که میتوانند فرد را به جنون بکشانند و روی dna شخص تاثیر بگذارند. اشخاص ساکیک پیشرفته هم میتوانند بر محیط جوی و فیزیکی تاثیر وارد کنند.
یک نمونه هم از جاسوسی فراروانی که در پیدا کردن صدام در زمانی که مخفی شده بود هست.

یافتن محل اختفای صدام حسین

در یکی از تمرینات مشاهده از دور که استفان شوارتز آن را برگزار کرده بود از یک گروه 47 نفره مشاهده کننده خواسته شد تا در تمرینی که به صورت کاملاً کور ( استفان شوارتز و مشاهده کنندگان از موضوع مشاهده مطلع نبودند ) و پاسخ آزاد طراحی شده بود، شرکت کنند. نتایج نشان می داد این گروه در این تمرین دو موضوع را مدّ نظر داشته اند: یکی موقعیت فیزیکی ( مکان ) و دیگری مسائل کم اهمیت تر ( مانند مسایل ظاهری ). نتایج به شکل ذیل ارائه شد:

مشاهده کنندگان: صدام حسین در خانه لی معمولی در حوالی روستای تَکریت پیدا می شود. در یک طرف خانه، جادۀ خاکی و در طرف دیگر رودخانه ای قرار دارد. محل اختفای وی در یک محوطۀ کوچک است.

گزارش سی. ان. ان- 16 دسامبر 2003: صدام حسین در روستای ادوار در منطقه تکریت پیدا شده است. محل اختفای وی از یک طرف به رودخانه و از طرف دیگر به یک جاده خاکی منتهی می شود.

مشاهده کنندگان: ظاهر وی شبیه افراد آواره و بی خانمان است. موهایی کثیف و نامرتبی دارد مثل یک موش کثیف با ظاهری پریشان، پول زیادی هم همراه دارد.

گزارش نیویورک تایمز – 16 دسامبر 2003: صدام حسین خسته و ناتوان و بدون مقاومت خودش را تسلیم کرد. سربازان، دو نفر عراقی را همراه وی دستگیر کردند.

صدام حسین اسلحه ای کوچک به همراه دارد ولی هیچ گونه مقاومتی نکرد و تسلیم شد.

تینا پور شاهید

http://www.arvah.net/index.php?topic=8005.0

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: