سفر روح


متن زیر گزیده ایست از کتاب سفر روح نوشته ی دکتر مایکل نیوتن. از دیدگاه دکتر نیوتن بهترین و قابل اعتماد ترین راه برای دریافت اسرار دنیای روح ٬مبداء و مقصد آن ٬ روش هپنوتیزم کردن افراد است او با این روش سوژه هایخود را از طریق فعال کردن ذهن ابر آگاه آنها به زندگی قبلی ( قابل ذکر استدر مقدمه کتاب بیان شده که محتویات این کتاب به معنی تایید نظریه ی تناسخنیست ) برده و آنها را در لحظه ی مرگ و رجعت به برزخ قرار میدهد . به گفتهی نویسنده : » این کتاب گزارش صادقانه ایست درباره ی دنیای ارواح ٬ در طیآن مجموعه ای از سر گذشت های واقعی مطرح می شود که با ذکر جزئیات نشان میدهند پس از پایان زندگی خاکی بر ما چه می گذرد . شما به فراسوی آن دهلیزراهنمایی شده و به درون دنیای ارواح وارد می شوید ٬ تا دریابید پس از مرگبر آنها چه میگذرد و چه مراحلی را طی می کنند تا در نهایت دوباره برایزندگی دیگری به کره ی خاکی بازگردند. «
صحنه ی گزارش این سوژه از آنجاآغاز می شود که در صفحات جنوبی آمریکا گردن خانم » سالی » از فاصله اینزدیک مورد اصابت قرار می گیرد .
– دکتر نیوتن : آیا از اصابت نیزه به گردن احساس درد زیادی می کنی ؟
سوژه: بله … نوک تیز نیزه گردنم را پاره کرده است … من دارم می میرم . (سوژه در حالی که دستش را روی گردنش گرفته زیر لب با خودش چیزی می گوید )من دارم خفه می شوم … خون دارد از گردنم سرازیر می شود … درد… بدجوری است … دارم می میرم … به هر حال هر چه بود تمام شد.

*روح ها اغلب در لحظات قبل از مرگ واقعی و به هنگامی که جسم آنها درد و رنجمی برد جسم میزبان خود را ترک می کنند . چه کسی میتواند آنها را سرزنش کند؟ بعد از این که سوژه آرامش خود را به دست آورد ٬ او را از مر حله نیمهآگاه به حالت ابر آگاه می رسانم تا بتواند به ذکر خاطرات زندگی اش به صورتروح بپردازد.

– د: خوب سالی حالا که قبول کرده ای به دست این سرخ پوست ها کشته شده ای ٬ آیا می توانی احساس زمان مردنت را به دقت شرح دهی ؟

– س : چیزی … مثل نوعی نیرو … مرا به بیرون جسمم هول می دهد .

– د : به بیرون هل می دهد؟ بیرون یعنی کجا؟

– س : من از بالای سرم پرتاب می شوم .

– د : چه چیزی از بالای سرت پرتاب می شود ؟

– س : خوب … خودم.

– د : شرح بده که خودم یعنی چه . چیزی که تو آن را « خودم » می نامی و از سرت پرتاب می شود چه شکلی دارد ؟

– س : ( تامل) مثل … یک نقطه نورانی … که روشنایی از آن ساطع می شود.

– د : تو چطور نور ساطع می کنی ؟

– س : از … انرژیم . من سفید و شفاف هستم … روحم است .

– د : این نور انرژی بعد از آنکه جسمت را ترک می کند به همان شکل است ؟

– س : به نظر می رسد هم زمان با حرکت من به اطراف ٬ نور بیشتر می شود.

– د : اگر نور تو رشد می کند ٬ حالا به چه شکل هستی؟

– س : یک … ریشه … باریک مثل کاه … که معلق و آویزان است .

– د : این جریان حرکت به بیرون جسم برایت چه احساسی دارد؟

– س : خوب مثل این که من را از پوستم جدا می کنند … مثل این که پوست یک موز را می کنند . من در یک حرکت جسمم را از دست می دهم .

– د : آیا احساس ناجور و نا پسندی داری ؟

-س : نه! … چقدر عالی است که تا این حد آزادی دارم و دیگر زجر و دردی درکار نیست . ولی من … سرگردان هستم . انتظار داشتم که بمیرم ( صدای سوژهحالت تاسف به خود می گیرد ولی من می خواهم که ذهن او یک دقیقه ی دیگر رویروح او متمرکز باشد نه این که درگیر وضع جسمش روی کره خاکی بشود. )

-د : سالی ٬ من میفهمم که تو الان از این که به صورت روح باشی کمی احساسغربت می کنی . این حالت با توجه به وضعی که اکنون برایت پیش آمده کاملاطبیعی است . حالا به سوالات گوش کن و به آنها پاسخ بده . تو گفتی که درحالت شناور هستی . آیا بلافاصله بعد از مرگ جسمت می توانی به راحتی به اینطرف و آن طرف حرکت کنی؟

– س : عجیب است … من در میان زمین وهوا معلق هستم ٬ هوایی که واقعاً هوا نیست … محدودیتی نیست … نیرویجاذبه نیست … من در حالت بی وزنی هست .

– د : منظورت این است که در خلاء هستی ؟

-س : بله ٬ هیچ چیز در اطراف من مادّیت فشرده ندارد . هیچ سد یا مانعی نیستکه من با آن برخورد کنم … من در حالت غیر مادی حرکت می کنم .

– د : آیا می توانی حرکات خودت را کنترل کنی و به هر جهتی که می خواهی بروی ؟

– س : بله تا حدودی می توانم … ولی دارم … به طرف یک روشنایی سفید رنگ می روم … چقدر روشن است !

– د : آیا شدت سفیدی در همه جا یکسان است ؟

-س : هر چه جلوتر را می بینم نورانی تر است … در جهت بدنم سفیدی کدر تر وتاریک تر است … خاکستری است ( سوژه شروع به گریه می کند ) بدن بیچارهام … من هنوز حاضر نیستم اینجا را ترک کنم ( سوژه روی صندلی خود را بهعقب می کشد مثل این که بخواهد در مقابل چیزی مقاومت کند . )

– د: به من بگو آیا نیرویی که سبب شد تو به هنگام مردن از بالای سرت بیرونبیایی ٬ هنوز تو را به طرفی می کشد یا نه ؟ آیا تو می توانی آن نیرو رامتوقف کنی ؟

– س : وقتی از جسمم آزاد شدم آن نیرو کاهش یافت .حالا احساس می کنم نیرویی من را هول میدهد و می خواهد به من بفهماند کهباید از جسمم دور شوم … من هنوز نمی خواهم بروم … ولی چیزی می خواهدکه من زود بروم .

– د : می فهمم سالی ٬ ولی حدس می زنم تو داریدرک می کنی می کنی که نوعی کنترل داری . این چیزی که تو را هول می دهد راچطور تشریح می کنی ؟

– س : یک … نوعی نیروی … مغناطیسی … ولی … می خواهم کمی بیشتر صبر کنم و بمانم .

– د : آیا روح تو می تواند تا هر زمانی که بخواهی در مقابل این حس کشش ٬ مقاومت کند ؟

-س : بله می توانم اگر واقعاً بخواهم بمانم . ( سوژه شروع به گریه می کند )کاری که آن وحشی های خون خوار با بدنم کردند وحشتناک است . لباس زیبای آبیام آغشته به خون شده … شوهرم ویل از یک طرف مرا گرفته و از طرف دیگرهمراه دوستانمان دارد بر علیه سرخ پوستان می جنگد .

– د : سالی بلا فاصله بعد از حمله سرخ پوستان شوهرت چه می کند ؟

-س : او مجروح نشده … ولی … او دارد برایم گریه می کند … اما هیچکاری قادر نیست برایم انجام دهد ٬ ولی به نظر می رسد هنوز این موضوع رانفهمیده .

– د : تو در این لحظه چه می کنی ؟

– س : منبالای سر شوهرم هستم . می خواهم او را تسلی بدهم . می خواهم بتواند احساسکند که عشق من واقعاً پایان نیافته … می خواهم بداند او مرا برای همیشهاز دست نداده و من دوباره او را خواهم دید.

– د : آیا او پیامهای تو را دریافت می کند؟

-س : غم و اندوه خیلی زیاد است ٬ ولی او … روح مرا احساس می کند…دوستانمان دورش را گرفته اند … و آنها بالاخره ما را از هم جدا میکنند . آنها می خواهند که کاروان را دوباره سر و صورتی بدهند و حرکت کنند.

– د : حالا روح تو در چه حال است ؟

– س : من هنوز دارم در مقابل آن نیروی کشش مقاومت می کنم … می خواهم هنوز بمانم .

– د : چرا ؟

-س : می دانم که جسمم مرده است … ولی هنوز نمی خواهم شوهرم ویل را ترککنم و … می خواهم شاهد باشم که آنها بدنم را دفن می کنند.

– د : آیا هیچ عنصر روحی دیگری را در اطراف می بینی؟

-س : آنها نزدیک هستند … به زودی آنها را خواهم دید … من عشق و محبتآنها را حس می کنم همانطور که می خواهم ویل عشق مرا حس کند . آنها منتظرهستند تا من آماده ی رفتن شوم.

– د : با گذشت زمان آیا می توانی ویل را تسکین دهی و آرام کنی ؟

– س : سعی می کنم درون ذهنش راه یابم .

– د : آیا در این کار موفق هم می شوی ؟

– س : فکر میکنم … کمی او مرا احساس می کند … او تشخیص می دهد … عشق را .

– د : خوب سالی حالا می خواهیم دوباره در زمان به جلو برویم . آیا همسفر هایت را هنگام دفن بدنت می بینی ؟

-س : ( صدا اعتماد بیشتری دارد ) بله ٬ آنها بدن مرا دفن کردند … حالاوقتش رسیده که من بروم … آن روح ها منتظر من هستند … من دارم حرکتمیکنم … به طرف نوری روشن تر …

گزارش فوق از مردی گرفته شدهبود که در زندگی قبلی خود زنی به نام سالی بوده و به هنگام مسافرت درکاروانی توسط سرخ پوستان کیووا کشته شده . این مرد در هنگام تهیه ی گزارشمتجاوز از شصت سال سن داشته .
علی رغم باور های بعضی از مردم ٬ روحها غالبا علاقه ی زیادی به آنچه بعد از مرگ برای جسمشان رخ می دهد ندارند. این به دلیل بی اعتنایی نسبت به سرنوشت شخصی خود و یا عدم علاقه بهاطرافیان نمی باشد بلکه بدان جهت است که مرحله بعد از زندگی در جسم راترجیح می دهند . آنها علاقه دارند با عجله به سوی زیبایی های دنیای ارواحبشتابند. اما بعضی از روح ها می خواهند تا چند روز به مقیاس زمینی ٬معمولا تا پس از تشییع جنازه خود در محلی که جسمشان مرده باقی بمانند .ظاهرا مقیاس زمانی برای ارواح دگرگون می شود و چند روز زمینی برای آنهابیشتر از چند دقیقه به حساب نیاید . اکراه و تعلل در رفتن برای روح انگیزههای متفاوتی دارد . برای مثال کسی که به قتل رسیده یا دفعتا و غیر منتظرهدر اثر یک سانحه یا تصادف کشته شده نمی خواهد بلافاصله برود . من به ایننتیجه رسیدم که در این گونه موارد روح حالت سردرگمی و ناراحتی دارد . اینحالت سرگردانی روح و عدم رغبتش به رفتن به خصوص برای افرادی که در جوانیمی میرند نیز صادق است .
برای یک روح متوسط جدا شدن ناگهانی از بدن ٬حتی گاهی پس از یک بیماری دراز مدت ٬ تکان دهنده است و سبب می شود که درلحظه ی مرگ از رفتن اکراه داشته باشد . ضمنا برای روح ها مراسم تدفین که معمولا سه تا پنج روز طول می کشد جنبه ی سمبلیک دارد . روح واقعاً درمورد چگونگی دفن شدنش کنجکاوی زیادی ندارد چون عواطف و احساسات در دنیایروحی با آنچه ما در زمین تجربه می کنیم تفاوت دارد . علی رغم این موضوعبرای من ثابت شده که برای روح ٬ احترامی که دوستان و بازماندگان برایخاطره و جسد آنها قائل می شوند خوشایند است .
همانطور که دیدیم دلیلاصلی که به خاطر آن بسیاری از ارواح نمی خواهند بلافاصله مکان فیزیکی خودرا ترک کنند این است که آنها مایلند قبل از رفتن به دنیای ارواح ذهناموجبات تسلی و آرامش بازماندگان خود را فراهم آورند . آنهایی که میمیرندناراحتی مرگ خودشان برایشان آزار دهنده نیست چون می دانند آنهایی را که برروی کره ی خاکی باقی گذاشته اند را دوباره در دنیای ارواح ملاقات می کننداما اغلب کسانی که در مراسم تدفین و تشییع عزاداری میکنند احساس می کنندکه عزیزی را برای همیشه از دست داده اند.

منبع:  http://www.ganjineh-danesh.com/thread15085.html

About these ads

Posted on مه 22, 2012, in حقيقت روح, سفر روح. Bookmark the permalink. 33 دیدگاه.

  1. درود به رامتین عزیز ، ممنون از همه زحماتت ، خدا قوت . آرزوی بهترینها را برات دارم ، در پناه حق باشی.

    • ممنون توفیق عزیز ولی واقعا من زحمتی نمیکشم. همه زحمت روی دوش بقیه بوده.برای شما هم ارزوی بهترین ها را دارم.

  2. هومن جان در همین قسمت نظرات هر چقدر هم طولانی بود بگذاری برایم درج میشه. همین جا بگذار . ممنون.

  3. ممنون از زحمتی که میکشید

  4. سلام . در مورد دنیای ارواح و مرگ من یه تجربه متفاوت جالب دارم و اون اینه که در خواب (که حالا داستان خودش رو داره ) من یک بار حضرت عزرائیل رو دیدم . سفید ، بلند قد . نورانی (البته چهره اش انقدر نورانی بود که جزئیات چهره کاملا قابل مشاهده نبود ) و زمانی که دیدمش تمام وجودم رو چنان ارامش وصف نشدنی دربرگرفت که واقعا دوست دارم اون حس ارامشاون لحظه رو دوباره تجربه کنم . ارامشی که به جرعت می تونم بگم تجربه اون در دنیای مادی غیر ممکن هستش . و جالب این که 2 سال بعد در یکی از مجله ها که الان نامش رو به یاد ندارم فردی از تجربه واقعی مرگش و دوباره زنده شدنش نوشته بود دقیقا وصفی که از حضرت عزرائیل داشت عینا همین بود

  5. ببخشید چند تا سوال داشتم:
    1- اگر محتویات این کتاب در تایید مبحث تناسخ نیست پس چی هست؟!
    2- آیا این افراد با ارواح ارتباط برقرار کردند نمی توانستند دو کلام درباره اینکه این مذاهب راست هستند و از طرف پروردگار عالم فرستاده شده اند یا فریبکاری بشر هستند پرسش نمایند؟ چون تا بوده و ما تاریخ را مطالعه کرده ایم این مذهبیون کشت و کشتار کرده اند در راستای گسترش یا نگهداری مذهبشون در زمین فساد کردند که با عقل جور در نمیاد که از طرف خداوند باشند! چرا هیچ سخنی در رد یا تایید مذاهب از اینها که به آگاهی های بالا دست یافته اند پرسیده نمیشه؟!
    3- آیا این داستان ها روی دیگر سکه مذهب برای سر کیسه کردن مردم نیست؟! مثلا برای فروش بالای این کتاب؟ همانند پولی که مردم به مراجع مذهبی کیلو کیلو می پردازند که آن دنیا به بهشت بروند!
    4- اگر این داستان راست هست، چطور میشه واقعا تجربه شخصی داشت از این جریان ولی نمرد!؟
    5- چطور میشه زندگی های قبلی را که یک شخص داشته را فهمید و به خاطر آورد؟
    6- چطور میشه فهمید که آیا شخصی دوباره زندگی بعدی هم به سبک این جهان داره یا خیر؟!
    7- آیا یک انسان در زندگی بعدی حتما انسان هست یا ممکنه حیوان باشه؟! آیا بازگشت به این جهان همواره در کالبد انسانی هست؟!
    8- آیا یک نفر انگلیسی در زندگی بعدی ممکنه فرانسوی باشه یا حتما انگلیسی به دنیا میاد باز؟
    ممنون می شوم تک تک سوالات من را جواب بدهید!
    با تشکر

    • به تمتم این سوالات در کتاب پاسخ داده شده است مخصوصا بحث تناسخ. این کتاب تقریبا مهمترین کتاب در ایناره است که کتاب سرنوشت روح را هم مایکل نیوتن بعد از این کتاب منتشر کرده است.

    • سلام
      1-درباره این کتاب نظری ندارم چون اون رو نخوندم اما درباره تناسخ
      با توجه به تجربیاتی که از چند سال ارتباط با واسطه و بی واسطه با عالم روح داشتم میگم تناسخ به شکلی که در بعضی از ادیان (مثل آیین بودا) و مذاهب (مثل ایین اهل حق) بهش پرداخته میشه نیست بلکه میشه اونرو به نوعی تغییر سطح انرزی دونست چون فکر میکنم اکثر دوستانی که این صفحات رو مرور میکنند آدمهای اهل علم و مطالعه ای هستند ترجیح میدم به زبان علم سخن بگم
      انسان(به همین صورتی که همه ما هستیم) .ارواح(به صورتی که درباره اش خوندیم یا شنیدیم یا دیدیم) واجنه یا سایر جانداران و مخلوقاتی که میشناسیم و نمیشناسیم همه برگرفته یا به عبارتی خلق شده از یک وجود واحد هستند (اینکه چرا اون وجود احد اینکارو کرده موضوع این بحث نیست) بنابراین هر کدوم به مقیاس مشخصی دارای فاکتورهایی از قبیل توانایی ،قدرت،ضعف،اراده،واز همه اساسیتر انرژی هستند اگر بخوام ساده توضیح بدم طبق اصل بقای انرژی دریک سیستم بسته ایده آل انرژی از بین نمیره و تنها از صورتی به صورت دیگه تبدیل میشه
      انسان به علت ماهیت فیزیکی ومحدودیتهای جسمش شبیه گوی کوچکی هست که حجم بزرگی از انرژی رو در خودش ذخیره کرده و پس از پدیده مرگ در اصل یک نوع تغییر حالت در شکل ظرف انرژی براش پیش میاد ودر سطح بسیار گسترده تری شروع به ادراک میکنه در اصل از یه شکل به شکل دیگه تبدیل میشه به همین خاطره که مثلا ارواح از هر نژادی که باشند زبان همدیگرو میفهمند یا بهتره بگم به زبان واحدی صحبت میکنند
      حال پدیده هایی مثل دیدن اشباح ، برخورد با موجوداتی ماورایی مثل اجنه و یا حتی خواب دیدن به خاطر اختلال ها یا تغییراتی هست که در این سطح انرژی رخ میده که میشه در اونها دخالت کرد یا نکرد
      پدیده هایی که در مورد حلول یک روح کهنه در یک قالب جدید هم اتفاق میافته و به اسم تناسخ شناخته میشه نمونه ای از همین تداخلات عمدی یا سهوی است که به هیچ وجه جنبه عمومی نداره یعنی برای همه ما بعد از مرگ رخ نمیده

      2-مسلما خالق کل گذشته از هدفش برای خلقت این همه موجودات دردسر افرین نخواسته و نتوانسته که اونها رو در رسیدن به هدفشون(هدف خودش) تنها بگذاره پس گاه و بیگاه توسط برگزیده هایی روشهای جلوگیری از گیج زدن و خطا رفتن رو به اونها گوشزد کرده اینهم منشا پیدایش ادیان و مذاهبه حالا اینکه مذهبیون هر کدوم شیوه خودش رو بهترین میدونه یا چه اعمال خوب یا بدی رو به خاطر اعتلای مذهبش انجام میده بخش اصلیش بر میگرده به برداشتها و تفسیرهای سخیف از موضوعی بزرگ که از قدرت درک برداشت کننده ها خارجه (خواستم یه مثال بزنم میبینم از حوصله مطلب خارج میشه)چرا سوالهای زیادی راجع به خدا دین و مذهب از اونهایی که به آگاهیهای بالا دست یافته اند پرسیده شده و در مواردی بسیار کامل پاسخ داده شده ( نهج البلاغه رو مطالعه بفرمایین و یک ترجمه روان از قران رو چندین بار بخوانید)
      3-بله بهشت یا همون جایگاه خوب نهایی (که هیچ معلوم نیست نهایی باشه )هم خریدنیه اما مسلما نمیشه با پول و از طریق واسطه این کار رو کرد روشهای بسیار ساده تر؟؟؟ ی داره
      4-تعلیمات ناقص و کامل زیادی در این زمینه وجود داره به زبان و نثر فارسی منابع خیلی خوبی نمیشه در اینباره معرفی کرد که خالی ار غرض و مرض باشه پس توصیه میکنم به فکر امتحان کردن نباشید بلکه تا اونجایی که میتونید مطالعه کنید(حتی در متون مغرضانه هم اشاره های روشنی از اون جهان هست)
      5- تنها راه نسبتا قطعی هیپنوتیزمه البته به شرطی که روح شخص تجربه دو یا چند زندگی رو داشته باشه و یه روح بکر نباشه
      6- به هیچ عنوان نمیشه فهمید مگر….
      7- دراین خصوص اختلاف نظر زیاده به شخصه روح تناسخ یافته ای (که خیلی هم کم بودند نسبت به کل ارواحی که دیدم) را ندیدم که قبلا حیوان بوده باشه
      8-بله

      و یک توصیه بسیار مهم به عنوان یک خواهش از طرف یه نفر که یکی دو تا پیرهن بیشتر پاره کرده
      توان جسمی وحتی ذهنی ما نوع بشر نسبت به توان روحیمون بسیار بسیار بسیار محدوده بطوریکه شبیه ذرات هسته اتم میمونیم تازه تقریبا همه ما بیشتر از یک پنجم توانایهای جسمی و ذهنمیمون رو نمیتونیم بکار بگیریم پس خواهش میکنم در راهی که از عواقب اون بی اطلاعید نرید اگر هم خیلی کنجکاو هستین بدون راهنما ومطالعه وارد نشین
      فرض کنید یه بچه میخواد هسته اتم رو بشکافه اونم با یه کارد میوه خوری چی میشه ؟ مسلما نمیتونه فقط وفقط دست وبال خودش رو میبره حالا اگر تونست چی میشه ….فاجعه؟
      والسلام
      یا حق

      • بسیار ممنون درویش عزیز.

      • شما که می فرمایید قران و نهج البلاغه، من تمام شکم به اینها اینه که چرا برای ترویج این افکار دست به شمشیر برده شده؟! شما سخن حق را بگی مردم دسته دسته از شما آویزون میشن! شما فقط کافیه یک چشمه رو کنی که با خدا در ارتباطی و اعمال عجیب انجام میدی همه مردم دسته دسته سمت شما میان! اگر شما با شمشیر افتادی دنبال مردم پس یقینا حرفت غلط بوده که مجبور شدی شمشیر بکشی!
        من اینو میگم!
        تاریخ اسلام همش جنگه!
        حقیقت اگر حقیقت باشه مردم به کله میان سراغش!
        من احساس می کنم ما شدیدا گول خوردیم! و از راه اصلی منحرف شدیم و به کارهایی وادار شدیم که خواست اهریمنه!
        کشتن انسان ها و حیوانات و فساد روی زمین!
        زبان قرآن همش زبان تهدیده!
        مدام تهدید میکنه!
        پروردگار جهان های متفاوت و به این بزرگی و عظمت چه نیازی به تهدید داشته؟
        وانگهی تنها پیامبری که نه معجزه داشته و هم با شمشیر افتاده به دنبال ترویج دین متعلق به اسلامه.
        آیا نباید شک کرد؟
        پیغمبر بدون معجزه با شمشیر! از طرفی این دین به هر کجا که رفته فساد و ظلم و ستم و نژادپرستی را افزایش داده.
        شما ببینید چه بلایی سر ادیان دیگر در بلاد پاکستان و افغانستان و ایران و عراق و عربستان داره میاد به دست مسلمین!
        اگر اینها را اهریمن کرده بود که تا بحال خشتکش را بر سرش کشیده بودیم!
        من شدیدا به دین اسلام مشکوکم.
        لطفا کامنت را منتشر کنید.
        بگزارید بحث باز بشود.
        من خداباور هستم.
        ولی به شدت به دین اسلام به خاطر عملکرد و بازدهی بسیار بسیار بد آن مشکوکم که از طرف پروردگار باشد.

  6. ممنون از زحمات زیادت رامتین عزیز.من این کتاب رو سال 84 خوندم.البته به توصیه تو باز امشب رفتم سراغش.جالبه که اینبار یه جور دیگه دارم میخونمش.

  7. من خیلی سعی کردم پرواز روح داشته باشم ولی نشد. با یه نفر دیگه هم که این کارو کرده بود تمرین کردم ولی بازم موفق نشدم. از تمرینات چی کونگ گرفته تا ذکر و دعا و مراقبه هندی ولی فقط وحشت شب و کابوس به سراغم اومد و تا مدتها دست از سرم بر نمی داشت. خلاصه بی خیالش شدم

    توی آخرین الواح تحوت در باره راز رازها که از عمر جاودان صحبت کرده درواقع چیزی شبیه پرواز روح رو داره تشریح می کنه و کلماتی رو که میگه تقریبا آهنگ بعضی اذکار آشنا رو داره.

    تو کتاب هیلگارد که یه مرجع معتبر روانشناسیه اومده که افراد وقتی محرومیت حسی دارن یعنی در اتاق خالی و تاریک با دست و پای بسته قرار میگیرن گزارش میدن که بعد از دو روز از جسمشون خارج میشن و دور اتاق به پرواز در میان. حتی خودم از بین مراجعینم کسانی رو داشتم که در اثر مواد مخدر تجربه ای شبیه خلع بدن یا همون پرواز روح داشتن و این حالت رو عرفانی و مقدس می دونن و حاضر نیستن قبول کنن که توهم بوده

  8. این نوشته نه تایید نظریه ثابت روح است نه رد ان فقط از یک نگاه دیگر است …. فرض گنید جهان ما از دل بی نهایت جهان دیگر شروع به پیدایش کرده و با هدفی حیات را جهت خلق اگاهی هدایت میکند و روح همان ذخیره اطلاعات است که به مرور انباشته شده ویرایش میگردد عمیقتر شده پالایش میگردد دینامیک پذیر است خالق است ودر نهایت ( تکثیر شده ) …. جهان ما در باریکه ای بی نهایت گوچک از تلاقی بی نهایت خطوط ناهمگون در صد احتمالات ممکن کوانتومی برای خلق حیات هوشمند ساخته شده و شاید ما بی نظیر کم نظیر و محدود باشیم که اطلاعات بتواند خود را تکثیر کند . خرد کل با تکثیر بی نهایت مشاهده گرامکان شدن هر جهانی را برای اینده می سازد …. این هم یک نگاه دیگر ….. تمام

  9. ج2 : مذاهب راست هستند و دلیلش هم معجزات هست که معزه کنونی قرآن هست !
    ج3 : یه آخوند برای کارش مزد می گیره ولی خوب اکثر مذاهب تحریف شدن و همیطور هست برای اون ها اما دین اسلام همش هشدار می ده و از بیشتر بودن جهنمیون سخن می گه
    ج4 : 1- همونطوری که پیشگویان پیگویی می کنن روحی قوی داشته باش تا اون ها رو بشناسی !
    2-خاست خدا
    ج5 : همون جواب 4 هست
    ج6 :تناسخ وا قعا وجود نداره و از تحریف ادیان قبل از اسلام به وجود اومده همونطوری که در قرآن چیزی ازش نمی بینی !
    ج7 :در قرآن گفته شده همه ارواح به یک شکل هستند و هیچ کس با کس دیگه ای فرق نداره ! روح انسان اگه سیاه بشه با حیوان که فرقی نداره هیچ بدتر هم می شه ! انسانی در قالب حیوان وجود ندارد زیرا خداوند روح رو به جسم انسان می ده !
    ج8 : تناسخ وجود نداره و به قول خودت در زمان ادیان هودش برای سر کیسه کردن می دم بوده که باعث بشن مردم از مرگ نترسن و جتی بعضی ها رو تهدید می کردن که اگه به این دین نیاید زندگی بعدی تون مشکل دار می شه !

    • قرآن چگونه معجزه ای است که هم پیامبرش و هم صحابه اش و هم امامانش برای ترویج آن نیاز به شمشیر کشی و جنگ داشته اند؟!
      من هرچه تاریخ اسلام را خواندم جنگ بود و جنگ و جنگ!
      یا شما نمیدانید منظور از معجزه چیست، یا اینکه از زبان تهدید در قرآن و جهنم چنین و چنانش میترسی که مجبور میشوی آنرا معجزه بپنداری.
      من می گویم اگر قرآن معجزه است پس چگونه معجزه ای است که برای باوراندن آن به مردم به شمشیر نیاز است؟!
      شما همین الان یک حرکت ساده مثل پیشگویی نتیجه 6-0 توی یک مسابقه فوتبال بزن فردا مردم از سر و کولت بالا میرن و بهت ایمان میارن!
      من خداباور هستم و مسلمان زاده جد اندر جد!
      اما شما یک لحظه از جهنم و خدای خشن نترسید و پاسخ پرسش من را بدهید.
      معجزه چرا به شمشیر نیاز داره برای جا افتادن؟!
      چرا کلام فردوسی و حافظ و مولوی بدون شمشیر این همه سال باقی مانده؟!
      لطفا پاسخ دهید.
      من تنها و تنها دنبال حقیقت مطلق هستم و در این راه به شدت به خدای ساخت مذاهب مشکوکم که سواستفاده ای باشند از آفریدگار اصلی و ما را به همان کارهایی که اهریمن می خواهد می کشانند. کشتن انسان ها و حیوانات.
      امیدوارم پاسخ خوبی به من بدهید.

  10. تشکر عالی بود.چند مورد عینی خروج روح و تجربه ned (تجربه نزدیک به مرگ) در کتاب جهان هولوگرافیک هم بهش اشاره شده پیشنهاد میکنم مطالعه کنیدش.

  11. راستی من هم مشکل آقای عباس برام پیش اومده هر شبی که قصد داشتن تجربه خروج از روح و رویا بینی آگاهانه رو کردم با کابوسای وحشتناک و توهمات عینی بعد از بیدار شدنم رو به روشدم .اگه میشه راهنماییم کنید.
    درتایید گفته آخر اقای عباس کسانی رو میشناسم که بعد از مصرف ال اس دی خروج از روح داشتن حتی یکی ادعا میکرد تو یه جلسه کسب تجربه از ال اس دی !!که اسامی و ادرس همه قبل از مصرف نوشته میشده دو نفر حضور داشتن که بعد از ترک جلسه و فردای اون رزز با تماس با اونها متوجه شدن اون دو نفر 2 سالی میشه که مردن !!!!!

  12. نظرها بسیار عمیق وتامل بر انگیزند!

    • عجيبه يك مدت كتاب سياحت غرب گل كرد يه مشت آدم ناآگاه به نوشته هاي آقا نجفي قوچاني ايمان آوردن الانم سفر روح از ديدگاه غربي ها….دوستان خوب من چرا انقدر سريع ميپذيرين اين توهماتي رو كه توي كتاب گنجونده ميشه؟؟باور كنين هيچ كسي از ١٠دقيقه بعدش خبردار نيس چه برسه مكاشفه و رفتن تو عالم ربوبي!!!ديدن نور درخشان…..تنها خداست كه مارو از مسير خارج ميكنه تنها زماني اين اتفاق ميفته پرده از چشمامون كنار بره مطمئن باشين اگر راه رسيدن به جزئيات لحظه مرگ اين اراجيف بود الان بايد كتابهاي آسموني ما جلوشون لُنگ مينداختن!!!!

  13. صدف کسی صحت این کتابها را تایید نمیکند. در ضمن برای خبردار شدن از آینده هم باهات موافق نیستم. بعضی افراد هستند که در عالم خواب چیزهای واقعی رو میبینند. مثلا تصور کن که الان کجا هستی؟ چه لباسی به تن داری و چه کار میکنی؟ همه اینها توسط یک دوربین بصورت دقیق ضبط بشه و مثلا دو ماه قبل این فیلم از زمان حال عقب بره و تو آن را در خواب ببینی. بعد از دو ماه همان را با نشانه ها میشناسی و میگویی ک اهلان قراره چه روی بده و کی رو ببینم. شاید کمی برات سنگین باشه ولی واقعیت داره . حالا هر طور فکر میکنی فکر کن!

  14. در ضمن از ادمین و بقیه دوستان خواهش میکنم که pdf این کتاب رو اگر پیدا میکنید آپلودش کنید و لینکشو قرار بدید , کل اینترنت رو زیرو رو کرده ام . من دسترسی به خریدش رو ندارم , ممنون

  15. آقا این کتاب چی شد؟! هر روز این صفحه رو چک میکنم…

    • دوست عزیز در سایت ادینه بوک برای خرید موجوده . همچنین کتاب بعدیش به نام حلقه سرنوشت ارواح. چون هر چه گشتم پی دی افش را نیافتم.

  16. متاسفانه دسترسی به بازار ایران ندارم. وبسایتتهای ایرانی هم که سی دی به اروپا نمیفرستن که! در هر صورت ممنون دوست عزیز.

  17. با کلیی جستجو بالاخره در وبسایت یکی از کتابفروشیهای ستوکهلم پیدا شد که قیمت هر دو کتاب 3 تا 4 برابر ایران هستش. :-((

  18. سلام دوباره
    من اینجا یک مجموعه مصاحبه 5 قسمتی را از نویسنده کتاب پیدا کردم
    5 بخش داره این بخش 1 هست:

    اینجا توی یکی از بخش ها که در مورد خدا ازش سوال میشه میگه من معتقد به وجود خدا نیستم!
    کف کردم! اگر حرفاش صحت داشته باشه، چطور ممکنه اون دنیایی باشه ولی خدایی نباشه!
    یعنی مذاهب سر ما را این همه سال شیره مالیدن؟!
    اگر واقعا میشه با ارواح ارتباط برقرار کرد چرا کار علمی آکادمیک برای این جریان صورت نگرفته!
    آیا این یک نوع شارلاتانیسم جدیدتر روی دست مذاهب نیست؟
    من نمیدونم خداییش چرا من به حرفهای انسان ها تا به صورت علمی نباشه نمیتونم اعتماد کنم، چه مذهب چه این داستان های ارتباط با ارواح!
    یعنی اگه خدا نباشه، یک نیرویی ما را هی به وجود میاره و بعد میکشه میبره توی یک دنیای دیگه؟!
    بیکاره این نیرو یعنی؟!
    از ما خوشش میاد یعنی؟!
    مگه ما چی داریم؟!
    اصلا ما کی هستیم!
    جدا چرا تا حالا کار علمی و آکادمیک معتبر نشده درباره ارواح که مثل قوانین فیزیک همه بپذبرن و لذت ببرن؟!
    کسی میتونه این 5 تا ویدئو را زیر نویس فارسی کنه بده بیرون؟!

  19. اینجا هم یک ویدئوی خفن در این باره هست ولی زبانش روسی هست نفهمیدم دقیقا چی میگه!

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: