بایگانی دسته‌ها: جستجوي پيامها از ماورا

۵۰۰۰ سال در جست و جوي هوش فرازميني

۵۰۰۰ سال در جست و جوي هوش فرازميني 1

هميشه اخبار مرتبط با مشاهده بشقاب‌پرنده‌ها و موجودات ماوراي زميني جذاب بوده و هستند؛ اخباري كه اكثر دانشمندان يا آن‌ها را مستقيماً رد كرده و يا در مقابلشان سكوت پيشه كرده‌اند.

در پنجاهمين سالگرد آغاز جستجوي سيستماتيك بشر به دنبال هوش فرازميني، تاريخچه‌اي مختصر از تلاش‌هاي خستگي‌ناپذير بشر متمدن در طول تاريخ با هدف كشف موجودات فرازميني ارائه كرده‌ايم. بخشي از اين مطلب، برگردان آزادي از مقاله دكتر فرانك دريك، خالق معادله دريك و از پيشگامان جستجوي حيات فرازميني با موضوع «تاريخچه مختصر SETI» است.

۱۷ سپتامبر امسال، پروژه «در جستجوي هوش فرازميني» (يا به اختصار SETI) پنجاه‌سالگي خود را جشن گرفت. به دنبال انتشار مقاله‌اي در شماره ۴۶۱ نشريه نيچر به قلم «جوزفه كاولوي» و «فيليپ موريسون» بود كه ايده آغاز به كار چنين پروژه‌اي مطرح شد. در اين مقاله، جستجوي سيستماتيك حيات ماوراي زميني، تلاشي ارزنده و به‌صرفه معرفي شده بود.

۵۰ سال از آن روزها مي‌گذرد و در اين مدت، تلسكوپ‌هاي راديويي بشر هم‌چون گوش‌هاي غول‌پيكري رو به آسمان به انتظار پيامي از جانب يك تمدن فرازميني نشسته‌اند؛ تلاشي كه چندان نيز بي‌ثمر نبوده و در اين مدت، نشانه‌هاي مرموز و عجيبي از گوشه گوشه آسمان دريافت شده است؛ نشانه‌هايي هم‌چون خش خش گام‌هاي يك غريبه در جنگل وسيع و خاموش آسمان.

 

تنديس جيوردانو برونو، فيلسوف ايتاليايي كه به جرم اعتقاد به حيات ماوراي زميني اعدام شد. اين تنديس، امروزه در محل اعدام او قرار داده شده است

باورهاي نخستين

ريشه‌هاي باور به وجود حيات فرازميني را مي‌توان در اعتقادات اقوام كهن جست. اتميست‌هاي يونان باستان كه جهان را متشكل از دو عنصر اتم و خلأ مي‌پنداشتند، فرض وجود بيگانگان فرازميني را بر اين استدلال استوار ساخته بودند كه اگر جهان ما بي‌نهايت اتم را در خود جاي داده باشد، بايستي كه انتظار وجود نقاط مسكوني ديگري را نيز داشت.

در كتاب مقدس يهوديان تلمود، از ۱۸ هزار نقطه مسكوني ديگر سخن به ميان آمده و قرآن مسلمان، به «ستايش خداي همه جهان‌ها» پرداخته است.

اما با گسترش مسيحيت و به دنبال آن تفكر بطلميوسي در جهان غرب بود كه كليسا، كوچك‌ترين اعتقادي به حيات بيگانه را انحراف از اصل زمين‌مركزي كيهان دانسته و انديشمندان اين حوزه را مرتد خواند.

جيوردانو برونو، فيلسوف ايتاليايي قرن ۱۶ ميلادي با اظهار اين موضوع كه «جهان نامتنهاهي، پر از ستارگاني است كه هر كدام منظومه‌اي براي خود دارند» توسط كليساي كاتوليك مرتد اعلام شده و در ميدان مركزي شهر رم، به آتش كشيده شد.

هر چند هنوز نيز كليساي كاتوليك، تصميم قطعي خود را مبني بر اعتقاد به موجودات فرازميني اعلام نكرده است. سال گذشته، پدر «جوزه گابريل فونس» ستاره‌شناس و سرپرست رصدخانه واتيكان در اظهاراتي گفته بود: «موجودات هوشمندي كه توسط پروردگار خلق شده‌اند، ممكن است وجود داشته باشند.»

تا هزاران سال آن‌چه در پاسخ به احتمال وجود بيگانگان فرازميني داده مي‌شد، پيوند عميقي با مسائل فلسفي داشت و هيچ ابزار رصدي كه بتوان به اثبات چنين اعتقاداتي پرداخت، در دست نبود.

اين دوران نسبتاً طولاني را مي‌توان با اغماض، نخستين تلاش هوشمندانه بشر در راستاي كشف حيات ماوراي زميني دانست؛ تلاشي كه با ورود انقلاب كوپرنيكي و سست شدن بنيان نظريه زمين‌مركزي، پا به مرحله جديدي از پيشرفت گذاشت. ديگر مردم مي‌دانستند كه زمين نقطه برتري در منظومه شمسي نيست و حتي سيارات مشابه ديگري نيز در اطراف ما وجود دارد.

فيزيك سيارات و اصول زيست شناسي حكم مي‌كرد كه حيات مي‌تواند در هر جايي از كيهان توسعه يابد و از اين‌جا بود كه افراد سرشناس زيادي در جهان علم، پيشنهادهايي را مبني بر چگونگي ارتباط با موجودات فرازميني ارائه كردند.

 

ساختماني كه در آن تسلا، ترانسفورماتور غول‌پيكر خود را با هدف ارتباط با فرازميني‌ها به راه انداخت

پيشنهادها از راه مي‌رسند

۱۹۰ سال پيش، رياضيدان نامدار آلماني «كارل فردريش گاوس» پيشنهاد داد مناطقي از دشت عظيم سيبري را به صورت يك مثلث پهناور گندم‌كاري كرده و تعداد زيادي از درختان كاج را مربع‌وار پيرامون اين مثلث غول پيكر كاشت كنند.

او معتقد بود كه اگر موجودات هوشمند فرازميني با تلسكوپي بزرگ به زمين بنگرند، نه تنها از مصنوعي بودن اين اشكال مطلع خواهند شد، بلكه در خواهند يافت كه افرادي كه چنين اشكالي را خلق كرده‌اند، از اصولي چون قضيه فيثاغورس اطلاع داشته‌اند. اين پيشنهاد هيچ‌گاه عملي نشد.

چندي بعد، فيزيك‌دان و ستاره‌شناس اتريشي «جوزف ون‌ليترو» نيز پيشنهاد داد تا گودال‌هاي عميقي به شكل اشكال هندسي هم‌چون دايره و مثلث در صحراي بزرگ آفريقا حفر شده و پر از نفت شوند تا با به آتش كشيدن اين گودال‌ها، بتوان با موجودات فرازميني ارتباط برقرار كرد. اين پيشنهاد نيز از پشتيباني عملي برخوردار نشد.

۱۴۰ سال پيش فيزيك‌دان فرانسوي «چارلز كراس» نيز پيشنهاد داد تا آينه‌هاي عظيمي را در سرتاسر اروپا طوري تنظيم كنند كه نور آفتاب به سمت مريخ منعكس شود و براي اين‌كه مريخي‌ها مطمئن شوند اين نورها تصادفي و گذرا نيست، بايستي آينه‌ها را به شكل برخي ستارگان معروف آسمان آرايش داد. اين پيشنهاد نيز هم‌چون موارد پيشين، هيچ‌گاه در معرض آزمايش قرار داده نشد.

۱۱۰ سال پيش اما، نخستين تلاش بشر براي ارتباط راديويي با فرازمينيان، به ابتكار فيزيكدان بلندپرواز يوگسلاو، نيكولا تسلا و با پشتيباني مالي جي.پي.مورگان آمريكايي صورت پذيرفت. او با شوق بسيار و صرف هزينه‌هاي گزاف، دست به ساخت ترانسفورماتور عظيمي زد كه با برقراري جريان الكتريسيته چند هزار ولتي آن، تا فاصله دو كيلومتر مو بر تن اهالي كلورادو اسپرينگز سيخ شد؛ اما پاسخي از فضا دريافت نكرد! اما دوران جديدي از تلاش‌هاي هوشمندانه بشر در اين مسير تازه آغاز شده بود.

 

پرسيوال لاول، ستاره‌شناس ثروتمند آمريكايي كه با شوق مشاهده مريخي‌ها، رصدخانه بزرگي را در فلاگستاف آريزونا بنا نهاد

امواج راديويي، راه ارتباط با بيگانگان

۲۵ سال بعد قرار بود مريخ از نزديك‌ترين فاصله خود با زمين عبور كند و ابداع روش‌هاي نوين ارسال و دريافت امواج كوتاه راديويي، همه را به اين بار به ارتباط مستقيم با مريخي‌ها اميدوار كرده بود.

البته تلاش‌هاي ستاره‌شناس ثروتمندي به نام «پرسيوال لاول» نيز كه به سبب شوق وافرش به مريخ و احتمالاً مريخي‌ها، رصدخانه نسبتاً بزرگي را در فلاگستاف آريزونا بنا نهاده بود، در اين اميد عمومي بي‌تأثير نبود. او در رصدهايش، به كانال‌كشي اهالي مريخ از قطب‌ها به سمت استواي سياره براي انتقال آب و نيز فعاليت‌هاي كشاورزي مريخي‌ها اشاره كرده بود!

هر چند اين اظهارات امروزه غير معتبر و تا حدي نامعقول مي‌نمايد، اما تب كشف حيات فرازميني در دوران لاول به قدري شديد بود كه حتي تشخيص يك عارضه باريك و بلند و البته مبهم و ناواضح كافي بود تا او آن را به كانال‌كشي مريخي‌ها نسبت دهد.

امكان ملاقات نزديك با مريخ و احتمال ارتباط با همسايگان مريخي، فرصتي بود كه تا سال‌ها امكان تكرار آن پيش نمي‌آمد و از اين رو حتي برخي پيشنهاد خاموشي يك‌ساعته كل فرستنده‌هاي راديويي زمين را دادند تا در اين فاصله زماني گران‌بها بتوان بدون هيچ مزاحمتي، پيام مريخي‌ها را به وضوح شنيد!

مطلبي از روزنامه نيويورك‌تايمز در روز يكشنبه، ۲۷ آگوست ۱۹۱۱ كه در آن بر اساس مشاهدات پرسيوال لاول، به احداث دو كانال جديد در مريخ ظرف مدت دو سال توسط مريخي‌ها اشاره شده بود!

روزنامه پرتيراژ نيويورك تايمز حتي بر اساس پيشنهاد پروفسور تاد از كالج آمرست، مطلبي را منتشر كرد كه در آن از دولت آمريكا خواسته شده بود تا ايستگاه‌هاي راديويي دولتي و خصوصي را موظف كند كه از ساعت ۱۱:۵۰ شب ۲۱ آگوست، به مدت دو روز پياپي، هر يك ساعت، پنج دقيقه فرستنده‌ها را خاموش كنند تا آن‌چه به عنوان «هدف كاملاً علمي» از آن ياد شده بود، محقق شود. با وجود ارسال اين درخواست به تمامي كشورهاي توسعه‌يافته جهان، ايستگاه‌هاي راديويي خاموش نشدند.

اين روزنامه هم‌چنين چند روز مانده به عبور تاريخي مريخ، در مطلبي با عنوان «كسي چيزي شنيد؟» ارتش و ناوگان نيروي دريايي ايالات متحده را به آماده‌باش فراخواند.

جالب اين بود كه راديوي محلي ونكوور در پاسخ اعلام كرد كه چيزي شنيده‌ايم! آن‌چه شنيده شده بود، دو مجموعه سيگنال راديويي بود: چهار سيگنال نقطه‌اي پيوسته به همراه سه سيگنال نقطه‌اي پيوسته ديگر كه با فاصله اندكي از هم دريافت شده بودند.

چندي بعد، رسماً اين سيگنال‌ها پيامي از جانب مريخ به زمين معرفي شد و هفته‌نامه پرطرفدار تايمز انگلستان، اندكي پس از آن خبر داد كه ويليام فريدمن، مشهورترين رمزشكن تاريخ ايالات متحده كه در جنگ جهاني اول كدهاي آلماني‌ها را شكسته بود، براي شكستن رمز پيام مريخي‌ها اعلام آمادگي كرده است.

براي مدتي همه هيجان‌زده شدند و مطالب مشابه زيادي را مي‌شد در صفحه نخست روزنامه‌ها ديد؛ اما هر چه زمان مي‌گذشت، شك مردم فزون‌تر مي‌شد.

اندكي بعد، اعلام شد كه مريخي‌ها فرانسوي صحبت مي‌كنند! دليل چنين ادعايي نيز اين بود كه اگر چنان‌چه پيغام كوتاه مريخي‌ها را به شكل علائم مورس از آمريكا به آن سوي آتلانتيك بفرستيم، آن‌چه دريافت خواهد شد، كلمه‌اي فرانسوي است.

در آن زمان، فرانسه متمدن‌ترين كشور زمين محسوب مي‌شد و همين امر، مدرك محكمي دال بر حقيقت پيام مريخي‌ها بود؛ چرا كه اين موجودات پيچيده و متمدن نيز به زبان فرانسه رسيده بودند!

اما دو روز بعد بود كه خبرهاي مربوط به گذر مريخ آرام‌آرام از صفحه نخست به صفحه ششم روزنامه منتقل شد. خوانندگان باهوش خود دريافتند كه هيچ نشاني از حيات مريخي يافت نشده است. در واقع، اندكي بعد مشخص شد كه پيفام معروف مريخي نيز چيزي جز سيگنال پراكنده‌اي از ايستگاه راديويي نيروي دريايي آمريكا در سياتل نبوده است.

بيست و سوم آگوست، روزنامه‌ها تيتر زدند: «مريخ، بي هيچ حرفي از كنار ما گذشت» و اين، پايان غم‌انگيزي براي آغاز دوراني خوش بود.

http://www.persiauk.com/article.php?id=42312

جستجوي پيامها از ماورا

برای بیشتر مردم، این پرسش که ما در عالم تنها هستیم یا نه تنها جنبه فلسفی دارد. مسئله آکادمیک بدون اهمیت کاربردی. حتی مدارکی دال بر اینکه ما در حال حاضر مورد دیدار موجودات غیر- انسان و پیشرفته قرار میگیریم به نظر عده زیادی در دنیایی که فقر و جنگ و گرمای جهانی ما را تهدید می کند موضوعی بی ربط است. در مقابل مبارزه واقعی دراز مدت آینده انسان، پرسش از ufo ها، موجودات فرا زمینی، پروژ های مخفی دولت تنها یک نمایش کنار گذر است، درست است؟ به گونه ای مصیبت بار خیر!

مدارک و شواهد ارایه شده به ما می گوید:

1- براستی ما مورد بازدید تمدنهای پیشرفته موجودات فرازمینی قرار داریم و داشته ایم.

2- این موضوع محرمانه ترین، تقسیم بندی ترین شده برنامه در آمریکا و بسیاری از کشورهای دیگر است

3-این پروژه ها ، همانطور که پرزیدنت آیزنهاور اخطار داد، از کنترل قانونی در آمریکا و انگلستان و جاهای دیگر فرار کرده

4- فضا پیماهای پیشرفته با منبع غیر زمینی که Extraeterrestrial Vehicles) ETV نامیده می شوند توسط بعضی از سازمانهای اطلاعاتی پایین کشیده شده اند، بازیابی شده اند و حداقل از سال 1940 و احتمالا زودتر از آن در 1930 مورد مطالعه و تحقیق قرار دارند

5- پیشرفت خارق العاده که در تولید انرژی و نیروی محرکه در نتیجه این مطالعات بدست آمده ( و اختراعات مرتبط با آنها توسط انسان از زمان نیکلای تسلا) و این که این تکنولوژی ها نوع جدیدی از فیزیک را بکار می گیرند که نیازی به سوخت فسیلی و یا تشعشعات یونی برای تولید مقدار انبوه انرژی ندارد

6- پروژه های طبقه بندی شده و بالاتر از فوق محرمانه، نیرو محرکه های ضد- جاذبه کاملا عملیاتی و سیستمهای تولید انرژی جدیدی در اختیار دارند که در صورت غیر محرمانه شدن و استفاده صلح آمیز ، یک تمدن انسانی جدید بدون نیاز، فقر و خسارتهای زیست محیطی را قدرت می بخشد

—————————————————————————–

در آغاز پیدایش پدیده ET/UFO ارتش، سرویس های اطلاعاتی و صنایع نسبت به طبیعت و منشاء این پدیده علاقمند بودند. آیا منشاء آنها رقیبان و دشمنان زمینی بودند، و هنگامیکه مشخص شد منشاء غیر زمینی دارند، واکنش عمومی چه خواهد بود ؟
در دهه 30 و 40 این مسئله کوچکی نبود. اگر UFO ها منبع زمینی داشتند در این صورت دلیلی بود بر یک رقیب زمینی با تکنولوژی بسیار پیشرفته تر از هواپیماهای آمریکا و هنگامیکه مشخص شد منبع غیر زمینی دارند ( عده ای قبل از WWII میدانستند) سوالات متعددی بی پاسخ می ماند.
چرا ET ها اینجا هستند؟ قصد آنها چیست؟ چطور آنها با سرعت بسیار زیاد مسافتهای بیکران فضا را می پیمایند؟ چطور ممکن است از تکنولوژی آنها در جنگ و صلح استفاده کرد؟ عوام چگونه به این دانش و آگاهی واکنش نشان میدهند؟ افشای این حقیقت چه تاثیری بر نظام اعتقادی مردم خواهد داشت؟ چه تاثیری در نظام سیاسی و اجتماعی بشر بجای خواهد گذاشت؟
از اواخر دهه 40 تا اوایل 50 یک تلاش موزون و هماهنگ برای پیدا کردن و فهمیدن اصول علمی و فناوری نهفته در این فضاپیماها از طریق مطالعه مستقیم و مهندسی – معکوس اشیا غیر زمینی بدست آمده از New Mexico و سایر نقاط بدست آمد و در همان بدو امر معلوم شد که این وسایل از قوانین فیزیک و فناوری کاربردی بسیار پیشرفته ای نسبت به موتور های احتراقی و تیوب های خلا و غیره استفاده می کنند. در زمان جنگ سرد و اینکه یک پیشرفت تکنولوژیک کوچک می تواند توازن قوا را در مسابقه تسلیحات هسته ای تغییر دهد این موضوع کوچکی نیست.
از مدرک فوق محرمانه دولت کانادا که توسط Wilbert Smith تهیه شد، میدانیم که این موضوع حتی از توسعه بمب هیدروژنی هم به مراتب محرمانه تر نگه داشته شده.

—————————————————————————

تا اواخر دهه 40 تلاش عظیمی برای مطالعه سخت افزارهای فرا زمینی و یافتن طرز کار آنها و اینکه چه وسایل کاربردی می توان از این اکتشافات ساخت انجام شد، حتی در آن زمان نیز این پروژه ها بطور شگفت آوری محرمانه بوده. این مخفی کاریها در اوایل دهه 50 وقتی پیشرفتهای اساسی از طرز کار نیروی محرکه و فیزیک این وسایل بدست آمد باز هم بیشتر شد. در واقع در این زمان بود که کل این پروژه به صورت افزاینده ای » سیاه » و وارد دنیای زیر زمینی و تایید نشده شد.
وسایلی که نوعی از فیزیک و سیستمهای تولید انرژی را به نمایش می گذارند که در صورتی که افشا شوند برای همیشه زندگی در روی زمین را دگرگون خواهند کرد.
تا زمان آیزنهاور این پروژه ها بطور کلی قسمت بندی شده (Compartmentalized ) به گونه ای که هیچ کس جز عده کمی از تمامیت موضوع مطلع نباشند، و از سیستم قانونی و سلسله – مراحل – فرماندهی و کنترل خارج شد. یعنی اینکه – بطوری که از گواهی شاهدان میدانیم که آیزنهاور از وجود فضا پیما های فرا زمینی مطلع بوده- ریس جمهور (و رهبران مشابه در انگلستان و سایر نقاط) از این حلقه بیرون گذاشته شده اند. بنابراین رهبران برگزیده مردم در مقابل یک مجموعه نظامی – صنعتی (همانطور که آیزنهاور آنها را نامید) قرار گرفتند که پروژه های این چنینی را دنبال می کردند بدون اینکه کسی به کار آنها نظارت داشته باشد. از گواهی شاهدان میدانیم که، آیزنهاور، کندی، کارتر و کلینتون از تلاش برای نفوذ به این پروژه ها نتیجه ای نگرفتند.
این حقیقت در مورد رهبران کنگره، بازرسان، رهبران خارجی و رهبران U.N نیز صدق می کند. مهم نیست شما در چه پست و مقامی باشد، اگر شما برای پروژه لازم دانسته نشوید، از آن اطلاع نخواهید یافت. نقطه.
بر خلاف افسانه های شایع، از 1960، نگرانی از اضطراب عمومی در مواجه با این حقیقت که ما در عالم تنها نیستیم، دلیل اصلی برای سری بودن موضوع نیست. همچنین ترس از خصمانه بودن ET ها نیز عاملی جدی نبوده. هیچکدام از کارمندان داخلی این پروژه ها ET ها را خصمانه و تهدید آمیز نمیدانند.
تا سال 1960 و مطمئنا تا 1990 دنیا با مفهوم سفرهای فضایی بسیار آشنا شده و صنایع و فیلم های علمی- تخیلی کاملا توده ها را با ایده وجود ET هایی از دور دست آموزش داده، بنابراین دلیل ادامه این مخفی کاریها چیست؟
جنگ سرد پایان یافته. مردم از فهمیدن اینکه ما تنها نیستیم شوکه نخواهند شد ( امروز اکثریت مردم باور دارند که UFO ها حقیقت دارند) بعلاوه، چه چیز شوکه کننده تر از زندگی در خلال نیمه پایانی قرن 20 است در حالیکه هر شهر مهم دنیا هدف یک بمب هیدروژنی است؟ اگر ما از عهده این حقیقت بر آمده ایم، از عهده حقیقت وجود ET هم بر می آییم .
ترس، نگرانی، شوک و امثال این حرفها برای این سطح از پنهان کاری که حتی ریس جمهور و ریس CIA نیز از دسترسی به اطلاعات انکار می شوند توجیح کافی نیست.
——————————————————————————

ارزیابی موجود (1)

بنابراین، ادامه پنهان کاریها در رابطه با موضوع UFO ها مربوط به نگرانی های همیشگی وابسته به دینامیک قدرت در جهان و چگونگی تاثیر این افشاگری بر آن می باشد.
دانش وابسته به UFO/ET ها باید چنان پتانسیل بزرگی برای تغییر وضعیت این دینامیک قدرت داشته باشد که ادامه سرپوش گذاری بر آن ضروری پنداشته می شود، به هر قیمتی.
با بازگشت به اوایل ده 50 یافتیم که فناوری و فیزیک پایه فضاپیماهای ET از طریق پروژه های بسیار متمرکز مهندسی-معکوس کشف شده. دقیقا در همین نقطه از زمان است که تصمیم به افزایش پنهان کاری به سطح بی سابقه گرفته می شود. تصمیمی که این موضوع را از دید سلسله-مراتب-فرمان دهی مرسوم دولتی پنهان نمود، چرا؟
جدای از امکان استفاده دشمنان و رقیبان US/UK در خلال جنگ سرد از این فناوری، به سرعت تشخیص داده شد که این وسایل اولدزموبیل پدرتان نیست! فیزیک پایه سیستم تولید انرژی و نیروی محرکه آنها جنان بود که به آسانی می توانست تمامی سیستمهای مشابه در روی زمین را جایگزین کند. و به همراه آن تمام نظم ژئو-پلی تیک و اقتصادی جهان.
در دهه 50 گرم شدن جهان، فروپاشی اکوسیستم، لایه اوزون، کاهش باران های جنگلی، کاهش تنوع موجودات نگرانی عمده ای نبود. بعد از WWII آنچه نیاز بود، ثبات بود و نه یک تشنج در نظم اقتصاد جهانی، تکنولوژیکی و ژئو-پلی تیک. به یاد داشته باشید: کسانی که در کنترل و قدرت هستند مایلند در کنترل و قدرت بمانند. آنها از خطر کردن بیزارند، تغییرات بزرگ را دوست ندارند و به آسانی قدرت و کنترل را تسلیم نمی کنند.
افشای وجود ET ها، نا گزیر همراه با افشا شدن این فناوری ها خواهد بود، و به دنبال آن دنیا به سرعت و برای همیشه تغییر خواهد کرد و آنها خوب این را می دانستند. پس باید به هر قیمتی از آن پرهیز می شد، بعلاوه دورانی بود که در آن » هر چه برای GM خوب است برای آمریکا هم خوب است » و هم این دیدگاه برای سایر کمپانی های نفتی، ذغال سنگ و غیره هم صدق می کرد.
حقیقت اجتناب ناپذیر این است: افشای وجود ET به همراه خود ارایه این فناوری ها را می آورد- و این فناوری تمامی زیر ساختهای فناوری این سیاره را با خود خواهد زدود- تغییرات سریع و وسیع خواهد بود.
پنجاه سال بعد و امروز نیز این واقعیت مصداق دارد. چرا؟ چون پرهیز از مشکلات این افشاگری که در دهه 50 و درآن زمان راحت تر و مناسب تر بود به منزله پیچیده تر شدن و تنش زا شدن بیشتر آن در زمان حال است.
به عنوان مثال وابستگی به نفت و موتورهای احتراقی درون سوز بسیار بیشتر از سال 55 است. اقتصاد جهانی در حال حاضر بسیار بزرگتر شده، و بنابراین هر تغییری بطور نمایی بزرگتر و بالقوه هرج و مرج آفرین تر است.
و مسئله این است: هر دهه و نسلی این مشکل را به نسل بعد خود منتقل کرده بدون اینکه راه حلی برای آن بیابد و تنها پنهان کاری است که در هر دهه نسبت به دهه قبل ناپایدار تر شده. در یک چرخه پنهان کاری دیوانه کننده، تاخیر افشاگری و افزایش پیچیدگی های دنیا و وابستگی به سیستمهای تولید انرژی قدیمی، هر نسلی را بیشتر در فشار قرار داده. به همان نسبت که افشا سازی این واقعیت در دهه 50 مشکل بوده، امروز به مراتب مشکل تر و پیچیده تر شده و نتیجه آن تکان دهنده تر.

اکتشاف این فناوریها در دهه 50 که حاصل مهندسی-معکوس وسایل فرا زمینی بود، می توانست ما را قادر کند که به طور کامل اقتصاد، جامعه، فناوری و محیط زیست جهانی را دگرگون کنیم. تمامی این پیشرفتها که از عموم دریغ شده به خاطر طبیعت مخالف-تغییر اربابان قدرت و کنترل در آن زمان و تا به امروز می باشد. و اشتباه نکنید، این تغییرات بی اندازه وسیع است.
در نظر بگیرید: فناوریی که تولید انرژی از » میدان نقطه صفر » (Zero Point Field) * را امکان پذیر می سازند و هر خانه ، اداره، کارخانه و وسیله نقلیه را قادر می سازد تا منبع تولید انرژی خودش را داشته باشد بدون هیچگونه منبع سوخت بیرونی، حتی هیچ نیازی به نفت، گاز، ذغال سنگ، نیروگاه اتمی و یا موتور احتراقی نخواهد بود. و در نتیجه آن هیچگونه آلودگی وجود نخواهد داشت.
در نظر بگیرید: فناوریی که از وسایل الکترو-جاذبه (Electro-Gravity) استفاده می کنند و به شما امکان ترابری و حمل و نقل در بالای سطح زمین می دهند. دیگر نیازی به هیچ جاده و خط آهنی که زمینهای حاصلخیز را بپوشانند نخواهد بود، چون حمل و نقل در بالای سطح انجام می پذیرد.
به نظر عالیست. اما در دهه 50، نفت فراوان بود، کسی نگرانی درباره آلودگی نداشت و یا گرمای جهانی اهمیتی نداشت و قدرتهای جهان نیز فقط به فکر ثبات بودند. و اصولا چرا ریسک چنین افشاگری هایی را کرد؟ بگذار نسلهای بعد خو این کار را انجام دهند.
و اما اکنون ما نسل بعدی می باشیم و سال 2001 (زمان نگارش این متن) سال 1949 نیست. زمین تحت فشار بار ازدیاد جمعیت است – 6 میلیارد در حال حاضر- و تمامی آنها برق، تلویزیون، ماشین و این جور امکانات را می خواهند. همه میدانند که 50 سال دیگر نفتی نخواهیم داشت و حتی اگر داشته باشیم هم اکوسیستم زمین نمی تواند 50 سال دیگر تحمل آلودگی را داشته باشد. امروز ریسک افشا سازی بسیار کمتر از ریسک مخفی نگاه داشتن آن است. اگر این پنهان کاری ادامه یابد اکوسیستم زمین فرو خواهد پاشید.
بسیاری از مردم تاثیر فناوری و اقتصادی چنین افشاگری را مرکز توجیه این پنهان کاری بزرگ می دانند. بعد از همه، ما در مورد تغییری چند- تریلیون دلاری در سال صحبت می کنیم. تمامی بخش حمل و نقل و انرژی تغییرات اساسی خواهد نمود. و بخش انرژی – که سوخت تجدید نشدنی را می خرد و می سوزاند و دوباره این چرخه را تکرار می کند- به طور کامل محو خواهد شد.
مسلما نفع قطعی در گیر در ساختار صنعتی جهان که وابسته به نفت، گاز، ذغال سنگ و موتورهای احتراقی و خدمات عمومی است، قدرت کوچکی در دنیا نیست.
اما برای درک نهایی پنهان کاری در مورد UFO ها باید در نظر بگیرید که تمامی این پول نماینده چه چیزی است.
قدرت، قدرت ژئو-پلی تیک بسیار بزرگ.
در نظر بگیرید که هر روستایی در هندوستان یا آفریقا یا آمریکای جنوبی و یا چین وسایلی دارند که مقدار زیادی انرژی بدون آلودگی تولید می کند. بدون مصرف مبلغ عظیمی پول بابت سوخت. تمام دنیا قادر به توسعه با سرعت بی سابقه ای خواهد شد. بدون آلودگی و بدون پرداخت میلیاردها دلار بابت نیروگاه ها، خطوط انتقال و سوخت های فسیلی.
این فناوری، نا برابری های اجتماعی، فقر، جنگ، و بی ثباتی ها را برای همیشه از بین خواهد برد. حتی بیابانها غرق در گل خواهند شد.
اما باید به یاد داشت که قدرت ژئو-پلی تیک و اقتصاد به دلیل وجود این فناوری در همه جا جاری خواهد شد. هندوستان با 1 میلیارد جمعیت و ایالات متحده با یک چهارم آن، اما کدامیک قدرت ژئو-پلی تیک بیشتری خواهند داشت؟ وقتی این سیستم انرژی جدید تکثیر شد، آنچه جهان سوم نامیده می شود به سرعت همپای کشورهای صنعتی دنیا خواهد شد.
کسانی که امروزه در قدرت هستند ( و در دهه 50) علاقه ای به چنین کاری ندارند. ما حتی به سختی از اشتراک قدرت در سازمان ملل پشتیبانی می کنیم.
آزاد سازی اطلاعات راجع به موضوع UFO/ET نهایتا به تکثیر این سیستم انرژی در دنیا خواهد انجامید و نتیجه آن برابر شدن قدرت در دنیا خواهد بود.U.S و U.K روی هم 600 میلیون جمعیت دارند تنها 10% جمعیت دنیا است. وقتی بقیه 90% در فناوری و اقتصاد رشد کنند، روشن است که ژئو-پلی تیک قدرت تغییر خواهد کرد و برابر خواهد شد.
اما 50 سال بعد از اینکه دنیا صاحب این تکنولوژی شد، در خواهیم یافت که ما آخرین نسلی بودیم که مشکل پنهان کاری UFO ها را داشته ایم.
پایان این پنهان کاری یعنی تغییرات زیاد و ژرف در تمام جوانب زندگی انسان- اقتصادی، اجتماعی، فناوری، فلسفی، ژئو پلی تیک و تا آخر. اما ادامه این پنهان کاری یعنی بی ثباتی بیشتر، فروپاشی اقتصاد جهانی، رشد خشم از نداری.
امروز باید کاری را انجام دهیم که می بایست 50 سال پیش انجام میدادیم و گرنه فردا بسیار دیر است.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: