نگاشته شده توسط: ufolove | نوامبر 7, 2009

نژاد خزندگان فضايي روي زمين

Reptilians

خزندگان :

معمولا خزندگان موجوداتی هستند که دارای 6 تا 8 متر بلندی قامت می باشند آنها پوستی سبز رنگ دارند و معمولاً بد بو هستند با چشمهای بزرگ زرد رنگ یا طلایی و یک حدقه عمودی مانند تصاویری که از برخی موجودات فضایی منتشر شده و عموماً آنها را موجوداتی ترسناک توصیف کرده اند و بشدت سمی .  بعضی اوقات در اسطوره ها درمورد فضانوردان باستانی این توصیفات را نسبت داده اند و گفته شده که آنها برای به تابعیت درآوردن زمین آمده بودند و قول داده اند که روزی برگردند . آیا آنها باز خواهند گشت ؟

جمجمه یک آنوناکی

این نظریه که خزندگان در آفرینش انسان دست داشته اند در واقع سرنخی به ما میدهد تا دریابیم چه بر سر انسان در آفرینشش در تاریخ آمده است ؟

خزنده در اینجا به معنی یک  humanoidsبرنامه ریزی شده با هوش طبیعی است . بررسی این خزندگان باعث شده بازار تئوریهای شبه علمی نظریات توطئه و حدسیات درباره سن زمین و داستانهای علمی ـ تخیلی گرم باشد . در آثار دیوید مارتین ، جان رودس و دیوید آیکه ودرداستانهای علمی ـ تخیلی نظریه های توطئه زیادی به چشم میخورد .

خزندگان موجوداتی هستند که از ترکیب میان شبه انسان و خزندگان بوجود می آیند . البته بیشتر نویسندگان دوست دارند به دایناسورها وبزمجه ها و مارمولک ها و مارها بگویند خزندگان . موجودی بنام اژدها هم در همین ردیف قرارمی گیرد . اشاره به نام Saurians مارمولکها بسیار به نام یکی از سیاراتی اشاره دارد که لموریانها از آن آمدند { ر . ک مقاله لموریان } این خزندگان اغلب رنگشان یا طلایی است یا سبز رنگ .

 

 خزنده ای سبز رنگ

البته مشابه نظریات دیگر هنوز ثابت نشده که موجودات خزنده شبه انسان وجود داشته اند یا دارند . این ادعا فقط در تئوریهای شبه علمی مطرح شده است .

اشاره های اسطوره ای به حیوانات خزنده انسان نما

مردم باستانی در آثارباقیمانده از خود توصیفات بسیاری از موجودات خزنده انسان نما ارائه کرده اند . هر چند در قصه های معمولی که گفته می شود خزندگان انسان نماوجود ندارند اما این خزندگان می توانند حرف بزنند و معمولا هم دشمن انسانها قلمداد می شوند . اما در اسطوره ها از مارخردمند سخن به میان آمده که بنوعی روشنگری را تعلیم می داد قبل ازاینکه اصلاً تمدنی بخواهد در روی زمین شکل بگیرد . مارخردمند سمبل شکافتن سنت و بیداری ذهن انسان است از وجود یک آگاهی برتر وشکستن یک زندان که پیرامون او ساخته شده بود . شکستنی که عواقب بسیاری برای انسان داشت . خاطره وجود خزندگان انسان نما احتمالاً بر می گردد به نوعی وراثت ژنتیکی در هزاران سال پیش که موجوداتی دست به تولید وتکثیر آن زده اند . و حتی می تواند برگردد به زمانی که پستانداران طعمه خزندگان بودند و خزندگان حاکمان بلامنازع زمین بودند .

  

در آمریکا

Gucumatz در اسطوره های مایا بعنوان مار عاقلی توصیف شده است که نوع بشر را نسبت به وضعیت خود آگاه کرد . همتای آزتکی اش Quetzalcoatl نامیده می شود . او درخرابه های یوکاتان کوکلان نامیده می شود . در افسانه هوپی به یک نوع خزنده بنام شتی یا برادر مار اشاره شده است که در زیر زمین زندگی می کند . چروکی ها که بومیان قدیمی آمریکا هستند به این افسانه ها باور دارند . پیر کلمبیا اسطوره شناس کلمبیایی می گوید : نخستین زن توسط یک مار بزرگ دچار دگرگونی اساسی می شود . این موجود مار الهی یا آسمانی نیز نامیده شده است . شمنهای آمریکای جنوبی یا همان جادوگران و پیشگویان قبیله ای با استفاده از معجونهایی چون Dimethyltryptamine و رفتن به حالت توهم ادعا می کنند که توانسته اند این موجودات خزنده انسان نما را مشاهده کنند .

اروپا

Cecrops که درافسانه ها اولین پادشاه آتن بوده موجودی نیمه انسان نیمه مار بوده است . بعضی اوقات قوم تیتان و گیگانتس موجودات مار نمایی هستند که بجای پا دارای بال هستند . این تصاویر بردیوار برخی قلعه های قدیمی اروپا مشاهده می شود . بنظر شما این تصورات از کجا شکل گرفته اند ؟

دربرخی از تصاویر مشاهده می کنیم که gigantomachy پهلوان قوم گیگانتس غولی بنام Klyteios رابه زیر پای خود انداخته است . چنین تصاویری بعدها مرجعی شد برای تصویرگران شاهنامه درایران تا نبرد رستم و دیوان مارگونه را اینگونه توصیف کنند .

Boreas خدای یونانی بادهای سرد شمالی که رومی Aquilon نامیده می شود . بعنوان انسانی که بال دارد و نیم تنه او مار گونه است توصیف شده است . تاریخ اینگونه اژدهاهای اروپایی تا تاریخ شیطان شناسی دراروپا عقب می رود . درایران هم برای توصیف شیطان به اینگونه اشکال پناه می برند و در مجموع چیزی بنام شیطان تصویر شده نوع اسلامی وجود ندارد که نمونه ای در نوع اروپایی خود نداشته باشد مانند بسیاری از نمادهای مذهبی که از اروپا وام گرفته شده نمادهای شیطانی ما هم از آنجا کپی برداری شده .

مورد دیگری که در ادبیات اژدهاها وجود دارد وجود یک اژدهای طلایی است که از آرگناتوس در سفرش محافظت می کند . حتی در این مورد بازی کامپیوتری هم ساخته شده است . درقرون وسطی داستان اژدها داستان معمولی و قابل قبولی بود . اژدها دراروپا یک داور بود اما کسی به فکر این نبود که این اندیشه از کجا آمده است و آیا این اژدها می تواند نیمه انسان باشد . چون کسی دقیقاً نمی خواست وارد این مباحق بشود وبعد به جرم رواج فکر شیطانی محاکمه شود ودر آتش اژدها افروخته بسوزد .

 

هند

در کتاب های مقدس هندی و افسانه ناگا گفته شده که موجودات زنده در زیر زمین زندگی می کنند وبا انسانهای روی زمین در ارتباط هستند وگاهی اوقات باعث انحراف آنها می شوند . دربرخی کتابها گفته شده که این موجودات در اقیانوس هند زندگی می کنند در زیرامواج خروشان . در متون هندی به گونه ای خزنده تحت عنوان Sarpa اشاره شده سیرکهادر هند قبیله ای هستند با سوراخهایی مارگونه در بینی و پاهایی که بصورت مارپیچ پوشیده شده است .

شرق آسیا

در تاریخ چین ، کره و ژاپن درباره اژدها بسیار سخن گفته شده . Yongدرکره و Ryuدر ژاپن منظور آنهااز اژدها همین اژدهایی است که تصویر می کنند ودر پاره ای اوقات پیش می آید که آنرا با تصاویر انسان ترکیب کنند واز اژدها یاخزنده  انسان گونه سخن بگویند . اما جالب اینجاست که Kappa در داستانهای ژاپنی یک خزنده انسان نما است . در چین کره و ژاپن قلمروهای زیر آبی جایی است که پادشاهان اژدها در آن زندگی می کنند و البته اشاره شده است که تبار بعضی انسانهای برجسته از نسل اژدها می تواند باشد .

اغلب این انسانهای برجسته یا امپراتور بودند یا جزء خاندان امپراتوری محسوب می شدند و این توانایی را داشتند که از انسان به اژدها وبلعکس تغییر فرم بدهند . این مساله در انیمه ها بخوبی خود را نشان میدهد . به هرحال برعکس غرب در فرهنگ شرق اژدها نماد خوبی است . همانطورکه گفته شده مار و اژدها در فرهنگ غرب نماد بدی هستند .

خاورمیانه

درخاورمیانه از جن و اژدها وانسانهای مارگونه به وفور صحبت شده است . یکی از کتابهایی که البته آپوکریفا ( محل شک از نظر دینی ) هست و به مساله گونه های نژادی انسان مارگونه اشاره دارد  lost Book of Jasher نامیده می شود .

در فصل پیدایش از عهد عتیق گفته شده که خداوند حوا راتنبیه می کند که چرا به سخن اویل گوش کرده و از میوه درخت آگاهی خورده است . خداوند به اویل دستور میدهد که برای همیشه بر روی شکم خود روی زمین بخزد و در گرد و خاک زندگی کند . در واقع خداوند اویل را به خزنده تبدیل می کند . می توان حدس زد که این موجود خزنده درابتدا روی پاهای خود راه میرفته است . برای همین است که در هنر غربی یک زن مارگونه به تصویرکشیده می شود درتابلویی همچون روز داوری . برای همین در قرون وسطی موجودی بنام شیطان یک نیمه انسان نیمه حیوان نشان داده می شد .

در عهد جدید در قسمت پیدایش این موجود به نامهای متفاوتی را خوانده می شود . نامهایی چون شیطان ، ابلیس ، اژدها ، ومارقدیمی . واین همه مفهوم دیگری از فرشته را نیز نشان می دهد . مار در باغ عدن شبیه سازی می شود به شیطان یک نیروی فوق طبیعی بسیارزیبا با مانیفستی نوین . اشاره به خزندگی و افتادن در گرد وخاک نمادی از شکست مانیفست و بدعت او دربرابر نظریه خداست .

آفریقا

جادوگران قبیله ادعا می کنند که دارای دانش مرموز و وسیعی هستند واز موجودی سخن می گویند که زمین را کنترل می کند ونام او Chitauri است . آنها ادعا می کنند که این خزنده اجدادشان را وادار کرده تا در معدنهای طلایش کار کنند . همچنین از این گونه به وفور در مصرباستان دیده می شود

بعنوان مثال Sobek خدای مصر باستان بعنوان مردی با سر تمساح به تصویر کشیده شده است

ادعاهای جدید

در دوران ما هم ادعاهای نوینی مطرح می شود در مورد خزندگان انسان نما . در بسیاری از این موارد یک یوفو وجود دارد که وسیله برخورد میان فرد مشاهده کننده با موجود خزنده است . کسانی هستند که ادعا می کنند توسط این موجودات ربوده شده و مورد آزمایش قرار گرفته اند . حتی برروی بعضی از آنها عملهای جراحی سنگینی صورت گرفته است . حتی برخی می گویند بیشتر ما زمانی ربوده شده ایم اما آن بخش از مغز که وظیفه به یاد آوردن خاطرات را دارد نمی تواند چیزی برایمان بازگو کند چون کاملا پاک شده است .

اندیشه های علمی

در سال 1982 درموزه ملی کانادا در اوتاوا Dale Russellفسیل شناس و متصدی فسیلهای مهره دار نتیجه آزمایشی را که انجام داده بود منتشر کرد . او حدس زد که این یک شهاب سنگ نبوده که در 65 میلیون سال قبل دایناسورها را نابود کرده است .

شکارچیان دو پایی وجود داشته اند در طول تاریخ مانند Troodonکه تکامل پیدا کرده اند به شکا موجودات هوشمندی دارای فیزیکی انسانی . Troodontidsآنها موجوداتی بودند نیمه دستکاری شده دارای انگشت که توانایی داشتند شکارشان را با دو چشمشان ببینند نه اینکه از روی بو و صدا تشخیص بدهند . آنها می توانستند شکاررا بین دو دستشان نگه دارند و نه اینکه با دندان این کار را انجام بدهند .

اگرچه آنها از خانواده دایناسورها محسوب می شدند اما یک جفت چشم درشت در وسط پیشانی و درهر دست سه انگشت داشتند . راسل حدس زد که این گونه دارای دارای ناف بوده است . رحم توسعه یافته و مغز بزرگ و البته نمی توانست همه ویژگیهای پستانداران را در این گونه بیابد . مانند پرندگان از خودش صداتولید می کرد برای ارتباط برقرارکردن و موقع تغذیه غذا را از معده دوباره به دهان می آوردند و
می جویدند . فسیل شناسان دربررسی گونه ای که راسل معرفی می کند معتقدند که این گونه بسیار شبیه انسان است وبه اصطلاح علمی anthropomorphic است .

Gregory S. Paul (1988) and Thomas R. Holtz Jr. به این گونه انسان نما بسیار بد بین شدند . آنها گفتند که این موجود به استانداردهای بیشتری برای انسان گونه بودن نیاز دارد و فیزیک بدنی او چندان مناسب نیست او حدا اقل باید حالت بدنی اش افقی باشد و دم بلندی داشته باشد که بعنوان ستون عمل کند . او با پوزه و پا بیشتر کار میکند تا اینکه بتواند بخوبی انسان از دستهایش استفاده کند .

هنرمندان کوشیدند در تخیل خود این گونه جدید را بیافرینند اما سوال این بود که این گونه چگونه توانست غارنشین شود و روی دیوارهای غار نقاشی بکشد . و گونه های پرنده دایناسورها چگونه تکامل پیدا کردند . باز هم در کنار دایناسورها علامت سوالی باقی ماند .

نظریات مشکوک تر

این نظریات مارا با پدیده بیگانگان که بصورت ساده برون زمینی توصیف می شوند درگیر می کنند . خزندگان گونه های متفاوتی دارند اما دراین نظریه به آنها خاکستریها گفته می شود . بعضی از این خاکستریها درست ضد گونه های دیگر عمل می کنند . برخی نیز می گویند این خزندگان قدرت فراوانی در تغییر شکل دهندگی خود دارند .

یکی از این جدیدترین گزارشها مربوط است به منطقه آشلند ازگزارش هربرت شیمرر پلیس نبراسکا . در سوم دسامبر 1967 م شیمرر ادعا می کند که یک یوفو او را بدرون خود برده است و در واقع ربوده شده . آنها موجودات انسان نمایی بودند با پنج متر قد بایونیفورمهای خاکستری که کاملاً پوشیده بودند بدون هیچ دگمه ای با دستکش خاکستری بر دست . کله هایشان نازک و بلند بود واز گونه انسانهای رایج متمایز بودند . پوست صورتشان خاکستری متمایل به سفید بود . بینی پهنی داشتند و بجای دهان برشی روی صورتشان قرار داشت که حتی موقع حرف زدن هم تکان نمی خورد . چشمانشان اریب بود .

هنگامیکه یکی از این موجودات خزنده به سمت دیگری چرخید او توانست نشانی از یک مار بال دار را در طرف چپ بدن این موجود ببیند . شیمرر ادعا کرد که آنها موجوداتی از یک کهکشان دیگر بودند اما درروی زمین پایگاه داشتند.

جان رودس اولین شخصی بود که بطور جدی درباره این موجودات تحقیقاتی را انجام داد و مشاهده و تماس با این موجودات را بررسی کرد . او موسسه ای تحت عنوان Reptoids تاسیس کرد . مرکز تحقیقاتی که از سال 1997 مدارک و شواهد مربوط به خزندگان انسان نما را جمع آوری می کند . جان رودس در تلویزیون ظاهر می شود و دررادیو صحبت می کند درباره مدارکی که دال بر وجود خزندگان انسان نما است . رودس با این نظریه مخالف است که خزندگان از نسل دایناسورها بوده و حاصل تکامل زیست شناختی کره زمین هستند . او معتقد است که اقامت خزندگان درزیر زمین و گمشدن تمدنهای قدیمی معمایی است که به هم ارتباط دارند . او میگوید اینکه سیاستمداران با تغییرشکل دهندگان و گزارشهای مربوط به آنها با بی اعتنایی برخورد می کنند نشان دهنده ترس آنها از بحران احتمالی است . و اینکه مقامات دینی از گرایش شدید مردم به این موضوعات ابراز نگرانی می کنند که چگونه می شود موجوداتی که تا دیروز نماد شیطان بودند اکنون بعنوان جزئی از زندگی ما باشند وحتی در آفرینش ما نقش داشته باشند .  

ریلی مارتین نویسنده کتاب زندگی بدون دردسر طبق تحقیقات خود ادعا می کند که شش نوع از این موجودات که شرور هستند روی یک سفینه فضایی درنزدیکی سیاره زحل مدیریت مسائل مربوط بین خود وزمین رابعهده دارند .

پال شوکسلی پروفسور فیزیک نیز از موجودات خزنده بدطینت صحبت می کند . البته او می گوید پاره ای از این موجودات در جهت خوبی انسانها حرکت می کند اما آیا شناختن این گونه و اینکه کدامیک بد طینت هستند ودیگری خوب است به همین راحتی امکان پذیر است ؟

نظریه دیوید آیسکه

او معتقد است که نظریه حیوان خزنده در واقع توطئه ای است برای کنترل وهدایت نوع بشر . او با نظم نوین جهانی بوش ( رئیس جمهور سابق آمریکا ) بشدت مخالف می کرد و همچنان مخالف است . او می گوید چرا خانواده سلطنتی بریتانیا 7 فوت بلندتر هستند .  او معتقد است که خون آشامان حیوانات خزنده ای هستند که از سیستم ستاره ای Alpha Draconia آمده اند .

طبق مصاحبه ای که آیسکه با ندیمه شاهزاده خانم دایانا بنام Christine Fitzgerald انجام می دهد . او ادعا می کند که دایانا از خانواده سلطنتی است که جزءگونه های تغییر شکل دهندگان هستند .

ملکه انگلستان به قسمت علامت زده توجه کنید این علامت خزندگان است که بر گردن بیل کلینتون و جورج بوش هم دیده شده

دیوید آیکه همچنین ادعا می کند که بوش و خانواده اش جزء خون آشامان هستند . او می گوید بر اساس بررسی شجرنامه ها بسیاری از خاندان سلطنتی اروپا وبیشتر پرزیدنتهای آمریکا از نسل خزندگان انسان نما  هستند . او می گوید بوش خدمتکار خزندگان است که یازده سپتامبر را طراحی کرده برای بوجود آوردن یک فضای پلیسی در دنیا برای بردگی ملتها .

او این فرضیه را هم مطرح کرده که حیوانات خزنده دیگری هم هستند که از صور فلکی Dracoمی آیند . البته کسانی هم هستند که میگویند قربانی توطئه تکامل ژنتیکی خزنده پروری شده اند . گزارشهای زیادی از مشاهده سیاستمداران برجسته آریزونا در مناسک خون روشن ضمیران وجود دارد . البته او هنوز نتوانسته از حد تئوری فراتر برود ونمونه ای واقعی از این موجودات را نشان دهد .

نویسنده ای بنام پاتریک بلینجر هم ادعا میکند که بوش یک خزنده است او در فیلمنامه خود تحت عنوان NESARA می گوید که سرانجام خزندگان برزمین مسلط خواهندشد .

در سال 2003 جریانی به بیرون درز کرد درباره قتل عده ای که مدارکی را در مورد ارتباط خانواده بوش و خزندگان پیدا کرده بودند و این قتل توسط خزندگان انجام شد اما دو نفر بنامهای لیندا هنینگ و حسین کات بجای آنها دستگیر وبه زندان ابد محکوم شدند .

و اما نظریاتی درباره آنوناکی

زکریا سچین درترجمه الواح سومری متوجه شد که یک نژاد بیگانه گونه ای از انسان را بوجود آورده که مانند برده در معدنهایشان در آفریقا کاربکنند . یکی از این گونه ها ی بیگانه آنوناکی است که از آمیختن ژن انسان و حیوان نژاد سیاه را بوجود آورد . نژادی که زمانی امپراطوران زمین شدند و نژاد سفید را به بردگی گرفتند . این نظریه می گوید که آدم وحوای اولیه سیاه پوست بوده اند . درسلسله مراتب کاست سومری انسانهای سیاه پوست پست تر از آفرینندگانشان بودند . الواح سومری اشاره می کنند که آفرینش سیاه پوستان در منطقه جغرافیایی AB.ZU. انجام شده که درغرب آفریقا شناسایی شده که تطبیق میکند با دروازه ستاره ای .

حق ترکیب بین اژدها وانسان به خداوندخورشید Shamhash می رسد . منظومه شمسی از نام او گرفته شده است که درابتدا منظومه شمشی نامیده می شد . آنوناکی شامل 23 خدا هستند که در آرامگاههای سومری از آنها نام برده شده . اینها شامل انلیل فرمانروای آسمان و انکی فرمانروای زمین نیز می شود . خدایان دیگر جزء آنوناکی نیستند و در فرهنگ بابلی به آنها سر یا اژدها گفته می شوند .

کلمه سر در واقع به معنی مار بزرگ است و با کلمه سانسکریت ‘Sarpa’ ارتباط دارد که درفرهنگ Dravidian به معنی خدا ـ مار یا خدا ـ اژدها نامیده می شود . سچین می گوید که نژاد آنوناکی هنوز درفرم بشر امروزی نفوذ کرده و وجود دارد . آنها دو زیست هستند و این بار شبهه خزنده باید نامیدشان که اززمان باستان تا کنون بوده اند . این عده جزء نخبگانی هستند که در سطح بالای جهانی فعالیت می کنند .

لارنس گاردنر تاریخ دان ونویسنده ادعا می کند که نظریه جام مقدس اززمان سومرقدیم بوجود آمده و آن زمانی بوده که بیگانگان خزنده آنوناکی نسلی را بوجود آورده اند توسط مهندسی ژنتیک که از خون تغذیه می کردند و آنها بعدها جزء سلاطین زمین شدند .

Stewart Swerdlow که از دوستان سچین هست نیز در تحقیقات خود ادعا می کند که بخشی از بیگانگان خزنده در جامعه زمینی ما نفوذ کرده اند و نژادشان دراکو نام دارد که از منظومه دراکو به زمین آمده اند . او هم معتقد است که آنوناکی نژاد سیاه را در آفریقا بوجود آورده اند در پروژه سومر . او می گوید این مطالب در الواح سومری بخوبی تشریح شده اند ودر تاریخ قومی بنام Zulu در آفریقا مطرح شده . شرکت آمریکایی آنجلو معادن قدیمی در این زمینه پیدا کرده که نظریه سچین را به سمت اثبات پیش
می برد این معادن به 60000 سال قبل از میلاد تعلق دارند .

 

 http://www.kodakeeck.blogfa.com/

نگاشته شده توسط: ufolove | نوامبر 6, 2009

مهم*مستند حيات در فضا فردا شنبه 19/8/88 شبكه 4*

سلام

فردا ساعت 19 حتما اين مستند را ببينيد.

نگاشته شده توسط: ufolove | نوامبر 5, 2009

عکسهايی از آدم کوچولوها يا پری های کوچولو

سال 1917 .فرانسه
این عکسها از همه نظر مورد برّرسی و تحقيق قرار گرفته و تابحال تمام اساتيد معتقدند
که عکس ها اصل هستند و مونتاژی در کار نيست






منبع:http://paranormal-investigation.com/

سلام.يكي از دوستان جعلي بودن اين عكسها را به اطلاع من رسوند من هم مطلب را اينجا مي گذارم.

توي همون نگاه اول معلومه كه پري ها نقاشي هستند، محض اطلاع تون بايد بگم كه اين دخترها در سالمندي و وقتي كه سن شون بالاي هفتاد سال بود اعتراف كردن كه اين تصاوير رو از كتاب بريدن و با سنجاق ته گرد روي سبزه ها چسبوندن و باهاشون عكس گرفتن، آخه قبل از اون در سال ١٩٧٨ يك محقق متوجه شد كه اين پري ها با نقاشي هاي كتاب قصه اي به نامPrincess Mary’s Gift كه در سال ١٩١٧ چاپ شده بود يكي هستند و بعد از اون بود كه دخترها به حقه اي كه زدن اعتراف كردن. من نمي دونم بعضي از افراد چطور به سادگي گول چنين تصاوير بچگانه اي رو مي خورن.

منبع
http://iconicphotos.wordpress.com/category/society/page/4/

 

نگاشته شده توسط: ufolove | نوامبر 5, 2009

طومارهای بحرالمیت

طومارهای دریای مرده

مقدمه

طومارهای بحر المیت نسخه‌های خطی عتیقی هستند که در سواحل شمال غربی دریای مرده (بحر المیت) در نزدیکی وادی قمران بین سال‌های ۱۹۴۷ تا ۱۹۵۶ میلادی کشف شده‌است. این طومارها اکثراً به زبان عبری مکتوب شده‌اند و شامل نسخه‌هایی از عهد عتیق می‌باشند. مکشوفات شامل ۱۵۰۰۰ قطعه از ۸۰۰ تا ۹۰۰ مصحف بوده که در طی قرون سوم تا دوم قبل از میلاد به تحریر در آمده‌اند. اکثر محققین معتقد هستند که این نوشته‌ها که در یازده غار پیدا شده‌اند متعلق به یک گروه فرقه‌ای خاص از یهودیان به نام اسینیین می‌باشد. این گروه از یهودیان معتقد بودند که دنیا به شکل مشخصی بین نیرو‌های خوب و نیروهای شیطانی تقسیم شده‌است. آنها خود را از بقیه یهودیان جدا کرده بودند و زندگی اجتماعی تشکیل داده بودند که توسط یک رهبر (ماشیح گونه) (messianic) هدایت می‌شد. نزدیک بودن زمان تألیف این نوشته‌ها به قرن اول میلادی اطلاعاتی درباره پیدایش مسیحیت و بر هم کنش مسیحیان اولیه و آداب و رسوم مذهبی یهودیان فراهم می‌کند

غار هايی که دستنوشته‌ها در آنها يافت شد.

انتشار این دستنوشته‌ها دهه‌های زیادی طول کشیده و این خود باعث مجادلاتی بین محققین شده‌است. تا سال ۲۰۰۷ میلادی، انتشارات دانشگاه آکسفورد هنوز دو جلد از مجموعه (در حال حاضر ۳۹ جلدی) Discoveries in the Judaean Desert را در دست تهیه دارد. مسئولان این پروژه رسما دلیل عدم انتشار قسمتهای باقی مانده را مسائل «دینی، سیاسی» عنوان کرده‌است.[

مکشوفات به دست آمده شامل بخش‌هایی از تقریباً تمامی کتاب‌های موجود در عهد عتیق (شاید به استثناء کتاب استر) می‌باشد. این موضوع اهمیت شایانی دارد زیرا نسخه‌های در دست محققین، قبل از این اکتشافات، قرن‌ها دیرتر نوشته شده بودند. این موضوع قابلیت مقایسه نسخه‌های فعلی عهد عتیق با نسخ قدیمی آن را فراهم می‌کند. در حالی که برخی از کتب مقدس یافت شده تفاوت ناچیزی با متن عهد عتیق سنتی (یا مسورتیک) دارد، برخی از نسخ یافت شده از کتاب سفر خروج و سموئیل که در غار شماره چهار یافت شده‌اند، تفاوت چشمگیری، هم در نحوه بیان و هم در محتوا، با متن امروزی شان دارند. وجود اختلافات متنی زیاد، محققین را به سمت پذیرش این نظریه که متن عهد عتیق در دست ما بر پایه سه خانواده از منابع تدوین شده‌است: متن ماسورتیک، متن عبری اصلی سپتویجنت و تورات سامری. به صورت فزاینده‌ای دانشوران بیشتری به این نتیجه رسیده‌اند که متن عهد عتیق قبل از استاندارد و ثابت شدنش (canonization) در سال ۱۰۰ میلادی بسیار روان بوده‌است.

 

متن

طومارهای بحرالمیت شامل 825 تا 870 مدرک مهم می شود که شامل کتاب مقدس به زبان عبرانی است این طومارها ما بین سالهای 1947 تا 1956 در یازده غار در اطراف وادی کومران نزدیک خرابه های Khirbet Qumran در قسمت شمال غربی بحرالمیت پیدا شده است …

 تاریخ و محتویات

با انجام آزمایش کربن و فن تحلیل متن و تحلیل دست نویسها معلوم شد که این طومارهای بین قرون قبل وبعد از میلاد نوشته شده است . قرن دوم قبل ازمیلاد و اولین قرن بعد ازمیلاد . تنها مدرک عبرانی دیگری که با این مدرک قابل مقایسه باشد پاپیروس نش در مصراست که شامل ده فرمان نیز می شود . موادی که در نوشتن به کار رفته است از پایگاه های نزدیک همانند دژ  Masada بازیافت شده است .

بعضی طومارها روی پاپیروس نوشته شده و برخی روی پوست حیوانی خرمایی رنگ اما هردو بخوبی حفظ شده است . طومارها با پرپرنده نوشته شده اند و جوهری که برای نوشتن استفاده شده از دوده ورنگدانه های سفید ساخته شده است .

این طومارها طومارهای مسی نیز نامیده شده اند چون در ساخت آنها از ترکیب ورقه های نازک مسی نیز استفاده شده است . این طومارها حد اقل شامل 800 متن هستند که از عقاید هستی شناختی فرقه های مختلف سخن می گویند . 30%از طومارها شامل کتاب مقدس به جز کتاب Esther و کتاب Nehemiah هستند . 25 % متنها سنت دینی اسرائیلی را شامل می شوند که در کتاب مقدس موجود نیستند مانند کتاب Enochوکتاب Jubilees و وصیتنامه Levi .

30% طومارها هم اختصاص دارد به تفسیر کتاب مقدس که به قوانین اجتماعی اشاره دارند که تحت عنوان طومارهای انضباطی شناخته می شوند که شامل قوانین تنبیهی نیز می باشند . ونیز این طومارها به نبرد میان فرزندان نور و فرزندان تاریکی اشاره می کنند که به طومارهای جنگ نیز این بخشها مشهورند . محققان عقیده دارند این نوشته ها مربوط است به یک فرقه خاص ازیهودیان که اجتماع کوچکی را تشکیل داده بودند و آیین نامه و الزامات عضویتی خاص خود را داشتند و همگی در منطقه کومران سکنی گزیده بودند .

15% از طومارها به حدی متن پیچیده ای دارند که هنوز ترجمه نشده اند . بیشترطومارها به دو لهجه عبرانی کتاب مقدس وعبرانی بحرالمیتی نوشته شده اند . عبرانی کتاب مقدس بعهدها سلطه بیشتری پیدا کرد نسبت به عبرانی بحرالمیت . بعضی از طومارها هم به زبان آرامی و برخی به زبان یونانی نوشته شده است . تنها چند طومار از این طومارهادر دوره کومران نوشته شده است و بیشتر آنها دست نوشته ایی است که ازروی فرهنگ قبل از کومران و حتی قدیمی تر از آن کپی برداری شده است زمانی که هنوز اجتماعی در این منطقه شکل نگرفته بود .

انجمن کومران تلاش نکرده تا یک کپی از کتاب مقدس امروزی را تحویل ما بدهد بلکه کوشیده نوع نگرش و دین شناسی خود را دراین طومارها زنده نگهدارد . انجمن کومران کتابهای خنوخ و کتاب Jubilees را نیزجزء کتابهای الهام بخش به شمار می آورند . متون کتاب مقدس بیشترشان در طومارها هست و در امتداد آن مناجاتها و کتاب سفر تثنیه .

قسمتهای مهم طومارها شامل تفسیرهایی است که توسط Habakkuk نوشته شده . که شامل قوانین اجتماعی است که اطلاعات ارزشمندی از ساختار و نوع دین شناسی این فرقه بدست می دهد . جدید ترین این نگارشها مدارک مربوط به  Damascus است .

طومارمسی که در سال 1952 پیدا شد همراه مقداری سلاح ، شامل لیستی پنهانی بود توسط یک مهر طلایی مهر و و موم شده بود و احتمالاً محتوایی رسوا کننده داشت .

اسنها

طبق نظراتی که تا سال 1990 بدست آمده این مدارک توسط اجتماعی روشنفکرانه و ماهیت شناسانه بنام اسنها که در منطقه کومران زندگی می کردند نوشته و سپس پنهان شده است . و معروف هستند به فرضیات اسنها فرضیاتی که نشان می دهد چگونه یهودیان در سال 66 بعد ازمیلاد از رومیها متنفر شدند . و تا قبل از سال 1947 که معلوم شد تیمهای ترور رومی این گروه را متلاشی کرده اندو آنها کتابهایشان را روی این طومارها نوشته و پنهان کردند کسی از ماهیت این گروه اطلاعی نداشت .

صدوقیان  

نظریه دیگری وجود دارد که نشان می دهد این گروه دارای محبوبیت بودند چون توسط روحانیان Zadokite رهبری می شدند . مهمترین پشتیبان این نظریه Miqsat Ma’ase haTorah” نام دارد . او معتقد است که عصاره قوانین دینی در این طومارها وجود دارد .

Sadducees ( محققی دیگر ) معتقد است که اسنها و یوسفیان به جبرگرایی اعتقادی ندارند اما این برعکس چیزی است که در نوشتهایشان آمده که همه چیز تابع سرنوشت است . همچنین طومارها نشان می دهند آنها به رستاخیز و زندگی پس از مرگ و روح باور داشته اند در حالیکه Sadducees معتقد است نه فرشته ای وجود دارد ونه روحی و نه رستاخیزی .

کتابخانه معبد .

درسال 1963 Karl Heinrich Rengstorf این نظریه را درمورد طومارهای مسی مطرح کرد که آنها منشاء شان بر می گردد به کتابخانه معبد یهودی اورشلیم . این نظریه دردهه 1960 توسط محققان زیادی رد شد . آنها معتقد بودند طومارها در محل کومران نوشته شده و نه اینکه جزئی از معبد اورشلیم باشد واز آنجا به اینجا حمل شده باشد .

این نظریه نیز توسط de Vaux’s پشتیبانی شد که محل طومارها کومران بوده ونه جای دیگری . در دهه 1990 این نظریه توسط Norman Golb و چندین محقق دیگر مطرح شد که منشاء طومارها می تواند از کتابخانه های مختلف باشد ونه فقط کتابخانه معبد اورشلیم .

فرضیه دو مسیح

در کتاب طومارهای کشف شده ی بحرالمیت نوشته ی رابرت آیزنمن Robert Eisenman و مایکل وایز Michel wise می خوانیم که، “طومارهای اولیه از “دو مسیح” سخن می گویند، اما بعدها جوامع یهودی شروع به ادغام آنها به یک مسیح نمودند. همانگونه که گفتیم برخلاف تئوری مشهور دو مسیح در طومارهای عتیق کومران، این ارجاعات به مسیح هارون و اسرائیل در سندهای دمشقی، مفرد است نه جمع … یک توجیه ممکن برای مفرد بودن مسیح این است، که یک مسیح با دو صفت پادشاهی و راهب بازسازی شده است؛ تقریباً شبیه آنچه در عهد عتیق آمده است.”(طومارهای کشف شده ی بحر المیت The Dead Sea Scrolls Uncovered ،رابرت آیزنمن و مایکل وایز ص162)

 “طبق یک نگاه غالب در متن های فرقه ای کومران، “دو مسیح” در جماعت آخرالزمان خواهند بود، که یکی از آنها راهب و دیگری از میان مردم .”(احیاء طومارهای بحرالمیت Reclaiming the Dead Sea Scrolls ، لارنس.اچ. شفمن Lawrence H. Schiffman ص321-122)

 

تئوریهای دیگر

برخی معتقدند در مورد این طومارهای گمشده شاید چیزی در کتاب مقدس گفته شده باشد . زیرا در آنها نیز درمورد تاریخهای مهم کتاب مقدس صحبت شده است . نظریات شک بر انگیز زیادی نیز در مورد این طومارها گفته شده بعنوان مثال گفته شده که این نظریات کاملاً دنیوی ( ماتریالیستی ) هستند . چون در کتاب خنوخ در باره نیفیلیم که یک سر این قضیه طبق تحقیقات امروزی بر می گردد به آنوناکی سخن گفته شده است . نظریه های دیگر به خود منطقه کومران بر می گردد که معتقدند این منطقه بعنوان دژ ارتش در زمستان استفاده می شده است .

اکتشافات

طومارهادریازده غار درنزدیکی وادی کومران پیدا شدند . یازده غاری که بعنوان منطقه مسکونی حساب نمی شدند . این طومارها اولین بار در سال 1947 توسط چوپانی بادیه نشین که بزها و گوسفندهای خود را به چرا می برده است بنام محمد احمد آل حامد کشف شد .

یکی دیگر از غارهای محل کشف طومارها

داستان از اینجا شروع شد که این چوپان سگش دریکی از غارها گم می شود و او برای بیرون آوردن او شروع به انداختن سنگ بدرون غار می کند . سنگ به یکی از کوزه ها می خورد و محمد احمد تشخیص می دهد که چیزی درون غار وجود دارد او چندین کوزه قدیمی راکه در پارچه ای کتان مانند پیچیده شده بودند نشان می دهد . دکتر جان در مصاحبه های متعددی  که با هر کدام از مردان محمد احمد انجام می داده با یک قصه جدید روبرو می شده .

طومارها اول بدست یک عتیقه فروش افتاد بنام ابراهیم ایجاه او حدس میزد که طومارها از یک کنیسه دزدیده شده باشند . طومارها سپس بدست یک خراز و عتیقه فروش بنام خلیل اسکندر شاهین معروف به کاندو افتاد . او با شمی که داشت متوجه شد که باید تعداد بیشتری از این اشیاء وجود داشته باشد . او تعدادی را تشویق کرد که دوباره به غار برگردند تا چیز بیشتری پیدا کنند .

کاندو حفاریها غیر قانونی خود را ادامه داد تا اینکه توانست حد اقل چهار طوماردیگر را پیدا کند . طومارها در دستان مرد بادیه نشین ماندند تا برای فروش آنها مذاکره شود . این شخص بزودی پیدا شد .او نامش George Isha’ya از کلیسای ارتدکسی سوریه بود که با کاندو تماس گرفت در این میان مارک مانستری محقق بسیار امیدوارومشتاق بود که بزودی خواهد توانست متنها را مطالعه کند .

Mar Samuelاز دانشگاه متروپولیتن پس از آزمایش وتعیین سن طومارها علاقمند شد آنها رابخرد . چهار طوماری که پیدا شده بودند به طومارهای بنی اسرائیلی که انباشته بودند از قوانین اجتماعی Habakkuk Peshar و همچنین کتابهای Apocryphon ( تایید نشده و ممنوعه از نظر روحانیون ) مشهور شدند .

بزودی طومارهای دیگری نیز پیدا شد و شخصی بنام Eleazer Sukenik سه طوماردیگر پیدا کرد . طومارهای درباره جنگ وشکر گذاری و مطالب جسته گریخته درباره قوم بنی اسرائیل .

در پایان سال 1947 شخصی بنام سوکنیک کوشید که بقیه طومارها را از مار ساموئل بخرد . اما معامله انجام نشد ودر عوض طومارها مورد توجه دکتر جان ترور از مدرسه تحقیقاتی آمریکایی اورینتال قرار گرفت . دکتر ترور این طومارها را با بزرگترین دستونیس کتاب مقدس تا آن زمان بنام نش پاپیروس مقایسه کرد و بین این دو متن تشابهات زیادی پیدا نمود. . دکتر ترور با عکاسی آماتور که در 21 فوریه سال 1948 با مار ساموئل ملاقات کرده واز طومارها عکس گرفته بود دیدار کرد . کیفیت عکسها بهتر بود و ماندگاری بیشتری داشت چون طومارهایی که از درون کتانها پیچیده شده بودند اکنون باز شده ودر معرض آلودگی و فاسد شدن بودند .

در مارس همان سال که تنش میان فلسطینیان و اسرائیل زیاد شد طومارها از این سرزمینها به امانت خارج شد البته بصورت غیر قانونی به بیروت انتقال داده شد .

انتشار

مدارک بدست آمده خیلی زود منتشر شدند . بیشتر دست نوشته های غار شماره 1 دربین سالهای 1950 و 1956 چاپ شدند . یافته های دیگر از 8 غار دیگر دریک حجم در سال 1963 ویافته های غارهای باقی مانده در سال 1965 منتشر شد .

اما40% از یافته های غار چهارم جمع آوری نشده وترجمه نشده باقی ماند . انتشاراین موارد به عهده یک تیم بین المللی به سرپرستی پدر رولاند دی ووکس از اعضاء ارشد سفارت دومینیکن در اورشلیم گذاشته شد . آنها تا سال 1968 نیرویشان را صرف دفاع از نظریاتشان کردند تا متنها ار منتشر کنند تا متخصصان در مورد آنها قضاوت داشته باشند .

محققی بنام گزا ورمز درکارویرایش و انتشار متنها وارد شد . تیم قبلی مورد سرزنش قرار گرفت که چرا تا این حد انتشار متنها را به تعویق انداخته اند . تیم جدید با اراده قوی شروع به کار کرد با این همه یافته ها وترجمه های غار چهارم تا مدتها برای عموم منتشر نشد . یک دستور پنهانی داده شده بود که هیچکس نباید جز این تیم بین المللی به محتوای اصلی این طومارها در غار چهارم دست پیدا کند .

بعد از مرگ دی واکس در سال 1971 جانشینان این محقق نیز به درخواستهای انتشار عکسهای طومارها جواب رد دادند تا دیگر محققان نیز بتوانند دراین زمینه قضاوت کنند . این حکم بالاخره شکسته شد در سال 1991، 17 مدرک باقیمانده بازسازی و عکسبرداری شده در یک فهرست الفبایی آماده شده بود منتشر شد که تا سال 1988 این متنها کامل شدند .  

اما بعدها معلوم شد که این حکم عدم انتشار شامل کتابخانه هانتیگتون در سان مارینو ایالت کالیفرنیا نشده است و نسخه ای ازاین یافته های غار چهارم در این کتابخانه وجود دارد . بعد از مدتی تاخیر عکسها توسط رابرت آیزمن و جیمز رابینسون و ویرایش فاسیسمیل از طومارها ی بحر المیت در دو مجموعه در واشینگتن دی سی در سال 1991 منتشر شدند . اما پس از لغو دستور سری در سال 1995 تعداد این متنها به پنج جلد رسید .

تئوری توطئه واتیکان

از سال 1990 که انتشار طومارها آغاز شد واتیکان بصورت چشمگیری شروع به سرکوب موارد منتشر شده نمود . مایکل بایجنتس و ریچارد لایت در کتابهای خود مطرح کرده اند که طومارهای در واقع کلیدهایی هستند بر قفل تاریخ یهودیت ومسیحیت که سالها بصورت پنهانی نگهداری می شدند .

واتیکان معتقد بود باورهایی که دراین طومارها تبلیغ می شود دستکاری شده توسط کسانی است که ضد مسیح هستند و بدینوسیله خواسته اند که در مسیحیت وبر ضد آن نفوذ کنند .

طومارها آکنده هستند از مقالاتی در مورد تناسخ و معراجهای عجیب وغریب و اشیاء پرنده و زندگی پس از مرگ اما با روایتی متفاوت که در آن خبری از عذاب و جهنم به معنی کلیسایی آن نیست .و مکاشفاتی که هیچکدام نمی تواند مورد تایید کلیسا باشد .

اهمیت

البته اهمیت طومارها تا حدودی مورد تضعیف قرار گرفته ازطرف مخالفان چون هیچگونه اتفاق نظری روی منشاء وتاریخ آنها وجود ندارد . انتشار طومارها برای کسانی که به کتاب مقدس انتقادداشتند بسیار مسرت بخش بوده است . قبل از کشف طومارها قدیمی ترین دستنویس کتاب مقدس بر می گشت به متنهای Masoretic . که درقرن نهم پیدا شده بودند . بر اثر فشارهایی که انتشار طومارها ایجاد کرد مورخان مجبور شدند تاریخ نگارش کتاب مقدس را به دومین قرن قبل ازمیلاد عقب بردند . آنها حتی به منظور مقابله با طومارها به متنهای دست نویس یونانی نیز پناه بردند . اگرچه متن دست نویسهای پیدا شده با طومارهای کومران فرق داشت اما محققان وابسته به واتیکان می کوشیدند طومارها را بی اعتبار نشان دهند .

به طور کلی متون طومارها چراغ جدید را برای شناخت و ساختن یک مفهوم دیگر از کتاب مقدس و روایتی دیگرگون از آن را ارائه می دهد که مستعد تبدیل شدن به یک فرقه نوین است . به زبان فارسی جز کتاب خنوخ نگارنده اثر دیگری را ندیده است که چه بصورت رسمی وچه بصورت زیر زمینی منتشر شده باشد . که همین ترجمه خنوخ با توجه به مقدمه ای که مترجم بر متن اصلی نوشته معلوم است که جهت دار بوده و مقصود کامل را نمی رساند واین فقر ما فارسی دانان است که کتابهای مهم اینچنین به فارسی ترجمه نشده اند .

http://www.kodakeeck.blogfa.com/

نگاشته شده توسط: ufolove | نوامبر 4, 2009

كتاب گمشده انكي(فصل هفتم ـ قسمت دوم)

مردوک به انکی گفت که می خواهد به زمین برگردد . او برای پدرش فاش کرد که انلیل درطرحهای قدیمی اش ، در شهرها و کارهایی که انجام داده و برنامه ریزی هایش باید تجدید نظر کند . رو به دیگران کرد و گفت : محلی برای سفینه ها در Edin باید تاسیس شود . او طراحی های قدیمی را روی لوح بلوری به آنها نشان داد . منتقل کردن فرودگاه به ایستگاه بین راهی درمریخ تحققش چندان طولانی نخواهد بود . سپس به انلیل گفت : برای باردیگر که نیبیرو به سمت زمین هجوم بیاورد ما توانایی مقابله داشته باشیم ! اززمان فرود روی زمین اگر به شماره در آید هشتاد Shars گذشته است . (در متن هشتاد گفته شده ولی کمی شک بر انگیز است ـ مترجم )

 

اکنون زمان بررسی سفر انکی ومردوک است به ماه . اینکه چطور انکی سه راهی آسمان و صورت فلکی را تعیین نمود . اجازه بدهید محل سفینه ها را درنزدیکی Bad-Tibira شهر فلز تاسیس کنیم . اجازه بدهید ، طلا را از زمین به نیبیرو مستقیماً حمل کنیم . اینها را با نینورتا فرمانده Bad-Tibira در میان گذشت .

انلیل هم به جملات نینورتا ، پسرش با دقت گوش کرد وبه هوش و فراست او افتخار نمود . انلیل به سرعت طرحها رابه آنو ارائه نمود و توضیحات لازم را داد .

اجازه بدهید محلی برای سفینه  های آسمانی در Edin تاسیس شود . درنزدیکی آنجا سنگ طلا وجود دارد که می توان آنها را گداخت و تصفیه نمود . بدین صورت طلای خالص بصورت مستقیم از زمین به نیبیرو حمل خواهد شد . و همچنین قهرمانان می توانند مستقیماً از نیبیرو به زمین با تدارکاتشان وارد شوند . انکی به آنو ، پدرش ، گفت : طرح برادرم بزرگ و شایسته است ! اما خسارت بزرگی اجرای آن به بارمی آورد . جاذبه زمین از مریخ خیلی بیشتر است . غلبه بر آن تمام قدرت ما را فرسوده خواهد کرد . قبل ازاینکه عجولانه تصمیمی بگیریم اجازه بدهید یک طرح آزمایشی اجرا کنیم . زمین همسایه ای در نزدیکی خود دارد که آن ماه است . جاذبه کمی دارد و فرود آمدن وبرخواستن از آن به کوشش زیادی نیاز ندارد .

 

ص 118

اجازه بدهیدمردوک به آنجا سفر کند تا آزمایشش کرده و بفهمد که برای یک ایستگاه بین راهی مکان مناسبی هست یا نه .

 

تصویری از مردوک

دوطرح برای آنو و مشاوران و دانشمندان ارسال شد تا مورد بررسی قرار دهند . پادشاه به آنها اطلاع داد که ، ابتدا وضعیت ماه را بررسی کنید ! اول ماه را آزمایش کنید ، این تصمیم آنوبود که به انکی و انلیل ابلاغ شد . انکی سفرهای زیادی انجام داده بود اما همیشه ماه برای او وسوسه دیگری بود . در جایی از آن باید آب پنهان شده باشد . او همیشه ازاتسمفر آن در تعجب بود . در شبهایی که بی خواب می شد با دیسک نقره ای خنک جادوییش مشاهدات را انجام می داد . در عین اینکه رو به زوال بود خود را سرپا نگه می داشت و با خورشید بازی می کرد واین یکی از عجایب از عجایب زیاد آن بود . رازی در وجودش نهفته بود که او میل داشت آن را کشف کند . بوسیله rocketship انکی ومردوک به ماه سفر کردند . سه  بار در آغوش زمین همراهش بودند . آنها نظاره گر از نفس افتادن اژدها بودند . صورت ماه با حفره های زیادی که کار دست شیاطین خرد کننده بود علامتگذاری شده بود .

 

با پیچشی ماهرانه آنها rocketship را درمیان تپه ها فرود آوردند . از این مکان آنها می توانستند زمین و پهنای آسمانها را مشاهده کنند . کلاه ایمنی عقابیشان را بر سر گذاشتند چون هوای آنجا برای تنفس کافی نبود . با خیال راحت جهتی رابرای بررسی انتخاب کردند و بسویش گام برداشتند . دستهای اژدهای شیطانی جز خشکی و ویرانی چیزی به جا نگذاشته بود . مردوک به پدرش گفت : اینجا مثل مریخ نیست . برای ساختن یک ایستگاه بین راهی کاملاً نا مناسب است . بیایید اینجا را رها کنیم و به زمین برگردیم . انکی به مردوک گفت : عجله نکن پسرم ! از اینجا می توانیم به سادگی ربعی از خورشید را ببینیم .

زمین همچون کره ای خالی در فضا معلق است . با وسایلی که داریم می توانیم آسمانها را اسکن کرده وفاصله آنها را اندازه گیری نماییم .

ص 119

این همه قابل ستایش است چون کار دست آفریند ه ای است که به تنهایی این همه را آفریده است ! اجازه بدهید بمانیم ومدارها را بررسی کنیم . بخصوص وضعیت مدارهای ماه وزمین را . اینکه چطور زمین به دور خورشید مداری برای خود می سازد . انکی نگرانی ناشی از مشاهداتش را با مردوک ، پسرش در میان گذاشت . مردوک با حرفهای پدرش متقاعد شد و آنها محل اقامتی در rocketship برای خود تدارک دیدند . به اندازه یک مدار زمین و معادل سه مدار ماه ، روی ماه باقی ماندند . حرکتهایش در نسبت بازمین را اندازه گرفتند که این محاسبات حدودیک ماه طول کشید . برای شش مدار ، زمین ، و دوازده مدار در نسبت با خورشید سال زمین اندازه گیری شد . ثبت شد که چگونه این دو مانند دو جرم آسمانی نورانی دریکدیگر می پیچند و به نوبت ناپدید می شوند . سپس به ربعی از خورشید توجه نشان دادند . مسیرهای  Mummu و مریخ را مطالعه کردند . بازمین و ماه ، مریخ دو ربع را تشکیل می داد . انکی ومردوک آزمایش نمودند ، شش تا ازآسمانها پایین تر ازآبها بودند و شش تا از آسمانها بالاتراز آبها . آنها در آنسوی Hammered Bracelet قرار داشتند . Anshar و Kishar, Anu و Nudimmud, Gaga   Nibiru . اینها شش تای دیگر بودند . همه آنها دوازده تا می شدند . با این شمارش خورشید وخانواده اش دوازده نفره می شدند . مردوک از پدرش از دگرگونیهای اخیر پرسید . همچنین از پدرش پرسید که چرا هفت آسمان در یک ردیف قرار دارند ؟ انکی ایده هایش را در مورد خورشید و مدارهای پیرامونش توضیح داد . انکی با دقت نگاه کرد که چگونه در اطراف خورشید گروه بزرگی تشکیل شده است . انکی موقعیت زمین وماه را در چارتی که داشت علامتگذاری نمود . حرکتهای نیبیرو نشانی از نسل خورشید نداشت . پهن بود ودر پیرامونش مدار بزرگی داشت . انکی تصمیم گرفت این راه به نام آنوی پادشاه نامگذاری کند . در گستره عمیق آسمانها ، ستاره های پدر و پسر مشاهده می شدند . انکی مسحور گروه بندی و قرابت آنها شده بود .

 

ص 120

بوسیله مدارهای آسمانی ، از افقی به افق دیگر ، او تصویر دوازده صورت فلکی رارسم کرد . در نواری بزرگ ، راه آنو ، با هر جفت از خانواده دوازده نفره خورشید قرار داشت . برای هر کدام ایستگاهی تعیین کرد و نامی بر هر کدام گذاشت . در آسمانهای پایین تر از راه آنو ، رویارویی نیبیرو و خورشیدقریب الوقوع بود . انکی این مسیر را که همچون زنجیر بود طراحی کرد . دوازده صورت فلکی هر کدام شکلی را به خود اختصاص دادند .

آسمانهای بالای راه آنو ، طبقات بالاترش را راه انلیل نامید . همچنین در آن ستارگان دوازده صورت فلکی جمع شده بودند . سی و شش صورت فلکی در کل سه راه وجود داشتند . موضع زمین نیز مشخص شد . زمین به گرد خورشید می چرخید . انکی به مردوک نشان داد که چرخه آن شروعش از مقیاس زمانی آسمانی است .

 

مردوک

زمانی که من وارد زمین شده بودم و ساخت ایستگاهها تمام شد من در پایان آنها را ایستگاه ماهیان نامیدم . وبعد از آن بود که به من لقب « او از آب است » ! را دادند . انکی با رضایت و غروربه پسرش می گفت : شمادر آسمانها خرد بیشتری را می بیند . همچنین مردوک به پدرش گفت : اما درزمین و نیبیرو ، دانش و حکومت از یکدیگر جدا شده اند . انکی در پاسخ گفت : پسرم ! پسرم ! چیزی هست که شما نمی دانید و شما آن را گم کرده اید ! در رازهای آسمان ورازهای زمین من با تو شریک بوده ام ! مردوک که درد ورنج بسیاری در صدایش بود گفت : افسوس پدرم ! از زمانی که آنوناکی از کار شاق کار در معاف شدند و کارگران بدوی با طراحی شما مشغول به کار شدند ، نینماه و مادر نینورتا برای دستیاری شما احضار شدند و نه من که Ningishzidda که از من جوانتر بود برای کمک به شما احضار شد ، با آنها و نه من شما دانش زندگی ومرگ را شریک شدید .

 

ص 121

 

 

نگاشته شده توسط: ufolove | نوامبر 3, 2009

بشقاب پرنده منطقه رازول

WRIGHTPA.GIF

area51-11.jpg

نگاشته شده توسط: ufolove | نوامبر 3, 2009

عكسهايي از نيبيرو

Nibiru auf seiner Bahn

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نگاشته شده توسط: ufolove | نوامبر 3, 2009

دهکده ای که ناپدید شد

دهکده ای که ناپدید شد:
((جو لابل))   شکارچی حیوانات که به تماشای دهکده ای ایستاده بود که در جلوی او قرار داشت،احساس عجیبی درباره ی ظاهر این دهکده کوچک اسکیموئی داشت.باد سردی که از طرف دریاچه ((آنجیو کانی)) میورزید،پوست حیواناتی را که بر بالای در کلبه آویزان کرده بود به این سو و آن سو میبرد.چند قایق شکسته در ساحل افتاده بودند. صدایی شنیده نمی شد،حتی سگی پارس نمی کرد.جو از خودش پرسید پس مردم کجا رفته اند؟این سوالی بود که در آن روز سرد سال 1930 جو از خودش پرسید.وتا امروز بدون جواب باقی مانده است .جو سالهای زیادی مردم این دهکده ی کوچک و صمیمی اسکیموئی را می شناخت.این دهکده در پنج مایلی شمال قرارگاه مانتی در ((چرچیل))قرار داشت.در آن روز سرنوشت ساز جو چندین کیلومتر از خانه خود دور شده بود تا از میان دشت یخ زده عبور کند و چند ساعتی را با دوستان اسکیموی خود بگذراند،اما تنها سکوت از او استقبال کرد.
بموجب گزارشی که او به پلیس ((نورث وست))داد،او کنار دهکده ایستاده و دوستان خود را صدا کرد،اما هیچ پاسخی نشنید.چنین رفتاری از مردم این دهکده ی کوچک بعید بود.پرده ی ورودی یکی از چادرها را بالا زد و دوباره دوستان خود را صدا کرد،باز هم پاسخی نشنید.به کلبه های دیگر هم رفت میخواست بداند چه بر سر مردم آنجا آمده است .در یکی از از کلبه ها ظرفهای پر از غذا پیدا کرد که دست نخورده بر روی آتش آویزان بود.اما این آتش ماهها سرد شده بود.در یکی دیگر از کلبه ها چند لباس نوزاد که از پوست فک دریایی دوخته شده بود،مشاهده کرد ولی سوزن هنوز در لباس بود و نشان می داد که مادر ناگهان کار دوختن را رها کرده است.در ساحل چهار قایق وجود داشت که یکی از آنها متعلق به رئیس دهکده بود.این قایق ها بر اثر برخورد موج با آنها شکسته شده بودند و به نظر می رسید که مدتهاست از آنها استفاده نشده است.وقتی ماموران حرفهای جو لابل را شنیدند همراه او به دهکده رفتند و به تحقیق و بررسی دهکده پرداختند ولی آنها هم از مشاهده ی دهکده خالی ازسکنه بسیار تعجب کردند.در کلبه ها تفنگهای اسکیموها در کنار در کلبه به دیوار تکیه داده شده بود و در انتظار صاحبان خود بودند که هرگز باز نگشتند.در قطب شمال تفنگ با ارزش تر از هر چیز دیگر تلقی میشود.مکانی که زندگی در گرو داشتن آن است.هیچ اسکیموئی به یک مسافرت طولانی بدون تفنگ نمی رود،با این وجود نفنگها در کلبه ها بودند و اسکیمو ها رفته بودند.اما چه بر سر سگها آمده بود حیوانات بزرگ و نیرومندی که اهمیت آنها تقریبا در آن سرزمین به اندازه ی تفنگ بود.
در حدود صد کیلومتر دورتر از دهکده لابل و ماموران هفت سگ را پیدا کردند که به درخت بسته شده بودند و همگی از گرسنگی مرده بودند.اما مبهم ترین قسمت این معما چیزی بود که آنها در جهت مخالف اجساد سگها مشاهده کردند.در آنجا محلی بود که اسکیموها جسد اعضای قبیله خود را به شیوه سنتی در زیر توده ای از سنگ دفن میکردند ولی این قبر باز شده بود و سنگها با دقت در دو ستون چیده شده بود.مسلما گشودن قبر کار اسکیموها نبود و حیوانات هم نمی توانستند سنگها را به این صورت بر روی هم بچینند.       
کارشناسانی که به تقاضای ماموران به دهکده آمدند به مدت دو هفته به بررسی و تحقیق در آن دهکده پرداختند و از بررسی غذاهای مانده در ظرفها به این نتیجه رسیدند که اسکیموها دو ماه قبل از آمدن جو لابل به دهکده آنجا را ترک کرده اند.از قرار معلوم سی نفر ساکنین این دهکده اعم از زن،مرد و بچه بدلیل نامعلومی در آغاز فصل زمستان خانه ی خود را ترک کرده بودند.آنها آنقدر با عجله از آنجا رفته بودند که از تمام چیزهای خود از قبیل غذا،تفنگ،سگ و لباس صرف نظر کرده بودند.وجود قایقهای آنها خود دلیل محکمی بود که آنها هرگز از دریاچه عبور نکردند و قبرهای گشوده شده نیز بر پیچیدگی این معما می افزود.ماهها تحقیق و بررسی نتوانست حتی نشانه ای از افرادی که در دهکده ی آنجیو کانی زندگی میکردند ،بدست دهد.پلیس محلی نتوانست این معمای اسرار آمیز را حل کند و تا به امروز این معما همچنان لاینحل باقی مانده است.

منبع مطالب:عجیب تر از علم نوشته ی فرانک ادواردز و تر جمه ی:نیلوفر عامری-رخشنده عظیم.

نگاشته شده توسط: ufolove | نوامبر 2, 2009

مكان زندگي حضرت موسي

 منطقه” نویبه” در عربستان برای تمام پیروان مذاهب الهی و بخصوص پیروان حضرت موسی (ع) مکان مقدسی میباشد . این منطقه همانجایی است که حضرت موسی (ع) و پیروانش بعد از گذشتن از دریای سرخ و نجات از دست فرعون و همراهانش , محل سکونت او و یارانش شد . امروزه مردمان سایر کشورها با مذاهب مختلف از قبیل مسلمان و مسیحی و یهودی به این مکان می ایند تا یادگار ان دوران را بچشم ببینند . مکانی که هنوز هم میتوان خشم الهی را درانجا احساس کرد . ستونی که یاران حضرت موسی (ع) به دستور او ساختند (این ستون را امروز با نام کلومن یا یادگار موسی کلیم میشناسند ) تا یادگار عذاب و رحمت الهی – برای نسل امروز باشد – شاید همین احساس باعث شد تا ” رونی وایت ” از خود بپرسد آیا براستی عذابی در کار بوده است؟! در اطراف او یک ستون و خرابه های باقی مانده از روزگاران بسیار دور قرار داشت – و  روبروی او دریای قرار گرفته بود با نام دریای سرخ … آیا این دریا از وسط به دو نیم شده بود تا یکی از عزیزترین بندگان خدا به همراه یارانش از میانش بگذرند!! و سپس فرعون و  لشکریان با یکی از وحشتناکترین عذابهای پروردگار روبرو شوند.؟!! ( و اترک الــبحر رهوا” انهم جند مغرقون   و دریا را به آرامی ترک کن انها لشکری هستند که غرق خواهند شد . 25 / دخان)  همین سئوال باعث شد تا یکی از سخترین و پیچیدترین عملیات باستان شناسی توسط ” رونی وایت ” و یارانش آغاز شود . در بین محققان و اندیشمندانی ” رونی وایت ” چهره شناخته شده ای میباشد .. اولین کار تحقیقاتی او جستجو برای یافتن نشانه های از کشتی حضرت نوح (ع) بود . او موفق شد مدارک و مستنداتی را که قبل از او بصورت پراکنده منتشر شده بود را بصورت کتابی کامل منتشر کند .   ابتدا باید مشخص می شد که حضرت موسی (ع) و یارانش از کجا به راه افتاده اند و کدام فرعون مغضوب پروردگار شده است .. کوچکترین مدرک میتوانست انها را به سر منزل اصلی برساند .. همانگونه که در بالا عنوان شد منطقه” نویبه” در عربستان آخرین ایستگاه حضرت موسی (ع) و یارانش بوده است . یک مورخ یونانی اشاره کوتاهی به این واقعه عظیم کرده است . او میگوید : حضرت موسی (ع) و یارانش از شمال منطقه جیزه (هیلیوپولیس ) براه افتاده و بعد از گذشتن از کوه ها و بیابانهای سینا خود را به منطقه ای (هایروت ) نزدیک به آبهای خلیج عقبه رسانده اند -  مورخ یونانی -  اینجا را محل غرق شدن لشگریان فرعون می داند . روایت دیگر که توسط  مورخان مصری بعد از گذشت 1800 سال بعد از ان واقعه نگارش شده است ,حکایت از ان دارد که حضرت موسی (ع) از منطقه نزدیک جیزه حرکت کرده و بعد از گذشتن از رودخانه سینا  ( امروزه این رودخانه را با نام خلیج سوئز میشناسیم ) وارد منطقه بنام الطور در صحرای سینا شده و سپس خود را به نزدیکی خلیج عقبه امروزی رسانده و بعد از گذشتن از ان در  ” نویبه ” سکنا گزیدن . بررسی چنین منطقه ای با چنین ابعادی که شامل دو منطقه دریایی میشود  تقریبا” یک کار غیر ممکن بنظر می رسد . ” رونی وایت ” در کتابش  میگوید : بعد از کسب اجازه مسئولین مصری و عربستان سعودی بیش از 3000 پرواز بر روی منطقه انجام شد, اما هیچ نشان قابل اعتمادی بدست نیامد . ” روسی پترسون ” یکی از همراهان ” وایت ” با ابزار الات پیشرفته تمام ساحل عقبه را چه در مرز مصر و چه در مرز سعودی با وسواس زیاد مورد کتکاش قرار داد.  . تیم دیگری تاریخ مصر باستان را مطالعه میکردند . انها میخواستند بدانند کدام فرعون مورد غضب پروردگار یکتا قرار گرفته بود.

نقشه های ماهواره ای
 
 وَلَقَدْ أَوْحَيْنَا إِلَي‏ مُوسَي‏ أَنْ أَسْرِ بِعِبَادِي فَاضْرِبْ لَهُمْ طَرِيقاً فِي الْبَحْرِ يَبَساً لاَّ تَخَافُ دَرَکاً وَلاَ تَخْشَي‏
﴿ 77 ﴾ طه : جزء 16
و در حقیقت به موسى وحى کردیم که :بندگانم را شبانه ببر، و راهى خشک در دریا براى انان باز کن که نه از فرارسید

نگاشته شده توسط: ufolove | نوامبر 2, 2009

عكسهايي از روح

توی این عکس من یه چیزی دیدم ببینید شما هم میبینیدش یا نه

اینم که نمیدونم چیه Grin

من نه این عکسها رو تایید میکنم نه تکذیب  Grin Tongue قضاوت با خودتون glasses

نوشته‌های قدیمی‌تر »

دسته‌ها